1400/03/11

بررسی رابطه بین بهنگام بودن اعلام سود و بازده سرمایه گذاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۸

رابطه بین به موقع بودن سود و بازده های غیرعادی تجمعی در زمان عرضه عمومی سهام، منفی می باشد.

 

 

تاثیر به موقع بودن سود بر بازده غیرعادی عرضه های عمومی سهام

 

 

وحید محمدرضاخانی

 

 

 

اخبار خوب و بد به طور یکسان بر نوسانات شرطی بازدهی تاثیر دارد.

 

 

بررسی نقش اخبار خوب و بد در نوسانات بازده سهام

 

 

مهرآرا وعبدلی

 

 

 

ربطه بین به موقع بودن سود و تورم، رابطه منفی و معناداری می باشد.

 

 

تاثیر تورم بر به موقع بودن سود

 

 

حمید رضا رضایی

 

 

 

رابطه منفی و معناداری بین به موقع بودن افشای شرکتی با مدیریت سود وجود دارد.

 

 

رابطه بین کیفیت افشا( قابلیت اتکا و به موقع بودن) و مدیریت سود

 

 

نوروش و حسینی

 

 

 

بین به موقع بودن سود و بازده دارایی ها و Q توبین رابطه منفی و معناداری وجود دارد.

 

 

رابطه بین ویژگی های کیفی سود و عملکرد شرکت

 

 

وحید قیومی

 

 

 

بین بازده سهام و کیفیت سود رابطه معناداری وجود دارد.

 

 

اندازه گیری معیارهای کیفیت سود و بازده سهام

 

 

ایزدی نیا و نظر زاده

 

 

 

بین خبر بد و میزان تاخیر در اعلام سود رابطه مثبت وجود دارد.

 

 

رابطه میزان تاخیر در اعلام سود پیش بینی فعلی با نوع خبر سود و دقت پیش بینی

 

 

سید سعید مهرداد آیسک

 

 

 

هرچه اندازه شرکت و سودآوری آن بیشتر باشد،گزارشگری مالی آن به موقع تر خواهد بود.

 

 

رابطه بین ویژگی های شرکت و به موقع بودن گزارشگری مالی

 

 

جواد کامرانی

 

 

۲-۵- ۲ تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

 

 

      • فرانسیس ۵ و همکارانش در تحقیقی (۲۰۰۴) تأثیر هفت ویژگی کیفی سود شامل کیفیت اقلام تعهدی، پایداری سود، قابلیت پیش بینی سود، یکنواختی سود، مربوط بودن سود به ارزش سهام، به موقع بودن سود و محافظه کارانه بودن سود را بر هزینه سرمایه سهام عادی مورد بررسی قرار دادند. یافته های تحقیق مؤید این است که شرکت هایی که ویژگی های کیفی سود آنها از مطلوبیت پایین تری برخوردار است در مقایسه با شرکتهایی که ویژگی کیفی سودآنها از مطلوبیت بالاتری برخوردار است هزینه سرمایه سهام عادی بالاتری را تجربه کرده اند.

    دانلود پایان نامه

 

    • مری چای و ساموئل تانگ(۲۰۰۲) در تحقیقی به عنوان تاثیر زمان اعلان سود بر مدیریت سود به بررسی این فرضیه می پردازند که شرکتهایی که دیرتر از زمان مورد انتظار سود خود را گزارش می کنند در مقایسه با سایر شرکت ها اقلام تعهدی اختیاری را به طور غیر طبیعی منفی نشان می دهد.

 

      • دغان[۴] و همکاران در خصوص به موقع بودن گزارشگری مالی، نمونه خود را از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بین المللی انتخاب کردند. هدف این تحقیق بررسی رابطه بین چهار متغیر مستقل؛ اخبار خوب و بد(سود یا زیان) در مورد شرکت، ریسک مالی، اندازه و نوع صنعت شرکت با به موقع بودن زمان گزارشگری مالی بوده است. نتایج نشان داد، به موقع بودن زمان گزارشگری مالی، تحت تاثیر توان سودآوری شرکت است. شرکتهایی که دارای اخبار خوب ( نرخ بازده سرمایه گذاری و یا نرخ بازده حقوق صاحبان بالاتر) بوده اند، زودتر از شرکتهای دارای اخبار نامساعد ، صورتهای مالی خود را منتشر نموده اند. نتایج هم چنین نشان داد که اندازه شرکت، ریسک مالی بالا، خط مشی و زمان بندی مربوط به گزارشگری به موقع سالهای گذشته، در گزارشگری مالی به موقع شرکتها موثر بوده اند.

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

    • آقای رادزیا محمود و همکارانش( ۲۰۰۹ )، به بررسی رابطه بین ویژگی های کیفی سود و عملکرد شرکت ها در بورس اوراق بهادار مالزی پرداختند. پرسش اصلی این تحقیق این است که آیا کیفیت سود شرکت ها پذیرفته شده در بورس مالزی با عملکرد آنها وابستگی دارد یا خیر؟ در این تحقیق سه ویژگی کیفی سود یعنی قابلیت پیش بینی سود، ارزش بازخوردی سود، به موقع بودن سود و هم چنین دو معیار عملکرد مالی شرکتها یعنی بازده دارایی ها و q توبین مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان می دهد هنگامی که از شرکت استفاده شد رابطه مثبت و معناداری بین ارزش بازخوردی سود هم چنین به موقع بودن و عملکرد شرکت ها وجود داشت. و از طرف دیگر قابلیت پیش بینی سود و به موقع بودن رابطه مستقیم ولی بی معنی با عملکرد شرکت ها داشتند از این رو بعد از کنترل تأثیر متغیرهای کنترلی یعنی اندازه، اهرم و رشد شرکت بر عملکرد شرکت نتایج مطالعه نشان می دهد که کیفیت سود رابطه مستقیمی با عملکرد شرکت ها دارد.

 

    • آباربانل وکیم[۵] (۲۰۱۰) در پژوهشی، به بررسی بازده در روز اعلان سود پرداختند. نتیجه پژوهش آنها، بیانگر آن است که در روز اعلام سود، بازده سطح بالاتری از آگاهی دهندگی دارد.

 

    • چمبرز و پنمان (۱۹۸۴) رابطه بین زمان بندی اعلان سود و بازده سهام را بررسی کردند. نتیجه تحقیق آنها نشان دادند که اعلان های زود هنگام، شامل اخبار بهتر و موجب بازده غیر عادی بزرگتر می شود.

 

      • ماریا ریزبرگ (۲۰۰۶ ) در پژوهشی به بررسی ارتباط کیفیت سود و تصمیمات سرمایه گذاری، برای هشت کشور اروپایی پرداخته، نمونه نشان می دهد که تفاوت های قابل توجهی در حاشیه q بین شرکت های سرمایه گذاری بیش از حد و کمتر از حد وجود دارد. نتیجه نشان می دهد که بهنگام بودن سود با کارایی قرارداد در ارتباط است. و بهنگام بودن کمتر رابطه ای مقعر با بهره وری سرمایه گذاری دارد.

    Efficiency بهره وری

 

 

    • بنز[۶] و رینگانوم[۷] به بررسی اثر ارزش بازار شرکت بر بازده پرداختند و دریافتند که ارزش بازار شرکت اثری قابل ملاحظه بر بازده سهام دارد؛ شرکت ها با اندازه کوچکتر، بازده بیشتری نسبت به شرکت های بزرگتر بدست می دهند.

 

      • هاواوینی و دیگران (۱۹۸۳) مطالعات خود را در بازار فرانسه بسط دادند و به نتایج مشابهی دست یافتند متوسط بازده سرمایه گذاران متناسب با ریسک سیستماتیک اوراق بهادار آنها است. آنها دریافتند که رابطه ریسک و بازده منفی است و رابطه معکوس ریسک و بازده به خاطر عملکرد ضعیف بازار سهام فرانسه است. (صمیمی، ۱۳۸۲)

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

    • گوردن تانگ و وای جونگ شوم (۲۰۰۴) ارتباط ریسک و بازده را در بازار سهام سنگاپور برای دوره زمانی ۱۹۸۶-۱۹۹۸ بررسی کردند. آنها معتقدند که اگر چه ارتباط مثبت بین ریسک و بازده بدون شرط است اما قدرت توضیحی خیلی ضعیف است.

 

    • ونگ در پژوهشی به بررسی اثر اعلان به موقع بودن سود بر حقوق صاحبان سهام پرداختند. نتایج نشان می دهد که گزارشگری مالی به موقع می تواند به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سرمایه گذاران کمک کند.

 

      • محمد السهالی و ناصر اسپیر در تحقیق به بررسی رابطه بین تصمیم گیری و به موقع بودن سود حسابداری در عربستان پرداخت. نتیجه تحقیق نشان داد که انتشار سود حسابداری، تجدید نظر قابل توجهی به ارزیابی بازار جریانات آینده شرکت های عربستان ایجاد نمی کند. یا منجر می شود که سرمایه گذاران فردی به تجدید نظر در منافع امنیتی خود شوند.

 

    • جاینز و اورینز و لایبرت در تحقیقی تحت عنوان رابطه بین کیفیت افشا و به موقع بودن سود پرداختند. نتایج نشان داد شرکت های با کیفیت افشاء کمتر، نشان دهنده عدم تقارن در روند به رسمیت شناختن خبر بد در گزارشهای مالی خود نسبت به شرکت های با کیفیت افشاء بالا، هستند.

 

    • کراس و شرودر در پژوهشی رابطه بین بازده سهام و زمان بندی اعلام سود میان دوره ای را بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که بازده غیر عادی شرکت هایی که زود اعلام سود می کنند، بسیار بالاتر از بازده شرکت هایی است که دیر اعلام سود می کنند.

 

    • الوی[۸]و کنداری[۹]و مدصالح در تحقیقی به بررسی به موقع بودن شناخت سود حسابداری در مالزی پرداخت. نتایج تحقیق نشان داد که به موقع بودن سود در دولت شرکت های مرتبط، بالاتر و بهتر از در دولت شرکتهای غیر مرتبط است.

 

    • محمودی و همکاران به بررسی چگونگی واکنش سرمایه گذاران به اعلان سود پرداختند. آنان واکنش سرمایه گذاران را به واکنش کمتر از حد و واکنش بیش از اندازه در زمان اعلان سود مثبت و سود منفی تقسیم کردند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه گذاران در زمان تغییرات اعلان سود مثبت و در زمان تغییرات اعلان سود منفی واکنش کمتر از حد نشان دادند.

 

    • بیکس و پتر پوپ و یانگ در تحقیقی به بررسی رابطه بین به موقع بودن سود و محافظه کاری و ترکیب هیئت مدیره پرداخت. نتایج نشان داد که شرکت هایی که با نسبت بالا اعضای هیئت مدیره برخور داشتند، بیشتر احتمال دارند خبر بد در سود را درصورت به موقع بودن، تشخیص دهند.

 

  • شاوی (۲۰۰۳) در تحقیقی به بررسی رابطه میان کیفیت افشای اطلاعات و به موقع بودن سود پرداخت ، نتایج تحقیق نشان داد که به موقع بودن سود در زمانی که اخبار بد وجود داشته باشد (سودآور نباشد)؛ با کیفیت افشای اطلاعات رابطه معکوس وجود دارد.

 

جدول ۲-۲ خلاصه پیشینه خارجی

 

 

 



1400/03/11

طرح-دعاوی-زیست-محیطی-عیله-دولت-در-حقوق-ایران-و-حقوق-بین-الملل- قسمت ۷- قسمت 2

به طور کلی در بحث مسئولیت مدنی در حقوق ایران لازم است موضوع ضرر مالیت داشته باشدو در ملکیت دیگری قرار داشته باشد تا بتوان جبران ضرر وارده به آن را مطالبه نمود. این مهم از بررسی ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی قابل استنباط است. در خصوص مسئولیت دولت نیز نسبت به خسارات وارده به محیط زیست این شرط فراهم است چرا که به موجب اصول ۴۹ و ۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محیط زیست از مشترکات عمومی بوده که یقیناً مالیت داشته و مستنداً به ماده ۱۴۰ قانون مدنی قابل تملک نیز هستند.

 

ب) زیان زیست محیطی در حقوق بین الملل

 

زیان وارده به محیط زیست از دیدگاه حقوق بین الملل و حقوق داخلی تفاوت ماهوی ندارند، بلکه به لحاظ جنبه فرامرزی بودن زیان برخی از آسیب های زیست محیطی جنبه فراملی و بین المللی می یابند. آلودگی دریاها را می توان یکی از مهم ترین انواع آسیب ها و خسارت های زیست محیطی دانست. شاید به دلیل همین اهمیت باشد که غالب کنوانسیون های زیست محیطی در موضوع آب ها و دریاها و اقیانوس ها به تصویب رسیده اند. آب ها یکی از محل های مهم ارتباطی و حمل و نقل بشر هستند فلذا این همه توجه جامعه جهانی به آلودگی آب ها منطقی به نظر می رسد. دولت ها در این زمینه بیشترین ارتباط را با یکدیگر دارند فلذا تلاش برای برقراری نظم در این ارتباط طبیعی است. حقوق بین الملل به آلودگی دریا و خسارات و زیان زیست محیطی وارده به آن در عرصه های مختلفی من جمله کشتی رانی، استخراج نفت، تخلیه مواد زائد و زباله، فعالیت در بستر دریاها، حتی فعالیت هایی واقع در خشکی که دریاها را متأثر می سازد، آلودگی دریا از طریق جو و … عنایت ویژه داشته و در آن خصوص کنوانسیون های متعددی به تصویب کشورها رسیده است. مهم ترین این کنوانسیون ها در بخش مربوط به منابع مسئولیت دولت و طرح دعوی زیست محیطی بررسی گردیده است.[۱۲۵]
عکس مرتبط با محیط زیست
ورود زیان به محیط زیست محصور به آلودگی دریاها نیست بلکه آلودگی هوا، خاک، آلودگی نفتی و اتمی و زباله های خطرناک و پسماندهای رها شده در طبیعت از دیگر مصادیق زیان ها و آسیب های زیست محیطی بین المللی هستند. بارش باران های اسیدی نتیجه آلوده ساختن هوا توسط بخارات سمی متصاعد شده از کارخانجات ساخت دست بشر و از مصادیق زیان های زیست محیطی بین المللی هستند. همچنین آسیب دیدن لایه ازن و گرم شدن کره زمین در اثر انتشار بیش از حد گازهای گلخانه ای را می توان محصول فعالیت افسار گسیخته کارخانجات کشورهای صنعتی و توسعه یافته دانست که از مصادیق بارز زیان زیست محیطی بین المللی هستند. همچنین باران های اسیدی موجب آلودگی خاک نیز شده و حیات انسان را به خطر می اندازد و موجب فرسایش بیش از حد و تخریب گیاهان و جنگل ها و … می شود. آلودگی ناشی از فعالیت های روز افزون اتمی برخی کشورها و دفن پسماندهای اتمی نیز از دیگر مصادیق زیان های بین المللی به محیط زیست هستند.[۱۲۶]

 

گفتار دوم: فعل زیان بار زیست محیطی

 

اهمیت کار در زمینه محیط زیست از آنجایی است که به نظر می رسد در عالم حقوق حق بر داشتن محیط زیست سالم یکی از حقوق بنیادین بشر است.چرا که بدون وجود آب سالم و هوای پاک و خاک و طبیعت سالم صحبت از سایر حقوق مثل آزادی بیان و اندیشه منطقی نیست. چرا که در مرحله دوم اولویت قرار دارند. از مهم ترین مصادیق آسیب های زیست محیطی میتوان به آلودگی آب و هوا و استفاده بی رویه از منابع تجدیدناپذیر مثل نفت و آب شیرین، آلودگی صوتی، شیمیایی ناشی از پسماندها، آلودگی های تصویری که به عنوان مثال میتوان به ساختمان های ساخته شده اطراف شهر مکه اشاره کرد.[۱۲۷] آلودگی نوری که موجب اختلال در مسیر کوچ پرندگان است که نتیجه آن خطر در تولید مثل و انقراض خواهد شد. یا لاک پشت ها اشتباها به سمت نور جاده ها کشیده شده و تلف می شوند. همان و آلودگی صوتی شهرهای صنعتی حق داشتن سلامت صوتی را نقض می کند. کشیدن یک اتوبان در فرانسه از داخل جنگل موجب از بین رفتن تعادل اکوسیستم جنگل شده به نحوی که برخی پرندگان برای شکار منتظر تاریکی شب هستند در حالیکه با عبور خودروها آلودگی نوری بوجود آمده مانع این امر می گردد. [۱۲۸] قطع درختان جنگل منجر می شود به اینکه دیگر مانعی بر سر راه سیل قرار نداشته باشد و منجر به بالا رفتن خسارات و تلفات ناشی از سیل خواهد بود. [۱۲۹]

 

الف) فعل زیان بار زیست محیطی در حقوق ایران

 

دومین رکن تحقق مسئولیت مدنی در حقوق ایران عبارت است از ارتکاب فعل زیان بار. مسئولیت دولت نیز در اثر تخریب محیط زیست از این قاعده مستثنی نمی باشد. بدین توضیح که خواهان دعوی زیست محیطی علیه دولت می بایست ارتکاب فعل زیان بار را توسط دستگاه دولتی به اثبات برساند.
فعل زیانبار در عرصه مسئولیت دولت نسبت به محیط زیست غالباً جنبه ایجابی و گاهاً می تواند جنبه سلبی یا همان ترک فعل داشته باشد[۱۳۰] مشروط بر اینکه بتوان رابطه ای میان ترک فعل دولت و زیان وارده به محیط زیست برقرار کرد. در خصوص رابطه سببیت بین این دو در گفتار آتی سخن خواهیم راند. اما آنچه در این گفتار در صدد تبیین آن هستیم عبارت است از مصادیق فعل زیان بار زیست محیطی در حقوق ایران. در ابتدا لازم به ذکر است که تعیین مصادیق فعل زیان بار در حقوق داخلی متاثر از مبنای برگزیده قانون گذار برای مسئولیت مدنی دولت است. بر اساس ماده ۱۱ قانون مسئولیت مدنی دولت تنها در اعمال تصدی آن هم با مبنای حقوقی تقصیر مسئولیت مدنی دارد. واضح است که انتخاب چنین مبنایی، مصادیق فعل زیان بار را بسیار محدود ساخته و آن را به افعال زیان بار نامشروع مضیق می سازد. این در حالی است که در حقوق بین الملل معاهدات بین المللی به سوی “مسئولیت ناشی از اعمال مجاز و منع نشده” پیش می رود. حال اینکه در حقوق ایران اثبات تقصیر فاعل، ملازمه عملی با ارتکاب فعلی نامشروع از جانب وی می یابد.
با توجه به قوانین و مقررات داخلی می توان مصادیق متعددی برای فعل زیان بار نسبت به محیط زیست احصی نمود. من جمله بریدن درختان جنگل و ریشه کن کردن درختان جنگل و سوزاندن نهال و درختان جنگل (ماده ۴۲ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع مصوب ۱۳۴۶) و چرانیدن غیر مجاز دام و زراعت دیم در اطراف سدها و مخازن آب (ماده ۴۳ همان قانون) و آتش زدن نباتات در مزارع و باغات داخل یا مجاور جنگل بدون مجوز جنگل بانی (ماده ۴۵ همان قانون) همچنین ایجاد تغییرات فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیک در خاک و آب و هوا در نتیجه استفاده از سموم کشاورزی و تاسیس بناهای غیر مجاز (ماده ۶ قانون شکار و صید مصوب ۱۳۵۳) و وارد ساختن مواد آلاینده به محیط زیست توسط کارخانجات و کارگاه های آلاینده (ماده ۱۱ همان قانون) و شکار و صید غیرمجاز (ماده ۸ همان قانون) و آلوده کردن رودخانه های مرزی و آب های داخلی با نفت یا هر نوع مخلوط نفتی دیگر (ماده ۱۳ قانون حفاظت دریا و رودخانه های مرزی از آلودگی نفتی) و ایجاد آلودگی صوتی (ماده واحده قانون تشدید مجازات موتورسیکلت سواران متخلف)، تجاوز به حریم دریاها و رودخانه ها (قانون اراضی مستحدثات)، ریختن زباله در محیط زیست عمومی (قانون طرز جلوگیری از بیماری های آمیزشی و بیماری های واگیردار) و همچنین بهره برداری از منابع مولد اشعه یا کار با اشعه بدون اتخاذ تدابیر حفاظتی (قانون حفاظت در برابر اشعه).
همان طور که ملاحظه می شود غالب مصادیق قانونی ایراد خسارت به محیط زیست از مواردی هستند که در نتیجه یک فعل غیرمشروع به معنای غیرقانونی رخ می دهند.
مسلما در بخش قوانین زیست محیطی خلاء وجود دارد و مقام معظم رهبری اخیرا در صحبت های خود به لزوم جرم انگاری تخریب محیط زیست اشاره فرموده اند. البته جرم انگاری در قوانین قبلی پیش بینی شده، لیکن امروزه یا میزان جریمه ها پایین است یا امروزه موضوعات و مصادیق جدیدی مثل کوه خواری پدید آمده است. در بحث کیفری ۳ عنصر روانی، مادی و قانونی فراهم است. لیکن مقصود ما از مسئولیت بیشتر مسئولیت حقوقی است و بحث از مسیولیت کیفری در این خصوص مجال تازه ای می خواهد. مقام رهبری هم فرموده اند مردم و دولت هردو باید مسئولیت پذیر باشند نسبت به محیط زیست. امروزه گستره وسیع آسیب های زیست محیطی این الزام را به وجود می آورد که مبنای مسئولیت مطلق را نسبت به آسیب های زیست محیطی در قانون بیاوریم. در حالی که اکنون مبنای پذیرفته شده در قانون مسئولیت با تقصیر است که موجب بی نتیجه ماندن پرونده های زیست محیطی مطروحه در دادگستری گردیده است. به عنوان مثال اگر راننده ای در یک تصادف رانندی موجب قطع پندید درخت شد، نباید اثبات تقصیر را شرط مسئولیت جبران خسارت قرار دهیم. چرا که در این صورت طیف بسیار وسیعی از آسیب های وارده به محیط زیست از گردونه جبران خارج می شود. مساله مسئولیت محیط زیست جنبه حاکمیتی و مردمی دارد. دولت باید از طریق جهاد کشاورزی محیط زیست را طوری حفاظت کند که افراد نتوانند آن را به ملکیت خود درآورند. چرا که به نظر حضرت امام بعد از انقلاب دولت بایستی مسئله ی انفال را مدیریت کند و اجازه تصرف به افراد را ندهد.[۱۳۱] مقام معظم رهبری از بخش خسارت فراتر رفته و جرم انگاری ایراد خسارت به محیط زیست را الزامی دانسته اند. مانند اینکه راننده متخلف علاوه بر جبران خسارت ناشی از تصادف، جریمه نیز خواهد شد. در فرمایشات مقام معظم رهبری اشاره شد که تمامی پروژه هایی که قرار است انجام شود باید یک پیوست محیط زیستی وجود داشته باشد و از قبل بررسی شود تا به محیط طبیعت در نتیجه آن پروژه ضرری وارد نشود.

پایان نامه

 

ب) فعل زیان بار زیست محیطی در حقوق بین الملل

 

اقداماتی که دولت ها در قلمرو خود انجام می دهند گاهاً از نظر زیست محیطی دارای آثار فرامرزی بوده و موجب مسئولیت بین المللی دولت ها می گردد. به علاوه برخی از اعمال دولتها در خارج از قلمرو خود نیز دارای آثار زیست محیطی بین المللی خواهند بود. برخی از این اعمال در قلمرو اعمال ممنوعه هستند و برخی دیگر نیط اعمال منع نشده ای هستند که دارای آثار زیست محیطی می باشند که با توافق دولت ها طی کنوانسیون های بین المللی موجد مسئولیت برای مرتکبین خواهند بود. به عنوان نمونه توسل به جنگ افزارهای بیولوژیکی که موجب از بین رفتن گیاهان و غلات و از بین رفتن خاک می شود و نهایتاً منجر به بروز قحطی و مشکلات زیست محیطی دیگیری می شود در پروتکل ۱۹۲۵ ژنو منع گردیده است. همچنین در پروتکل الحاقی به پروتکل ژنو حمله به مواد غذایی و مناطق کشاورزی، غلات، چهارپایان، تاسیسات آب آشامیدنی و تاسیسات آبیاری درختان چنانچه برای تغذیه جمعیت غیرنظامی به کار می رود، منع گردیده است.
تجارت و دادوستد گونه های جانوری و گیاهی در معرض خطر انقراض نیز فعل زیان بار به محیط زیست تلقی گردیده و قابل مجازات دانسته شده است. همچنین خسارت ناشی از عرضه و آزادسازی موجودات اصلاح شده ژنتیکی در بازار در زمره فعالیت های خطرناک در دستورالعمل ۲۰۰۴ اتحادیه اروپایی مورد توجه قرار گرفته است. در کنوانسیون حقوق دریاها مصوب ۱۹۸۲ نیز در فعالیت هایی از قبیل حفاری، لایروبی، ریختن زباله که خطر بروز خسارت زیست محیطی وجود دارد، به لزوم حفاظت از محیط زیست دریایی توجه ویژه ای شده است.
رشد بی رویه و روزافزون جمعیت جهانی از طرف دیگر موجب هجوم آوردن بشر به سوی منابع طبیعی دست نخورده محیط زیست و منابع طبیعی تجدیدناپذیر انرژی و قطع درختان بیشتر و استفاده بیش از حد از شیلات و موجودات دریایی که منابع مشترک کل مردم جهان به حساب می آیند مسلماً از مصادیق افعال زیان بار به محیط زیست جهانی هستند.
به علاوه افزایش گازهای گلخانه ای و آسیب دیدن لایه ازن و گرم شدن کره زمین نیز مسائل جدیدی نیستند. این آسیب های زیست محیطی در نتیجه استفاده بی رویه از سوخت های فسیلی پس از انقلاب صنعتی هستند.[۱۳۲]
مونواکسید کربن حاصل از دود خودروها به راحتی با هموگلبین خون ترکیب شده و آسیب جدی می زند. سالانه ۶٫۵ میلیون تن فضولات وارد آب دریا می شود . به گزارش یونیپ که ۷۰% مواد پلاستیکی هستند که دوره جذب آنها حداقل ۵۰ سال است. این خسارت تدریجی باید حساب شود. باید دیوان بین المللی تشکیل شود که از زمین واحدی که وجود دارد محافظت کند و برای کشورها در تولید آلاینده ها محدودیت ایجاد کند.[۱۳۳]
موارد فوق الذکر اعمالی هستند که فی نفسه ماهیت آن ها مخرب محیط زیست بوده و ممنوعه به شمار می آیند. لیکن در حقوق بین الملل، دولت ها گاهی در نتیجه ارتکاب اعمال مجاز نیز واجد مسئولیت حقوقی می گردند. مسئولیت ناشی از اعمال منع نشده موجب می شود راه برای جبران خسارات وارده به محیط زیست هموارتر گردد. چرا که در خسارات ناشی از اعمال ممنوعه توسط دولت ها، پرداخت غرامت به نوعی اقرار به ارتکاب فعل ممنوع بوده که بس ناخوشایند است و با مقاومت دولت ها مواجه می گردد. لیکن در مسئولیت ناشی از اعمال مجاز، پذیرش پرداخت غرامت و یا سایر شیوه های جبران خسارت وارده به محیط زیست، مستلزم پذیرش ارتکاب فعل خلاف و ممنوع نبوده، از این روی مخالفت و مقاومت کمتری از جانب دولت عامل ورود زیان مواجه می گردد.[۱۳۴]

 

گفتار سوم: رابطه سببیت میان فعل زیان بار و خسارت وارده به محیط زیست

 

 

 

 

1400/03/11

تاثیر چرخه عمر شرکت ها بر روی محافظه کاری شرکت ها- قسمت ۲۲- قسمت 2

فرضیه

 

 

 

تفاوت معنا داری بین مقادیر محافظه کاری در مرحله رشد وبالغ وجود ندارد.

 

 

رد فرضیه

 

 

۱- شرکت های روبه رشد در مقایسه با شرکت های بالغ از سطح محافظه کاری بالا تری برخوردارند.

 

 

 

محافظه کاری در شرکت های رو به افول بیشتر از شرکت های بالغ می باشد.

 

 

رد فرضیه

 

 

۲- شرکت های روبه افول در مقایسه با شرکت های بالغ از سطح محافظه کاری پایین تری برخوردارند.

 

 

منبع:یافته های پژوهش
۵-۳ تحلیل تطبیقی یافته ها
ما در این تحقیق مقاله عبد اله و صالح۲۰۱۴ را به عنوان مقاله پایه قرار داده و مفروضات آن را بر روی شرکت ها پذیرفته شده در بورس مورد بررسی قرار داد. ابتدا در مقاله عبد اله و صالح که در مالزی اجرا شده بود به دنبال بررسی اثر چرخه عمر شرکت بر روی محافضه کاری پرداختند. مفروضات آن ها شامل موارد زیر بود:

۱- شرکت های روبه رشد در مقایسه با شرکت های بالغ از سطح محافظه کاری بالا تری برخوردارند.
۲- شرکت های روبه افول در مقایسه با شرکت های بالغ از سطح محافظه کاری پایین تری برخوردارند.
که در نتیجه تحقیقات صورت گرفته در مالزی فرض اول رد شد و فرض دوم پذیرفته شد.
اما تحقیقات دیگری که در این زمینه صورت گرفته عبارتند از تحقیق چوریتو ۲۰۱۱ و تحقیق لی ۲۰۰۶ که نتایج آن به شرح زیر است.
چوریتو۲۰۱۱ و همکاران به این نتیجه رسیدند که شرکت های رو به رشد در گزارش اخبار خوب بسیار محافظه کار می باشند آن ها سعی می کنند تا حد امکان زمان شناسایی در آمد را به تاخیر انداخته تا توقعات از شرکت و عملکرد آن بالا نرود تا از این طریق حسن شهرت خود را به خطر نیندازند.
اما لی و همکارا ۲۰۰۶ معتقد بودند که شرکت های رو به رشد محافظه کاری کمتری نسبت به شرکت های بالغ دارند.
اما نتایج ماکاملا متفاوت از تحقیقات قبلی می باشد محافظه کاری در ایران بین دو مرحله عمر بلوغ و رشد تفاوت معناداری ندارد و در مرحله افول نیز محافظه کاری بیشتر از مرحله بالغ است.از انجایی که محافظه کاری متغییری است که ناشی از تصمیم گیری بشر می باشد می توان به این نتیجه رسید که این تفاوت در سطوح محافظه کاری به دلیل اختلاف در افکار و عقاید می باشد و در ایران وقتی که شرکت ها به مرحله افول می رسند تلاش برای تامین مالی و عبور از بحران متوقف می شود و بیشتر مدیران نگران هزینه های حقوقی می باشند.
۵-۴ محدودیت های تحقیق
در فرایند تحقیق علمی ،مجموغه شرایط و مواردی وجود دارد که خارج از کنترل محقق می باشد. وای به طور بالقوه می تواند نتایج تحقیق را تحت تاثیر قرار دهد. برخی از این محدودیت ها ذاتی و برخی ناشی از شرایط محیطی و محدودیت های زمانی تحقیق می باشد. ضرورت دارد نتایج تحقیق عملی،با مد نظر قرار دادن محدودیت های موجود مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
۱-نبود یک پایگاه اطلاعاتی منظم و سازمان یافته و با اطلاعات قابل اتکا جهت دستیابی محقق با اطلاعات مورد نیاز شرکت ها در یک حیطه زمانی مناسب
۲-متغییر های محاسبه شده صرف نظر از آثار تورمی محاسبه گردیده اند و از آنجا که کشور ایران جزء کشور های با تورم بالا به شمار می رود و این می تواند بر نتایج تحقیق اثر بگذارد و تعمیم نتایج را با محدودیت هایی همراه کند.

 

 

1400/03/11

تحلیل گفتمان سبک زندگی دینی (اسلامی) دراندیشه‌ی مقام معظم رهبری- قسمت ۱۰- قسمت 2

      • تحلیل جامعه شناختی کلان کردار اجتماعی (شامل نظریه فوکو، که روش شناسی مشخصی برای تحلیل متن در اختیارمان قرار نمی دهد).

     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

    • سنت تفسیری و خرد در جامعه شناسی (شامل اتنومتدولوژی و تحلیل گفتگو) که بر اساس این ها زندگی روزمره محصول کنش‌های اجتماعی افراد به شمار می‌آیند، کنش‌هایی که بر اساس پیروی از مجموعه‌ای از قواعد و رویه‌های «عقل سلیمی» مشترک انجام می گیرند (یورگنسن و فیلیپس، ١٣٨٩: ۱۱۷-۱۱۶).

 

ازلحاظ روش‌شناسی، فرکلاف از منظری دیگر به سؤالاتی که راه‌گشای روش‌شناسی تحلیل گفتمان هستند، نگریسته است؛ به گونه‌ای که برای او، تحلیل در دو سطح صورت می‌گیرد که عبارتنداز:

 

 

    1. تحلیل زبان شناختی که درپی بررسی تأثیر صورت برمحتواست ؛

 

  1. تحلیل بینامتنی در خدمت شکل‌گیری محتواهای یک متن در رابطه با متن ها و ژانرهای دیگر است.

 

بدین ترتیب، با تأکید بر اهمیت تأثیر صورت بر محتواست که فرکلاف معتقد است تحلیل گفتمان انتقادی هر متن ترجمه شده‌ای ناقص است؛ زیرا در ترجمه، صورت‌ها به گونه‌ای تغییر می‌کنند که دیگر محتوای اولیه از متن برنمی‌خیزد (فرکلاف، ۱۳۸۹: ۱۲۳-۱۲۱).
سطوح گفتمان ازمنظرفرکلاف
سطوح تحلیل گفتمان ازمنظر نورمن فرکلاف عبارتنداز:

 

 

    1. توصیف یا گفتمان به مثابه متن؛

 

    1. تفسیریا گفتمان به مثابه تعامل بین فرایند تولید و تفسیر متن؛

 

  1. تبیین یا گفتمان به مثابه زمینه.

 

۱) توصیف
مجموعه ویژگی‌های صوری‌ای که در یک متن خاص یافت می‌شوند، می‌توانند به عنوان انتخاب‌های خاصی از میان گزینه‌های (برای مثال گزینه‌های مربوط به واژگان و دستور ) موجود در انواع گفتمان‌هایی تلقی شوند که متن از آن‌ ها استفاده می‌کند . به منظور تفسیر ویژگی‌هایی که به صورت بالفعل در یک متن وجود دارند، معمولاً مد نظر قرار دادن دیگر انتخاب‌های ممکن نیز ضروری است؛یعنی انتخاب از میان نظام‌های گزینه‌ای انواع گفتمان هایی که ویژگی‌های موجود از آن‌ ها اخذ شده‌اند؛ در نتیجه، در تحلیل متون، کانون توجه دایماً بین آن‌چه در متن وجود دارد و نوع گفتمان یا انواع گفتمان‌هایی که متن از آن‌ ها استفاده می‌کند، در نوسان است (رومنان، ۱۳۸۷: ۸۵)
۲) تفسیر

 

 

    1. بافت یا زمینه: تفسیرهای مشارکین گفتمان از بافت موقعیتی و بینامتنی چیست؟

 

    1. انواع گفتمان: چه نوعی (انواعی) از گفتمان مورد استفاده خواهد بود (و در نتیجه، کدامین قواعد، نظام و اصول در زمینه نظام‌آوایی، دستور، انسجام جمله‌ای، واژگان، نظام‌های معنایی یا کاربردی به کار گرفته می‌شود؛ و نیز کدام پی طرح‌ها، چارچوب‌ها و سناریوها)؟

 

  1. تفاوت و تغییر: آیا پاسخ مشارکین متفاوت به دو پرسش ۱و ۲ متفاوت خواهد بود؟ آیا این پاسخ‌ها در خلال تعامل آنان دست‌خوش تغییر خواهد شد؟

 

مرحله تفسیر، تصحیح کننده این باور نادرست است که فاعلان در گفتمان مستقل هستند؛ این مرحله در حقیقت آن‌چه را که برای مشارکین امری تلویحی بوده، به روشنی بیان می‌کند. وابستگی کنش گفتمانی به پیش‌فرض‌های تبیین ناشده مأخوذ از عقل سلیم و مندرج در دانش زمینه‌ای و نوع گفتمان. به هر حال باید توجه داشت که مرحله تفسیر به خودی خود بیانگر روابط قدرت و سلطه و ایدئولوژی‌های نهفته در پیش‌فرض‌های یاد شده، که کنش‌های گفتمانی معمول را به صحنه مبارزه اجتماعی تبدیل می‌کند، نخواهد بود. به منظور تحقق چنین هدفی مرحله تبیین ضروری خواهد بود (نیستانی،۱۳۷۹).

 

1400/03/11

بررسی میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان تهرانی و ارائه راهکارهای رسانه ای برای تقویت آن- قسمت ۸- قسمت 2

  • عوامل مربوط به سازمان

 

سازمان های بسیاری هستند که از یک طرف در جهت بالا بردن سود و منافع و بهره‌وری می‌کوشند، از طرف دیگر امکانات آن را مهیا نمی‌کنند. به عنوان نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
— مشخص نبودن حد و حدود اختیارات و حیطه مسئولیت‌ها
— عدم توجه مطلوب به تنظیم روش‌های ارتباطات داخل سازمانی
— وجود فرهنگ «اگر کار باید انجام شود خودش انجام می‌شود»
— اضافه بار کاری، به خصوص برای آنان که کار خود را به نحو مطلوب انجام می‌دهند
— برای بیشتر از یک رئیس کار کردن
— نبودن شناخت درست از اصل وجود شرح وظایف و مشخصات فردی
— رد و بدل شدن و یا وجود اطلاعات ناقص و یا غلط در سیستم‌های اداری و اجرایی.
۳ . عوامل شخصی
خیلی‌ها از این که قبول کنند که خود آنها مشکل زمان را ایجاد می‌کنند ابا دارند. معمولاً سرزنش کردن دیگران آسان‌تر است ،بعضی از ویژگیهای شخصی، رفتارهای عادتی خاص که فرد بدون بررسی تأثیرات آن بر زندگی حرفه‌ای اصرار بر تکرار آنها دارد از جمله عوامل ضایع شدن وقت فرد است. یک مثال در این رابطه تلفن است که وقتی زنگ می‌زند به هر دلیلی نمی‌توانیم به آن جواب ندهیم و بعد ناراحتی خود را از کمبود وقت با جملاتی مانند «امان از این تلفن‌های مزاحم و بی‌جا» ابراز می‌کنیم.یکی دیگر از علل مشخص و چشم‌گیر کمبود وقت، نداشتن برنامه مشخص روزانه است. برنامه‌ریزی، یک کار مداوم است اگر واقع‌بینانه با در نظر گرفتن منابع موجود و سپس انگیزه داشتن برای اجرایشان انجام گیرد عملاً باعث پرهیز از مقادیر بسیاری دوباره کاری‌ها و یا انجام کارهای بیهوده و یا غیر ضروری گشته و در نتیجه زمان بیشتری برای فرد به وجود می‌آورد. (رحیمی، ۱۳۸۱، صص ۵۸-۵۷).

تصورات اشتباه در مورد مدیریت زمان
مکنزی و همکارانش هویت تصورات غلط در مورد مدیریت زمان را به ترتیب ذیل مشخص کرده‌اند، اولین تصور غلط این است که «پرمشغله و پرمتحرک بودن، بهترین راه برای بیشتر کار انجام دادن است» این یعنی اهمیت دادن به فعالیت‌های فیزیکی در برابر فعالیتهای فکری. دوم آن که «اگر سخت‌تر کار کنیم. مشکلات وقت برطرف می‌شود» اما در حقیقت آنهایی که با فکر کار می‌کنند، ممکن است فشار کمتری را متحمل شوند، چه بسا کارهایی را حذف کنند و یا در هم بیامیزند. سوم «اگر می‌خواهی کار، درست انجام شود، بهتر است خودت دست به کار شوی» این در کوتاه مدت ممکن است نتیجه بدهد. اما در دراز مدت مؤثر نیست. چهارمین تصور غلط این است که «اساسی‌ترین فعالیتهای روزمره، نیازی به برنامه‌ریزی ندارد» و آخرین مورد، «اگر کارها را خوب انجام دهیم به طرز درستی از وقتمان استفاده کرده‌ایم» این حرف تا حدی صحیح است، اما انجام دادن کار صحیح مهمتر است. اگر کار غلطی را خوب انجام دهیم. به طور مؤثری از وقت خود استفاده نکرده‌ایم. (مؤذن جامی، ۱۳۸۱، ص۲۴).
شناسایی عوامل مؤثر در اتلاف وقت
هوای نفس، تمایل به خوشحال کردن دیگران، ترس از آزردن دیگران، ترس از برخوردهای جدید، کنجاوی، عدم اطمینان و عدم احساس امنیت، غرور نسبت به توانایی‌های خود، و کمال‌طلبی از خصوصیات بسیار متعارف انسانهاست و به لحاظ همین خصوصیات است که دشوار بتوان با وجود این همه محرکهای روانی و درونی از وقت خود به طور م‍ؤثر و عاقلانه‌ای بهره گرفت. اگر قرار است که بر وقت خود کنترل و سلطه کامل داشته باشید باید بدانید که این گرایشهای قدرتمند چه نقشی دارند و برای چه به کار می‌آیند و به خود بیاموزند که اعمال خود را اصلاح کنید. ممکن است نتوانید در حدکمال همه این خصوصیات و گرایش‌های درونی را نابود سازید، اما می‌توانید آنها را تحت کنترل خود در آورید. (مکنزی، ۱۳۷۴، ص ۲۶). اتلاف وقت به زمان هایی گفته می‌شود که طی ساعات کاری و در حالی که فرد ظاهراً مشغول کار است می‌گذرد. مثل زمانی که صرف پیدا کردن یک نامه در روی میز کار یا کشوهای آن می‌شود، یا مدتی که طول می‌کشد تا شماره تلفنی را برای چندمین بار در دفترچه تلفن پیدا کرد. (جسمی، ۱۳۷۹، ص ۱۴) یکی از اساسی‌ترین راه های مدیریت زمان، بررسی فعالیتهای وقت هدر ده در زندگی شخصی و کاری است. مشخصاً این فعالیتها به مقدار زیاد بستگی بر شیوه زندگی فرد، شخصیت او، موقعیت اجتماعی و اقتصادی وی و همچنین عوامل محیطی که او را احاطه کرده‌اند دارد. مطمئناً نمی‌توان ادعا کرد که عوامل وقت هدر ده سازمان های مشابه و همگون از نظر ساختاری، در دو گوشه دنیا، یکنواخت بوده و تجارب موفق در کنترل آن عوامل در یک سازمان به احتمال زیاد به نتایجی مشابه، در سازمان دیگر منجر خواهد بود. اما نمی‌توان هم حاشا کرد که آگاهی و بررسی انواع آنها و قیاس آنها با موقعیت‌های اجتماعی و سازمانی خودمان می‌تواند کمکی باشد. برای یافتن راه و چاره‌هایی مناسب برای وضعیت موجود، تحقیقات نشان داده، عواملی که اصلی‌ترین نقش را در ضایع کردن وقت بازی می‌کنند به قرار زیر هستند. (رحیمی، ۱۳۸۱، ص۵۸).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
نارسایی برنامه‌ریزی
ما معمولاً از برنامه روزانه خود به طور کلی آگاه هستیم، اما از برنامه‌ریزی روزانه استفاده چندانی نمی‌کنیم. خیلی وقت‌ها تا دیر وقت در اداره ماندن و اضافه‌کاری، نشان از وجود و کوشش در اصلاح اشتباهات است. به قولی کیف پر و میز شلوغ نشان پرکاری نیست؛ نشان بی‌بر
نامگی است. برای اغلب ما سررسید، کار برنامه‌ریزی روزانه را انجام می‌دهد، اما نمی‌توان حاشا کرد برای عده زیادی برآوردهای زمانی در سر رسید غیرواقعی هستند. باید به این موضوع توجه داشت که کارها اغلب بیشتر از آن چه حدس زده می‌شود وقت می‌برند. به ندرت از سررسید به عنوان یک سیستم برنامه‌ریزی روزانه و یا هفتگی و ماهانه استفاده می‌کنیم. از مواردی که در برنامه‌ریزی روزانه باید به آنها توجه داشت این است که توجه کنیم که در طول روز چه کارهایی باید انجام گیرد. چه کارهایی بهتر است که انجام گیرد . چه کارهایی می‌تواند انجام گیرد. (رحیمی، ۱۳۸۱، ص۵۹).
نداشتن سازماندهی شخصی
همان‌طور که قبلاً گفته شد میز شلوغ‌شان پرکاری نیست، بلکه بیشتر نشان از ‌بی‌برنامگی و یا نشان از روش نداشتن در کارها است. عادت دادن خود به انضباط، نه البته انضباطی خشک و نظامی، شروع مطلوبی برای ارزش دادن به زمان و اشراف به ابتدا و انتهای هر کاری که انجام می‌دهیم و محدودیت آن است.
عوامل اتلاف زمان
در یک تقسیم‌بندی کلی، عوامل اتلاف زمان به دو دسته تقسیم می‌شوند:
عوامل خارجی (تماس‌های تلفنی، ملاقات ‌کنندگان سرزده، سایر مزاحمت‌ها و …)

 

 

1 ... 4 5 6 ...7 ... 9 ...11 ...12 13 14 ... 678