این پژوهش از نوع پژوهش های علی – مقایسه ای می باشد . نمونه پژوهش حاضر مشتمل بر ۲۰۰ نفر از دانشجویان دختر و پسر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند .
برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (فرم کوتاه ۳۶ سئوالی (۳۶-sf) و مقیاس خود کار آمدی نو جوانان با مقیاس پنج درجه (خیلی بد تا خیلی خوب ) استفاده شد داده های حاصل از پرسشنامه پژوهش با استفاده ازآزمون تحلیل واریانس چند متغیری (Manova) و نرم افزار SPSS و به کمک روش های آماری مورد تحلیل قرار گرفت .
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
شواهد نتایج حاصل از این مقایسه کیفیت زندگی و خود کار آمدی، هیجانی اجتماعی و تحصیلی نشان می دهد که به طور کلی افرادی که رضایت بالا تری از زندگی دارند از سبک های مقابله ای موثرتر و مناسب تر استفاده می کنند، عواطف و احساسات مثبت عمیق تری را تجربه می کنند و از سلامت عمومی بالاتری برخوردارند ، عدم رضایت از زندگی با وضعیت سلامتی ضعیف تر، علائم افسردگی ، مشکلات شخصی ، رفتارهای نا مناسب بهداشتی و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است .
واژه های کلیدی : کیفیت زندگی، خود کار آمدی هیجانی، اجتماعی، تحصیلی

فصل یکم

 

کلیات پژوهش

۱-۱-مقدمه
توجه به"منایع انسانی"پدیده­ای است که در دو دهه اخیر توسعه فراوان یافته است.بگونه­ای که پارادایمها و چارچوب­های فکری جدید و دگرگونی­های عمیقی که در حوزه و عرصه منابع انسانی پدید آمده، راه را برای بهره­ گیری بیشتر از توان و تخصص افراد و سازمان­ها هموار کرده است(ابوالقاسمی، ۱۳۸۳). سازمان­های عصر حاضر با نگاه راهبردی به منابع انسانی آن را به عنوان دارایی هوشمند و ارزشمند در نظر دارند و بیش از پیش به ارتقاء"کیفیت زندگی۱” افراد توجه دارند. بهبود کیفیت­زندگی کاری افراد،مستلزم اهتمام مدیریت سازمان به تدوین سیاست­های حمایت­گرایانه از منابع انسانی است.بر این اساس؛ استفاده مطلوب از منابع انسانی متکی به تدوین استراتژی­ های منابع انسانی و اقداماتی است که برای صیانت جسم، روح و حفظ کرامت انسانی افرادضروری است.در این راستا؛اقداماتی که شامل امکانات رفاهی، درمانی، امنیت­شغلی، طراحی­شغلی، اهمیت شغلی، توسعه و پیشرفت شغلی، آموزش و بهسازی و مواردی از این قبیل می باشد، مجموعاً تحت عنوان کیفیت­زندگی در نظر گرفته می شود. کیفیت زندگی که به عنوان یکی از رویکرد های بهبود عملکرد و از جمله عناصر مهم و کلیدی«فرهنگ­تعالی»به شمار می­رود، رویکردی است که موجب همسویی افرادو سازمان می­ شود( ویلکرسون، وندنبرگ، ۲۰۰۰؛ ابوالقاسمی، ۱۳۸۳).
به عبارت دیگر؛کیفیت زندگی،بعنوان موضوع سلامتی انسان از بدو پیدایش بشر و در طی قرون متمادی مطرح بوده است و هر جا سخنی از آن به میان آمده عمدتاً بعد جسمانی آن در نظر بوده است و کمتر به ابعاد سلامت روانی آن اشاره شده است. سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۰ ضمن تاکید به مسئولان کشورها در راستای تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جامعه همواره به این مطلب اشاره دارد که هیچ یک از این سه بعد به دیگری برتری ندارد(قنبری، ۱۳۸۵).اصطلاح کیفیت زندگی به طور معمول به حوزه های متعددی در زندگی فرد، ورای سنجش ساده نشانه­ها یا آسیب­شناسی عضوی اشاره می­ کند. این حوزه ها شامل زمینه­هایی از شادکامی فردی، ایفای نقش و وضعیت سلامتی است. حوزه اول؛ مواردی مثل ارتباط های رضایت­بخش حمایت­کننده، کارایی شبکه اجتماعی و رهایی از نا امیدی را شامل می­ شود.در حوزه دوم؛ مواردی مثل سازگاری شغلی، انجام تعهدات در خانواده و اوقات فراغت را در بر می گیرد. حوزه سوم؛ وضعیت سلامتی است که بر اساس محدودیت­های ایجاد شده در عملکرد فیزیکی و روانی مورد بررسی قرار می­گیرد.کیفیت زندگی ارتباط گسترده­ای با موارد احساسی فرد و بهداشت روانی دارد، به بیان حالات درمان افراد و بیان تغییرات و توانایی­های افراد و حالات رضایتمندی افراد از عملکرد های چندگانه تاثیرات زندگی می پردازد(کات، هریسون[۱]، ۱۹۹۳؛ نقل از قنبری، ۱۳۸۵).گاهی اوقات کیفیت زندگی معادل رضایت از زندگی افراد تعریف می شود و شامل طیف وسیعی از رضایت افراد از کلیه مسائل زندگی خود می باشد(فلس و پری[۲]، ۱۹۹۶؛ نقل از قنبری، ۱۳۸۵).بررسی رضایت افراد از زندگی خود و کیفیت زندگی می تواند فاکتورهای سودمندی درباره مولفه های زندگی ارائه دهد(ارای، ۱۹۹۶).
دراین راستا؛در هر نظام تعلیم و تربیت میزان عملکرد تحصیلی دانشجویان و عوامل مرتبط با آن یکی از شاخص­ های موفقیت در فعالیت­های علمی است. ارزشیابی مداوم و مستمر عملکرد تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی می باشد. توجه به این امر چیزی است که در تمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزشی مدنظر قرار می گیرد (لیندمن و دوک[۳]، ۲۰۰۱). همچنین از جمله مهمترین نگرانی های معلمان، استادان، مسئولان آموزش و خانواده ها، پیشرفت تحصیلی و جلوگیری از افت تحصیلی دانش ­آموزان و دانشجویان است (لوگان، ترجمه رضوی شجاع، ۱۳۷۴). در ایران، این امر از مهمترین مشکلات کنونی نظام آموزشی است و هرساله ده ها میلیارد ریال از بودجه کشور را هدر می­دهد و نیروهای بالقوه و سرمایه های جامعه (نیروی انسانی) بی ثمر می مانند. بنابراین، توجه به عوامل مرتبط با تحصیل دانش ­آموزان، از اهمیت ویژه­ای برخوردار است.
از جمله عوامل روانشناختی مهم که باید در دانش ­آموزان و نوجوانان مورد توجه قرار گیرد، خودکارآمدی است. نوجوانان و جوانان به دلیل دوره خاص رشد خود ناچارند با رویدادهای انتقالی بسیاری از نظر زیست شناختی، تحصیلی و اجتماعی روبرو شوند.آنان می­بایست راه حل­هایی برای حل مشکلات و مقابله با آنها بیابند. موفقیت آنان در چالش­های بیشمار این دوره رشد، با خودکارآمدی آنان ارتباط دارد. دانش آموزان نوجوانی که باور ضعیفی به کارآمدی خود دارند، منفعلانه تحت تأثیر این فشارها قرار می گیرند (ریچاردسون[۴]، ۱۹۹۹). نتایج پژوهشی حاکی است که بالا رفتن سطح خودکارآمدی باعث افزایش انگیزش تحصیلی می­ شود (گلاور و برونتینگ[۵]، ترجمه علینقی خرازی، ۱۳۸۳).
با توجه به موارد گفته شده پژوهش حاضر درصدد آن است که به این سؤال اساسی پاسخ دهد که آیا بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد؟
۱-۲-بیان مسئله
یکی از اهداف و وظایف مهم آموزش و پرورش ایجاد زمینه برای رشد همه جانبه فرد و تربیت انسانهای سالم، کارآمد و مسئول برای ایفای نقش در زندگی فردی و اجتماعی است. از آنجایی که دانش آموزان به عنوان رکن اساسی نظام آموزشی کشور، در دستیابی به اهداف نظام آموزشی نقش و جایگاه ویژه ای دارند، توجه به این قشر از جامعه از لحاظ آموزشی و تربیتی، باروری و شکوفایی هر چه بیشتر نظام آموزشی و تربیتی جامعه را موجب می گردد. از طرف دیگر ارزشیابی مداوم و مستمر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی به ویژه در نظام آموزش و پرورش می باشد. توجه به این امر چیزی است که در تمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزشی مدنظر قرار می گیرد (لیندمن و دوک[۶]، ۲۰۰۱). یکی از اهداف مهم نظام های تعلیم و تربیت مدرن، پرورش افرادی است که قادر باشند بر مسائل و مشکلاتشان در زندگی روزمره و در محیط اجتماعی به آسانی غلبه کنند (سلکوک، کالیسکان وارول[۷]، ۲۰۰۷). لذا آنچه در فرایند یادگیری از اهمیت اساسی برخوردار است فراهم آوردن شرایط یادگیرنده و موقعیت یادگیری به گونه ­ای است که بهترین دستاوردها حاصل آید. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر شرایط یادگیرنده خودکارآمدی[۸] است. خودکارآمدی از متغیرهای کلیدی در نظریه­ شناختی اجتماعی بندورا[۹] است. مبنای نظری خودکارآمدی در رشته­ها و محیط­های گوناگونی آزمایش شده و از پشتوانه­های فزاینده نظری و تجربی برخوردار است (مادوکس و استانلی[۱۰]، ۲۰۰۲). خودکارآمدی احساسی پایدار و روشن از لیاقت و قابلیت فرد برای کنارآمدن مؤثر با بسیاری از موقعیت­های تنش زا است (شوارتزر و شولز[۱۱]، ۲۰۰۰). خودکارآمدی به احساس عزت نفس و ارزش خود، احساس کفایت و کارآیی در برخورد با زندگی اطلاق می­ شود (بندورا، ۲۰۰۴). خودکارآمدی اطمینان به توانایی خود در کنترل افکار، احساسات و فعالیت­ها است و بنابراین روی پیامد اعمال مؤثر است. انتظارات خودکارآمدی بر عملکرد واقعی افراد، هیجانات، انتخاب رفتار و سرانجام میزان تلاش و کوشش که صرف یک فعالیت می­ شود مؤثر است (بروان و اینوی، ۱۹۷۸؛ به نقل از سیدآبادی، ۱۳۸۴). برک[۱۲](۲۰۰۰) معتقد است خودکارآمدی فرد، نقش حساسی در بازداری یا پایداری رفتار او در موقعیت­های گوناگون ایفا می­ کند. پارجاس[۱۳](۱۹۹۶) بر این باور است که خودکارآمدی در بهبود مسائل بالینی مانند بیهوده ترسی، افسردگی، مهارتهای اجتماعی و ابراز وجود نقش حیاتی دارد. ول[۱۴] (۲۰۰۴) گزارش کرده است که اگر دانش آموزان باور داشته باشند که با تلاش قابل قبولی می­توانند یاد بگیرند تلاش بیشتری کرده و در مواجه با مشکلات پافشاری بیشتری می­ کنند. همچنین خود را بر مشکل متمرکز کرده و احساس آرامش و خوشبختی بیشتری می­ کنند و از راهبردهای مؤثرتری بهره می­گیرند.
بنابراین خودکارآمدی یکی از مهم­ترین مؤلفه­ های کسب موفقیت و سازش یافتگی است و در حیطه روانشناسی مثبت جای می­گیرد. کیم و پارک[۱۵] (۱۹۹۹؛ به نقل از مرتضوی، ۱۳۸۳) در پژوهشی نشان دادند که خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطۀ مستقیم دارد. به بیان دیگر کسانی که خود را خودکارآمدتر می­پندارند، علاوه بر کسب موفقیت بیشتر از نظر عملکرد احساس رضایت بیشتری نیز می­ کنند. تایلر، لیتی­تا و دو[۱۶] (۲۰۱۰) در مطالعه­ ای دریافتند دانش آموزانی که خودکارآمدی بالاتری دارند، اهداف چالش انگیز و بالاتری اتخاذ می­ کنند و نسبت به آنها به طور پایدارتری متعهدند. اما دانش آموزانی که خودکارآمدی پایین­تری دارند به آسانی به وسیله موانع یا شکستها دلسرد می­شوند. هیمن[۱۷] (۲۰۰۵)، بیدرمن، مونتاکسم و مایک[۱۸] (۲۰۰۶)، لی و هینشاو[۱۹] (۲۰۰۶)، نیجمی[۲۰] و همکاران (۲۰۰۸) هر کدام در پژوهشهای جداگانه نشان داده اند که مداخله های شناختی- رفتاری بر باورهای خودکارآمدی تحصیلی تأثیر دارد و باعث افزایش آن می شود.
نظام­های آموزشی به شیوه ­های مختلفی می­توانند میزان خودکارآمدی دانش آموزان را افزایش دهند. یکی از این عوامل کیفیت زندگی است. کیفیت زندگی[۲۱] موضوع سلامتی انسان از بدو تولد پیدایش بشر و در طی قرون متمادی مطرح بوده است و هر جا سخنی از آن به میان آمده عمدتاً بعد جسمانی آن در نظر بوده است و کمتر به ابعاد سلامت روانی آن اشاره شده است.
سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۰ ضمن تایید به مسئولان کشورها در راستای تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جامعه همواره به این مطلب تاکید دارد که هیچ یک از این سه بعد به دیگری برتری ندارد(قنبری، ۱۳۸۵).
اصطلاح کیفیت زندگی به طور معمول به حوزه های متعددی در زندگی فرد ورای سنجش ساده نشانه ها یا آسیب شناسی عضوی اشاره می کند. این حوزه ها شامل زمینه هایی از شادکامی فردی، ایفای نقش و وضعیت سلامتی است. حوزه اول مواردی مثل ارتباطات رضایت بخش حمایت کننده، کارایی شبکه اجتماعی و رهایی از نا امیدی را شامل می شود. در حوزه دوم مواردی مثل سازگاری شغلی، انجام تعهدات در خانواده و اوقات فراغت را در بر می گیرد(کات، هریسون[۲۲]، ۱۹۹۳). حوزه سوم وضعیت سلامتی است که بر اساس محدودیت های ایجاد شده در عملکرد فیزیکی و روانی مورد بررسی قرار می گیرد. کیفیت زندگی ارنباط گسترده ای با موارد احساسی فرد و بهداشت روانی دارد، به بیان حالات درمان افراد و بیان تغییرات و توانایی های افراد و حالات رضایتمندی افراد از عملکرد های چندگانه تاثیرات زندگی می پردازد( نقل از رفیعی، ۱۳۸۲).
کیفیت زندگی عملاً عبارتی است که تعریف آن مشکل است. به صورت کلی کیفیت زندگی برای افراد مختلف در موقعیت های مختلف تعابیر متفاوتی دارد ولی اصولاً به رضایت افراد از زندگی خود بر می گردد(ارای[۲۳]، ۲۰۰۰).
کیفیت زندگی بستگی به تفسیر هیجانی دارد که فرد به رخدادها و حقایق می دهد. کیفیت زندگی به طور خیلی قوی به ذهنیت فرد بستگی دارد. در زمینه خاصی مثل سلامت جسمانی، تغییر پذیری بزرگی میان افراد راجع به ظرفیت روبرو شدن با بیماریهای جسمانی و انتظاراتشان در مورد سلامتی وجود دارد. مفهوم فردی، یک اثر تعیین کننده در ارزیابی فرد در مورد وضعیت سلامتی اش دارد. بنابراین دو فرد با وضعیت کارکرد یا شرایط بهداشتی یکسان می توانند کیفیت های متفاوتی از زندگی بواسطه این جنبه های ذهنی داشته باشند(مارکوس پی تی فراز، مارک، مری گوچی، و استوسگوی[۲۴]، ۲۰۰۳).
۱-۳-اهمیت و ضرورت پژوهش
دانش آموزان و دانشجویان بزرگترین سرمایه های انسانی هر جامعه به حساب می آیند زیرا می توانند با درهم آمیختن نیروی جوانی، علم و مهارت آموخته شده، چرخ های پیشرفت و توسعه را به حرکت درآورند. در تمام کشورها سالیانه سهم زیادی از درآمد ملی صرف آموزش و پرورش می شود اما بخش زیادی از هزینه ها به هدر می رود. یکی از مواردی که همواره مورد توجه اساتید دانشگاه ها، معلمان و اولیا دانش آموزان و دانشجویان است خودکارآمدی یادگیرندگان می باشد. لازمه تحول در آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی توجه به جنبه های مهم برنامه ریزی است که در پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان موثر می باشد و متأسفانه در نظام آموزشی نادیده گرفته می شود.
دیگر اینکه برخی از مدارس و دانشگاههای ما به صورتی عمل می کنند که فارغ التحصیلان آنها صرفاً محفوظاتی دارند که در زندگی واقعی آنها چندان کاربردی ندارد (تنهایی رشونلو و حجازی، ۱۳۸۸). در عصر انفجار اطلاعات پرورش افراد خودکارآمد، خلاق و افرادی که خود بتوانند به صورت مستقل به یادگیری بپردازند بسیار مهم تر از انتقال حجم عظیمی از اطلاعات است. بنابراین پژوهش در صورتی که منجر به اصلاح و بهبود در فرایند آموزش و پرورش گردد از ضرورت های ملموس و عینی نظام آموزشی کشور ماست. متأسفانه امروزه شاهد آن هستیم که تعداد زیادی از دانش آموزان و دانشجویان بدون هیچ دلیل فیزیولوژیکی و یا ناتوانی ذهنی از سطح مطلوب پیشرفت تحصیلی برخوردار نیستند و علاقه زیادی برای کسب علم و ارتقاء سطح علمی خود نشان نمی دهند که این­ امر با توجه به صرف هزینه های سنگین در خصوص تربیت آنها، ضربه سنگینی را بر اقتصاد کشور و سلامت جامعه وارد خواهد کرد. به نظر می رسد توجه به عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان و تدارک شیوه های کارآمد برای ارتقاء آن، یکی از وظایف مهم دست اندرکاران سیستم آموزش و پرورش می باشد(عطاری و همکاران، ۱۳۸۱). از طرف دیگر رضایت از زندگی مفهومی پایدار است که احساس و نظر کلی مردم یک جامعه نسبت به جهانی که در آن زندگی می کنند را منعکس می کنند. اندرز و وایتی نشان دادند رضایت فرد از کل زندگی بازتاب رضایت وی در زمینه های گوناگون همچون درآمد، مسکن، شغل، فعالیت های روزمره و عملکرد خانوادگی آنهاست ( یوسف نژاد، ۱۳۸۶). بنابراین از آنجایی که بخش قابل توجهی از جمعیت کشورمان را دانش آموزان و دانشجویان تشکیل می­ دهند و آنها از حساس­ترین قشرهای جامعه­اند که در آینده همه چرخ­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اداری آن را عهده خواهند گرفت، ضرورت دارد که آنها از قدرت ابراز وجود، خودکارآمدی اجتماعی، هیجانی، عمومی و تحصیلی و سلامت روانی بالاتری برخوردار باشند تا بتوانند از پس چالش­های جدی زندگی و به ویژه از پس تکالیف تحصیلی خود برآیند. ضعف در ابراز وجود و خودکارآمدی و آمار بالای اضطراب و افسردگی از یک طرف (هامپتون و ماسون[۲۵]، ۲۰۰۳) و مشکلات تحصیلی دانش آموزان از طرف دیگر، انجام این پژوهش را در موقعیت فعلی توجیه می­نماید. همچنین استفاده از نتایج این پژوهش در محیط­های درمانی و مشاوره­ای و فراهم سازی زمینه­ای برای پژوهشات بعدی از دلایل انجام این پژوهش می باشد.
۱-۴-اهداف پژوهش
هدف اصلی:
هدف اصلی این پژوهش مقایسه کیفیت زندگی و خودکارآمدی هیجانی، اجتماعی و تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر درسال تحصیلی ۹۴-۹۳ است.
اهداف فرعی:
مقایسه کیفیت زندگی دانشجویان دختر و پسر .
مقایسه خودکارآمدی اجتماعی دانشجویان دختر و پسر .
مقایسه خودکارآمدی هیجانی دانشجویان دختر و پسر .
مقایسه خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان دختر و پسر
۱-۵-فرضیه ها ی پژوهش
بین کیفیت زندگی دانشجویان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین خودکارآمدی اجتماعی دانشجویان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین خودکارآمدی هیجانی دانشجویان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
۱-۶-تعاریف نظری
خودکارآمدی: خودکارآمدی یک درک رفتاری است که احتمال التزام به یک برنامه کاری و رفتارهای ارتقاء سلامت را افزایش می­دهد (پندر، مورداف و پارسونس[۲۶]، ۲۰۰۲). منظور از خودکارآمدی در این پژوهش، خودکارآمدی تحصیلی، اجتماعی و هیجانی است که در زیر تعریف نظری و عملیاتی آنها آمده است:
۱- خودکارآمدی تحصیلی: خودکارآمدی ادراکی است که فرد تصور می­ کند، می ­تواند به طور موفقیت آمیزی رفتارهای تحصیلی لازم را برای ایجاد یک پیامد مطلوب و خوشایند انجام دهد (ساپ[۲۷]، ۱۹۹۹). منظور از خودکارآمدی تحصیلی میزان نمره­ای است که هر آزمودنی از خرده مقیاس خودکارآمدی تحصیلی موریس (۲۰۰۱) کسب می­ کند. مقیاس اندازه ­گیری این متغیر فاصله­ای است.
۲- خودکارآمدی اجتماعی: خودکارآمدی اجتماعی به معنای ادراک فرد از توانمندی خود در دستیابی به معیارها و ارتباط­های اجتماعی است (اهرنبرگ، کاکس و کوپمن[۲۸]، ۱۹۹۱) و بر جنبه­ های شناختی و باورهای فرد در مورد احساس اثر بخش بودن تأکید دارد (بندورا، باربارانلی، کاپرارا و پاستورلی[۲۹]، ۱۹۹۹). منظور از خودکارآمدی اجتماعی میزان نمره­ای است که هر آزمودنی از خرده مقیاس خودکارآمدی اجتماعی موریس (۲۰۰۱) کسب می­ کند. مقیاس اندازه ­گیری این متغیر فاصله­ای است.
۳- خودکارآمدی هیجانی: خودکارآمدی هیجانی یکی از منابع اطلاعاتی درباره خودکارآمدی می­باشد. خلق و خو، استرس و حالت­های هیجانی شخص نسبت به شرایط و وقایع، همگی بر چگونگی حس خودکارآمدی تأثیر می­گذارند (بندورا، ۱۹۷۷) منظور از خودکارآمدی هیجانی میزان نمره­ای است که هر آزمودنی از خرده مقیاس خودکارآمدی هیجانی موریس (۲۰۰۱) کسب می­ کند. مقیاس اندازه ­گیری این متغیر فاصله­ای است.
۴-کیفیت زندگی
شامل ادراک فرد از موقعیت یا وضعیت خود در زندگی است که با توجه به زمینه فرهنگی، اقتصادی و نظام ارزش ها و جایی که فرد در آن زندگی می کند، اهداف، انتظارات، استاندارها و علایقش نیز متفاوت می باشد(سازمان جهانی بهداشت، ۱۹۹۹). در بیشتر مقالات، کلماتی مانند بهزیستی، رفاه و زندگی مطلوب مترادف با کیفیت زندگی می آید. اما نکته مهم، این است که اندازه گیری کیفیت زندگی به خصوص کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و لحاظ کردن شرایط زندگی، دیدگاه ها و اهداف و علایق، در برنامه ریزی های ارتقاء سلامت، باعث کاهش هزینه های خدمات و بهداشت در جامعه می شود(پسندیده، ۱۳۸۶).
۱-۷-تعاریف عملیاتی
خود کار آمدی تحصیلیدر این پژوهش منظور از خود کار آمدی تحصیلی نمره ای است که هر آزمودنی از آزمون خود کار آمدی تحصیلی (موریس ، ۲۰۰۱) آورده است .
خود کار آمدی اجتماعیدر این پژوهش منظور از خود کار آمدی اجتماعی نمره ای است که هر آزمودنی از آزمون خود کار آمدی اجتماعی (موریس ، ۲۰۰۱) آورده است .
خود کارآ مدی هیجانیدر این پژوهش منظور از خود کار آمدی هیجانی نمره ای است که هر آزمودنی از آزمون خود کار آمدی هیجانی (موریس ، ۲۰۰۱) آورده است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...