پیدا کردنآشکار نمودن
بدان زن متجمل متکحل مانند که چون پیرایه عاریت ازو فروگشانید، زشتی روی خویش پیدا کند. (۷/۸۰)
بر آمدنگذشتن
همچنین تا یک سال برآمد. (۱/۵۸۱)
اگر پشتواره من ساعتی در پیش گیری، چندانکه من پاره بیاسایم، از قضیّت کرم و فتوت دور نباشد. (۹/۶۸۵)
رسیدنبه پایان آمدن و تمام شدن
مرا طاقتِ آن سخت برسید. (۶/۶۹۸)
پرسیدناحوال پرسی
فرخ زاد از آن جا به خانهی داستان شد و از رنج دل که به سبب و ادامه بدو رسیده بود، گرمش بپرسید. (۳/۳۳۴)
مرتب گردانیدنبر گماشتن
تیسی را زروی نام پیش آهنگی گلّه مرتب گردانید. (۳/۳۵۱)
دمیدنروئیدن
بر لب چشمهی حیاتش بعد از رفتن آب طراوت خطی سبز میدمید. (۹/۷۲۳)
زدنتاختن
یک روز خسرو چاکران را بفرمود تا به وقت صبحی که دیدهی جهان از سیاههی ظلمات و سپیدهی نور نیم گشوده باشد و بزرجمهر روی به خدمت نهد، متفکر وار بر وی زنند. (۲/۲۴۷)
۴-۲- فعلهای کم کاربرد یا متروک در مرزباننامه
هر زبانی از طریق واژگان خود به سطوح مختلف فرهنگ و تمدّن جامعهای که به آن تعلّق دارد و نیز به کل فرهنگ بشری میپیوندد. در نتیجه واژگان بیش از هر بخش دیگر زبان، از انواع تغییر و تحوّلها تأثیر میپذیرد و دستخوش دگرگونی میشود. در زمان های گذشته بعضی از افعال دارای معانی متعددی بوده است که امروزه بعضی از آنها متروک شده و استفاده از بعضی افعال به کندی صورت میگیرد و کم کم به دست فراموشی سپرده خواهد شد. مرزباننامه نیز از این ویژگی بر کنار نیست. انوری و گیوی در مورد تغییر و تحول زبان چنین میفرمایند:
«زبان امری ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر نیست، بلکه امری است تحول پذیر و دگرگون شونده. مطالعه در تاریخ تطوّر زبان را نشان میدهد که همهی زبانهای دنیا در گذشته و حال، پیوسته در حال تحول بوده و هستند؛ لغات تازهای وارد زبان میگردد و واژههایی به دست فراموشی سپرده میشوند، تلفظها تحت تأثیر علل و عوامل گوناگون دگرگون میشوند و ساختمان جمله نیز پا به پای این تحولات تغییر مییابد. زبان فارسی نیز که ما امروز بدان میخوانیم و
مینویسیم و سخن میگوییم، از این دگرگونی بر کنار نمانده است.» (انوری و گیوی، ۱۳۷۴: ۳۲۶)
در زمانی که مرزبان نامه ترجمه یا نگاشته شده افعال در معانی متعدّد و شیوه های متفاوت به کار میرفتند و افزون بر این افعالی در آن دوره به کار میرفتند که امروزه کم کاربرد، متحوّل و متروک شدهاند و از این گونهاند:
۴-۲-۱- به کارگیری افعال به شیوه کهن در مرزباننامه
این عیش و تنعّم که وصمت زوال و تصرّم مبیناد، به گوش او رسانیده. (۲/۴۸۵)
هر وقت که یکی را خواستندی و قرعهی اختیار برو افتادی، به پادشاهی خویش بنشاندندی، و چون نخواستندی، معزول شدی. (۶/۴۹۰)
بنجشکی از روزن در پرید؛ گربهای از گوشهی خانه بجست، او را بگرفت. (۶/۴۹۹)
پس برخیز و میرو آسوده و سبک بار. (۷/۵۰۹)
چون از نیاگان تو بر رقعهی ممالک خویش هیچ پیل این پیادهی طمع فرونکردست، مبادا استهزا رَادَ فِی الشَّطرَنج بَغلَهً، آخر الامر بر زیادت جوئی تو زنند. (۵/۵۳۸)
لشکری را که همه بیَاذق رقعهی مُطاردت ما اند، در پای پیل میفکن. (۱/۵۲۰
۴-۲-۲- افعال کم کاربرد در مرزباننامه
منظور از افعال کم کاربرد، افعالی است که در متون گذشته به طور معمول مورد استفاده قرار گرفته ولی بعد از انتقال به دورهی بعد بنا به دلایل مختلف با توجه به زبان معیار امروزی استفاده از آنها کم رنگ شده و کاربرد چندانی ندارد. در مرزبان نامه نیز چنین ویژگی مشاهده میشود و نمونه ها از این گونهاند:
استراق کردندزدیده گوش کردن (خطیب رهبر)
مفاوضات هر دو بشنید و به تمامی استراق کرد. (۳/۵۹۹)
ابتهاج نمودن: شادی کردن
همه اغراض سپرده و به دیدار یکدیگر ابتهاج ننمودهایم. (۶/۶۸۳)
الحاق کردنپیوستن، چسباندن (دهخدا)
بدان که من از این جریمه که به خود الحاق کردم، بریام. (۲/۱۷۳)
اعادت کردن: برگرداندن، مراعات نمودن
اگر امروز با من قاعدهی دوست پروری و دشمن شکنی که ترا عادت است، اعادت کنی. (۴/۵۳۲)
اختیار کردنبرگزیدن
روزی نیک و ساعتی مختار اختیار کن تا من از شهر بیرون روم. (۴/۴۹۲)
استفسار کردنتفسیر کردن
منجم از آن سخن تعجب نمود تا خود چه رمز و اشارت است، پس از آن معنی استفسار کرد. (۷/۴۹۲)
آگاهی دادنآگاه کردن
رفت و شوهر را از آن حال آگاهی داد. (۷/۵۲۸)
آویختنپیکار و ستیزه و آویزش کردن (خطیب رهبر)
شجاعی که با خصم نیاویزد، به هیچ کار نیاید. (۶/۷۸)
برگرفتن: برداشتن
مُضیف به طلب او فرستاد که ساز برگیر و ساعتی حاضر شو. (۱/۴۴۰)
برآمدن: بیرون آمدن
مار از سوراخ برآمدی و گستاخ پیش او بر خاک میغلطیدی. (۳/۱۰۲)
برزبان راندن: strong>بیان کردن
کلمه که لایق سیر حمیده و خلق کریم او بود، بر زبان براند. (۶/۳۳۷)
تمیز کردن: باز شناختن و جدا کردن
خبیثات را از طیبات دور انداختم و ابکار را از ثیبات تمیز کردم. (۳/۸)
حاصل آمدن: برانگیختن (خطیب رهبر)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...