۵– کارتیمی[۷۷] و حل مسئله ی گروهی: درجهان پیچیده ی امروز، بایستی افراد به یکدیگردر تحقق اهداف سازمان کمک کنند. ساختارها وسیستم های سازمانی باید افراد رابه کارهای تیمی وحل مسئله ی گروهی تشویق کنند. تیم های اثربخش ازچندین حیطه ی عملکردی تشکیل شده اند. این تیمها، یادگیری و پرسش گری را تشویق نموده وازیک رویکرد سیستمی برای حل مسئله حمایت می کنند. (نقل ازهویدا، ١٣٨۶، ص ۵٧)
اهداف سازمان یادگیرنده
حیدری تفرشی وهمکاران اهدافی را که سازمان های یادگیرنده به دنبال دستیابی به آنها هستند بدین شرح بیان می کنند:
– خلق عملکرد بهتر[۷۸]
– توسعه ی کیفیت
– ایجاد تعهد رقابتی
– نیرو و تعهد بخشیدن به نیروی کار
– درک وابستگی های درونی
– طلب زمان
– اداره ی تغییر[۷۹]
– اصلاح و بهبود قدرت سازگاری و کارایی درمقابل تغییرات محیطی
– نشان دادن عکس العمل سریعتردرمقابل محیط پویا و پیچیده
– بهبود کیفیت تصمیم گیری
– ابداع و خلاقیت درسازمان
– ایجاد پلی بین کار و خلاقیت (١٣٨١، ص ٢٢۶)
تفاوت سازمانهای سنتی وسازمانهای یادگیرنده
سازمانهای سنتی به طوردقیق دربرابرسازمانهای یادگیرنده قراردارند وجریان یادگیری درهرکدام با توجه به شکل ٢-١۴، متفاوت با دیگری است.
شکل ٢-١۴: مقایسه ی جریان یادگیری درسازمان یادگیرنده با سازمان سنتی (لوتانز به نقل از زالی، ١٣٧٨، ص ۴٣)
اینگونه سازمان ها را ازپنج بعد می توان با هم مقایسه کرد:
١- تعیین جهت کلی سازمان ٢- شکل دهی و اجرای اندیشه ها و فکرها ٣- ماهیت تفکرسازمانی
۴- حل تضاد ۵- رهبری وگزینش.
دریک نظام سنتی، بینش به وسیله ی مدیران عالی سازمان ارائه می شود. درواقع جهت کلی سازمان از سوی رهبران و مدیران عالی آن تعیین می شود. طبیعی است که در چنین سازمانهایی، اتخاذ استراتژی و اعمال کنترل دراختیارسطوح عالی سازمان می باشد. درصورتیکه دریک سازمان یادگیرنده، یک بینش مشترک سازمانی وجود دارد که در سطوح مختلف سازمانی (ازکارکنان تا مدیران عالی) نمایان گشته و مدیریت عالی سازمان تنها مسئول اطمینان یافتن از وجود این بینش و نیزپرورش آن است. درنظام اداری سنتی، مدیریت عالی تصمیم می گیرد که چه چیزی اجراء شود و بقیه تنها باید آن را اجراء کنند. در حالی که در یک نظام اداری یادگیرنده، کارکنان خود را توانمند و قدرتمند ساخته و لذا شکل گیری و اجرای ایده های نوین، در همه ی سطوح سازمانی انجام شود. (زالی، ١٣٧٨، ص ۴٣)
در نظام اداری سنتی، جزء نگری حاکم است. در حالی که در سازمان یادگیرنده، تفکرنظام یافته حاکمیت دارد. این تفکرنظام یافته، سازمان یادگیرنده را قادرمی سازد تا تغییرات را به طور اثربخش ایجاد نمایند.
برای آنکه یک سازمان یادگیرنده شود، مدیران باید دارای تفکری نظام یافته باشند. ازسوی دیگر در یک نظام اداری سنتی، تضاد ازطریق به کارگیری قدرت و نفوذ سلسله مراتبی حل می شود. در صورتی که سازمانهای یادگیرنده، تضاد را از طریق یادگیری جمعی و یکپارچه سازی دیدگاه های مختلف کارکنان در سراسرسازمان حل می کنند و سرانجام ازنظررهبری و انگیزش میان سازمان های یادگیرنده و نظام اداری سنتی تفاوت اساسی وجود دارد.
نقش رهبر در سازمان های سنتی ایجاد بینش، ارائه پاداش و تنبیه و اعمال کنترل است. اما درسازمانهای یادگیرنده، رهبر بینش مشترک سازمانی ایجاد و اقدام به قدرتمندسازی کارکنان می کند. به طورکلی در نظام اداری یادگیرنده رهبران سه نقش اساسی طراحی، معلمی و خدمتگذاری را ایفا می کنند. (زالی، ١٣٧٨، ص ۴۴) جدول ٢- ١۴ تفاوتهای بین سازمان سنتی و سازمانهای یادگیرنده را نشان می دهد.
جدول ٢- ١۴: تفاوت سازمان یاد گیرنده با سازمان های سنتی (لوتانزبه نقل از زالی، ١٣٧٨، ص ۴٧)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...