1400/03/11

بررسی تأثیر کنترلهای داخلی بر اثربخشی برنامه حسابرسی – مدارک تجربی از اعضاء جامعه حسابداران رسمی ایران- قسمت ۴

ارزیابی ریسک:
فرایند ارزیابی خطر توسط واحد تجاری به معنی فرایند شناسایی و برخورد با خطرهای تجاری و نتایج آن است . برای مقاصد گزارشگری مالی، فرایند ارزیابی خطر توسط واحدتجاری شامل نحوه شناسایی خطر های مربوط به تهیه صورتهای مالی، طبق استانداردهای حسابداری، برآورد اهمیت آنها، ارزیابی احتمال وقوع آنها و تعیین اقدامات لازم برای مدیریت خطر است. (کمیته تدوین استانداردهای بین المللی حسابرسی، ۳۱۵ ).

برنامه حسابرسی
برنامه ریزی یعنی تدوین یک طرح کلی و یک طرح تفصیلی(برنامه حسابرسی) برای تعیین نوع و ماهیت، زمان بندی اجرا وحدود روش های حسابرسی مربوط به هر حسابی، هدف برنامه ریزی انجام به موقع و اثربخش حسابرسی است. هدف حسابرس این است که کار حسابرسی چنان برنامه ریزی گردد که به گونه ای اثربخش انجام شود (کمیته تدوین استانداردهای بین المللی حسابرسی، ۳۰۰ ).

۱ – ۱۱- ساختار کلی پژوهش
فصل اول به کلیات پژوهش اختصاص دارد که شامل بیان مساله، اهمیت و ضرورت انجام پژوهش، اهداف پژوهش، فرضیه های پژوهش، قلمرو پژوهش و تعریف واژه های عملیاتی متغیرهای پژوهش می پردازیم.
فصل دوم به مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختصاص دارد. از آنجایی که موضوع پژوهش به بررسی تاثیر کنترلهای داخلی بر اثربخشی برنامه حسابرسی می پردازد ، بنابراین هر یک از مفاهیم اجزای کنترلهای داخلی، و برنامه حسابرسی به طور جداگانه از نظر مبانی نظری و پیشینه پژوهش، مورد بحث قرار می گیرند.
فصل سوم به روش شناسی پژوهش اختصاص دارد. در این فصل فرضیه های پژوهش و معیار اندازه گیری متغیرها، جامعه آماری، نمونه آماری، روش پژوهش، ابزارهای گردآوری اطلاعات و در نهایت روش های تجزیه و تحلیل داده ها تشریح می گردد.
فصل چهارم به استخراج داده ها و تجزیه و تحلیل اطلاعات اختصاص دارد که شامل آزمون فرضیه های پژوهش و بررسی تحلیلی یافتهها خواهد بود.
فصل پنجم به نتیجهگیری و پیشنهادهای پژوهش اختصاص دارد که تفاسیر نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، بحث و نتیجهگیری، محدودیتهای پژوهش و در نهایت پیشنهادهای مبتنی بر انجام پژوهش و برای پژوهش های آتی ارائه می گردد.

فصل دوم
مروری بر تحقیقات انجام شده
۲-۱- مقدمه
گسترش و پیچیدگی روز افزون و شتاب آمیز واحد های اقتصادی در جهان پیشرفته امروز، نیازهای ناشی از کمبود منابع و افزایش رقابت، وجود انواع مخاطرات در زمینه های مالی، اداری و تجاری که هدفها و سیاستهای سازمانی آنها را چه از درون و چه از برون به شدت تهدید می کند، سبب شده است تا کنترل مستقیم و انفرادی این گونه واحدها ناممکن شود و نیاز به استقرار سیستم اثربخش کنترل داخلی مورد توجه ایشان قرار گیرد. (انصاری و همکاران، ۱۳۸۸)
عکس مرتبط با اقتصاد
حسابرسان مستقل یک ارزیابی از کنترل داخلی را بهعنوان مبنایی برای تعیین میزان کار لازم برای صاحبکار انجام میدهند. ارزیابی آنها از سیستم کنترل داخلی میتواند بر زمان و حدود روش های حسابرسی اثر بگذارد. کیفیت کنترل داخلی میتواند رابطه مستقیم با میزان آزمونهای محتوا داشته باشد، بهطوریکه حسابرسان عموماً در صورت وجود کنترل داخلی با کیفیت، حجم رسیدگیها را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش میدهند.
برداشت افراد از اصطلاح کنترل داخلی متفاوت است. این امر باعث سردرگمی بازرگانان، قانون‌گذاران، تدوین‌کنندگان مقررات و دیگران را به دنبال داشته است. این برداشت‌های ناهمگون و انتظارات متفاوت، مشکلاتی را برای واحدهای اقتصادی به‌بار می‌آورد. چنانچه در قوانین، مقررات یا دستورالعمل‌ها واژه «کنترل داخلی» به‌کار می‌رود بی آنکه تعریفی صریح و روشن از آن آورده شود آنگاه بر دامنه مشکلات افزوده می‌شود.
با توجه به اینکه این پژوهش به بررسی تاثیر کنترلهای داخلی بر اثربخشی برنامه حسابرسی می پردازد؛ بنابراین در این فصل، ابتدا مفاهیم مربوط به متغیرهای پژوهش(کنترلهای داخلی، محیط کنترلی،ارزیابی ریسک نقدینگی،فعالیتهای کنترلی و برنامه حسابرسی ) توضیح داده می شود و سپس چارچوب نظری پژوهش و در ادامه پیشینه مربوط به موضوع فوق چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور انجام شده است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۲-۲- مبانی نظری پژوهش
به اعتقاد صاحبنظران روش پژوهش، پژوهشگری که قصد رشد و توسعه دانش مورد مطالعه خود را دارد، ابتدا باید مبانی نظری و پیشینه پژوهشهایی را که تاکنون در زمینه دانش مذکور انجام شده را شناسایی و مطالعه نماید. (مسرور ،۱۳۸۹) مطالعه منابع مربوط به موضوع پژوهش را به عنوان یکی از مراحل اساسی پژوهش علمی مورد بحث قرار داده و معتقد است که انجام این مطالعه، به پژوهشگرکمک می کند تا بینش عمیقی در مورد پژوهش و حوزه ای که پژوهش به آن تعلق دارد، کسب کند. بنابراین، مطالعه منابع مرتبط با موضوع مورد پژوهش، مشتمل بر شناسایی، مطالعه و ارزیابی تحقیقات مشاهدات علمی گزارش شده، عقاید و دیدگاه های صاحبنظران در ارتباط با موضوع مورد پژوهش، بخش عمده ای از روش علمی پژوهش است که انجام آن در کلیه پژوهش ها، ضروری است.مطالعه منابع مربوط به موضوع پژوهش، به پژوهشگر این فرصت را می دهد که در رشته مورد علاقه خود در حد بضاعت، پیشقدم بوده و به بینش وسیع تری درارتباط با آن دست یابد. این کار موجب بنیانگذاری مستحکم پایه علمی پژوهش می شود و به نظر می رسد، اگر بنیان مذکور ضعیفباشد، پژوهش انجام شده خام، سطحی و تکراری خواهد بود(خاکی، ۱۳۸۶).
۲-۳- تعریف کنترل داخلی
کنترل داخلی فرایندی است که به منظور کسب اطمینان معقول(نسبی) از تحقق اهدافی که توسط هیئت مدیره، مدیریت و سایر کارکنان یک واحد اقتصادی برقرار می‌شود، اطلاق می‌گردد. حسابرس باید از کنترلهای داخلی مرتبط با حسابرسی شناخت کسب کند. حسابرس از شناخت کنترلهای داخلی، برای شناسایی انواع تحریفهای بالقوه، ارزیابی عوامل مؤثر بر خطرهای تحریف با اهمیت و طراحی ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روش های حسابرسی لازم استفاده می‌کند. کنترل های داخلی فرایندی است که به ‌وسیله مدیریت و سایر کارکنان طراحی و اجرا می‌شود تا از دستیابی به اهداف واحد مورد رسیدگی در زمینه قابلیت اعتماد گزارشگری مالی، اثربخشی و کارایی عملیات و رعایت قوانین و مقررات مربوط، اطمینانی معقول بدست آید. از این رو، کنترل های داخلی برای شناسایی آن دسته از خطرهای تجاری طراحی و اجرا می‌شود که دستیابی به هر یک از این اهداف را تهدیدمی‌کند.
این اهداف به پنچ گروه زیر دسته‌بندی می‌شوند:
* اثربخشی و کارآیی عملیات
* قابلیت اعتماد گزارشدهی مالی
* رعایت قوانین و مقررات مربوط
* تشویق کارکنان به رعایت رویه‌های واحد تجاری و سنجش میزان رعایت رویه‌ها
* حفاظت دارایی‌ها در برابر ضایع شدن، سوءاستفاده و تقلب.
کنترل داخلی یک فرایند است. کنترل داخلی، خود هدف و غایت نیست بلکه ابزاری برای دستیابی به اهداف است. کنترل داخلی به‌دست کارکنان واحد اقتصادی طراحی و اجراء می‌شود. کنترل داخلی فقط آمیزه‌ای بی‌روح از فرم‌ها و دستورالعمل‌ها نیست، بلکه مشارکت تمامی کارکنان واحد اقتصادی را می‌طلبد. از کنترل داخلی تنها انتظار می‌رود که برای مدیریت و هیئت مدیره واحد اقتصادی، اطمینانی معقول فراهم آورد نه اطمینانی مطلق. هدف کنترل داخلی، دست یافتن به اهداف است، اهدافی که در یک یا چند گروه متمایز و در عین حال شبیه به‌هم قرار می‌گیرند (استاندارد بین المللی ۳۱۵).این تعریف از کنترل داخلی، به دلیل اینکه به زیر مجموعه‌های کنترل
داخلی نیز توجه دارد، کلّی و فراگیر است. برای مثال، در صورت تمایل می‌توان جداگانه برکنترلهای حاکم بر گزارش‌دهی مالی یا کنترلهای حاکم بر رعایت قوانین و مقررات، تمرکز کرد.
۲-۴- اثربخشی کنترل های داخلی
کنترل داخلی در صورتی اثربخش تلقی می‌شود که هیئت مدیره و مدیریت از موارد زیر اطمینان معقول داشته باشند:
* آگاهی از میزان دستیابی به اهداف عملیاتی واحد اقتصادی
* تهیه صورتهای مالی قابل اعتماد
* رعایت قوانین و مقررات مربوط
هرچند کنترل داخلی یک فرایند است، امّا اثربخشی آن، وضعیتی از این فرایند در یک مقطع یا مقاطعی از زمان است. به‌طور خلاصه، ساختار کنترلهای داخلی شامل کلیه اقداماتی است که به عمل می‌آید تا مدیریت اطمینان یابد هر چیزی به گونه‌ای که باید، عمل می‌کند.
۲-۵- انواع کنترلهای داخلی
۲-۵-۱- کنترلهای داخلی عملیاتی (اداری )
کنترلهایی هستند که بر صورتهای مالی تأثیری ندارند یا تأثیر اندکی دارند و به‌طور مستقیم مورد توجه حسابرسان مستقل قرار نمی‌گیرند. این کنترلها به‌منظور دستیابی به اهدافی چون کارآیی و سودمندی عملیات و رعایت رویه‌های مورد نظر مدیریت در تمام قسمت‌ها و دوایر واحد تجاری استقرار می‌یابند.
۲-۵-۲- کنترلهای داخلی حسابداری (مالی)
حسابداری
کنترلهایی هستند که مستقیماً بر قابلیت اتکای مدارک حسابداری و صورتهای مالی اثر دارند و به‌منظور دستیابی به اهدافی چون حفاظت دارایی‌ها، قابلیت اتکای مدارک حسابداری و تهیه صورتهای مالی قابل اطمینان استقرار می‌یابند.
۲-۵-۲-۱- انواع کنترلهای داخلی حسابداری (مالی)
۱ – کنترل پایه (اولیه)
حداقل کنترلهای داخلی لازم جهت اطمینان از ثبت صحیح و کامل فعالیت‌های واحد تجاری مانند: مشاهده عینی دارائی‌های ثابت، بررسی اجمالی گردش حساب به‌منظور تعیین اقلام غیر عادی، تهیه و تنظیم صورت‌ مغایرت بانکی یا رفع مغایرت، تهیه و تنظیم تراز آزمایشی.

۲ – کنترلهای انظباطی(ثانویه)
کنترلهایی که جهت اطمینان از حسن اجرای کنترلهای داخلی پایه و حفاظت از اموال و دارایی‌های واحد تجاری صورت می‌گیرد. کنترلهای انظباطی در شرکت‌هایی مستقر می‌گردند که حجم فعالیت آنها گسترده می‌باشد. کنترلهای انظباطی خود به سه دسته زیر تقسیم می‌شوند:
الف) کنترلهای سرپرستی: به‌منظور حصول اطمینان از حسن اجرای کنترلهای پایه صورت می‌گیرد.
ب) کنترلهای حفاظتی: به‌منظور استفاده صحیح از دارایی‌ها و حفاظت از آنها به کار گرفته می‌شود تا از وارد آمدن خسارت یا سوءاستفاده از آنها جلوگیری شود.
ج) کنترلهای تفکیک وظایف: تفکیک وظایف و مسئولیت‌ها بین کارکنان به نحوی که هیچ فردی مسئولیت انجام و ثبت یک معامله را از ابتدا تا انتها به‌عهده نداشته باشد. به طور کلی،کنترل و نظارت هر فرد(قسمت) توسط فرد (قسمت) دیگر.
۲-۶- ابزارهای دستیابی به کنترلهای داخلی
از آنجائی‌که عملیات هر واحد تجاری متفاوت از واحدهای تجاری دیگر است، لذا استقرار کنترلهای داخلی یکسان برای کلیه واحدهای تجاری مقدور نمی‌باشد. استقرار کنترلهای خاص در هر سیستم به عواملی چون اندازه، نوع عملیات و هدفهای سازمانی که سیستم برای آن طراحی شده است، بستگی دارد.
عواملی که برای یک سیستم کنترل داخلی رضایت‌بخش در هر سازمان ضروری است عبارتند از:
۲-۶-۱- محیط کنترلی
محیط کنترلی از مجموعه عواملی که برای دستیابی به سیاست‌ها و اجرای روش‌های شرکت طراحی می‌شود تشکیل یافته و منعکس‌کننده نگرش کلی مدیریت واحد تجاری و مالکان آن درباره استقرار سیستم کنترل داخلی و اهمیت آن برای واحد تجاری است .عوامل خارجی، مانند قوانین و مقررات لازم‌الاجراء بخشی از محیط کنترلی شرکت است.
عوامل داخلی عمدتاً عبارتند از:
* طرز تفکر مدیریت و نحوه اجرای آن
* روش های مدیریت نیروی انسانی
* طرح و ساختار سازمانی
* سیستم پیش‌بینی‌های مالی و بودجه
* کمیته حسابرسی
* حسابرسی داخلی
کار حسابرسان داخلی، بررسی و ارزیابی سیستم کنترلهای داخلی و کارآیی هر یک از بخش‌های و دوایر واحد تجاری در انجام دادن امور و وظایف محوله می‌باشد. حسابرسان داخلی یافته‌های خود را از عدم کارآیی کنترلهای داخلی همراه با پیشنهادهای اصلاحی به منظور بهبود عملکرد واحد تجاری و اعمال کنترلهای داخلی به مدیریت ارشد ارائه می‌دهند. حسابرسان داخلی به طور کلی وظایف تعیین شده در طرح سازمانی به دوایر و واحدها را از بابت موثر انجام شدن و یا عدم انجام امور محوله، بررسی می‌کنند.
۲-۶-۲- سیستم حسابداری
سیستم حسابداری شامل روش‌ها و سوابقی است که به‌منظور شناسایی، گردآوری، تجزیه و تحلیل، طبقه‌بندی، ثبت و گزارش معاملات یک واحد اقتصادی و پاسخگویی در قبال دارایی‌ها و بدهی‌های آن ایجاد می‌شود. یک سیستم حسابداری کارا  به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که:
* کلیه معاملات معتبر را تعیین و ثبت کند.
* معاملات را به منظور طبقه‌بندی مناسب برای گزارشگری مالی به موقع و با جزییات کافی تعریف نماید.
* ارزش معاملات را به‌گونه‌ای اندازه‌گیری کند که ثبت ارزش پولی مناسب آن را در صورتهای مالی، امکان‌پذیر سازد.
* دوره زمانی وقوع معاملات را تعیین کند تا بتوان معاملات را در دوره حسابداری مناسب ثبت نمود.

 

1400/03/11

بررسی مزیت نسبی ارزش افزوده¬ای بخش¬های اقتصادی در استان لرستان وجهتگیری آن با برنامه¬های آمایش سرزمین ‎- قسمت ۲

۲-۶-۳-۲ صنعت ۴۴
۲-۶-۳-۳ معدن ۴۵
۲-۶-۳-۴ بازرگانی خارجی ۴۷
۲-۶-۳-۵ گردشگری ۴۸
 تصویر درباره گردشگری
۲-۷ جمع‌بندی ۵۰
فصل سوم: روش تحقیق ۵۲
۳-۱ مقدمه ۵۳
۳-۲ روش تحقیق ۵۴
۳-۲-۱ روش شناسایی مزیت نسبی ارزش افزودهای و پرسش‌نامه ۵۴
۳-۲-۲ روش تحلیل ساختاری ۵۶
۳-۳ وضعیت بازار کار و تولید ناخالص استان لرستان ۵۹
۳-۳-۱٫ بازار کار (اشتغال و بیکاری) ۵۹
۳-۳-۲ تولید ناخالص داخلی ۶۱
۳-۴ جمعبندی ۶۴
فصل چهارم: تحلیل یافته‌ها ۶۵
۴-۱٫ مقدمه ۶۶
۴-۲ تحلیل یافتهها ۶۷
۴-۲-۱ بررسی تغییرات ساختاری بخشهای اقتصادی استان لرستان ۶۷
عکس مرتبط با اقتصاد
۴-۲-۱ -۱ یافته های شاخص تغییرات ساختاری به تفکیک ۴ بخش عمده اقتصادی ۶۸
۴-۲-۱-۲ یافته های شاخص تغییرات ساختاری به تفکیک ۱۵ بخش عمده اقتصادی ۶۹
۴-۲-۲ بررسی مزیت نسبی ارزش افزودهای بخشهای اقتصادی استان لرستان ۷۱
۴-۲-۲-۱ یافته های مزیت نسبی ارزش افزودهای بخشهای اقتصادی به تفکیک ۴ بخش عمده اقتصادی ۷۱
۴-۲-۲-۲٫ یافته های مزیت نسبی ارزش افزودهای بخشهای اقتصادی به تفکیک ۱۵ بخش اقتصادی ۷۲
۴-۲-۲-۳ یافته های مزیت نسبی ارزش افزوده‌ای بخشهای اقتصادی به تفکیک ۷۲ رشته فعالیت اقتصادی ۷۵
۴-۳ جهت‌گیری آمایش در استان لرستان ۷۶
۴-۳-۱ راهبردهای بلندمدت اسناد توسعه استان لرستان ۷۶
۴-۳-۲ تحلیل مقایسهای مزیت های منطقهای و جهت‌گیری‌های آمایش ۷۸
۴-۵ جمعبندی ۸۶
فصل پنجم: خلاصه، نتایج و پیشنهادها ۸۸
۵-۱٫ مقدمه ۸۹
۵-۲ خلاصه ۹۰
۵-۳ نتیجه‌گیری ۹۱
۵-۴ پیشنهادها ۹۴
پیوستها ۹۷
منابع و مأخذ ۱۰۷
فهرست جداول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان صفحه
جدول ۲-۱- سهم اشتغال بخش‌های اقتصادی لرستان در برنامه سوم و چهارم و متوسط نرخ رشد سالانه ارزش افزوده بخش‌های اقتصادی در طول سالهای ۱۳۷۹-۸۳ و ۱۳۸۴-۸۸
جدول ۲-۲- شاخصهای کلی بخش صنعت لرستان طی برنامههای سوم و چهارم
جدول ۲-۳- عملکرد شاخصهای بخش گردشگری در دوره های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸
جدول ۳-۱- متغیرهای اشتغال و بیکاری در استان لرستان در سالهای ۸۸-۱۳۷۹ (درصد/هزار نفر)
جدول ۳-۲- سهم فرصت‌های شغلی اعلام شده بخش خصوصی استان لرستان در سالهای ۱۳۷۹-۸۸ (درصد)
جدول ۳-۳- سهم ارزش افزوده و اشتغال بخشهای اقتصادی لرستان در سالهای ۸۳-۱۳۷۹ (درصد)
جدول ۳-۴- سهم ارزش افزوده و اشتغال بخشهای اقتصادی لرستان در سالهای ۱۳۸۴-۸۸ (درصد)
جدول ۴-۱- متوسط شاخص تغییرات ساختاری به تفکیک ۴ بخش عمده اقتصادی در لرستان
جدول ۴-۲- متوسط شاخص تغییرات ساختاری به تفکیک ۱۵ بخش اقتصادی در لرستان
جدول ۴-۳- شاخص مزیت نسبی آشکار و متقارن ارزش ‎افزودهای استان لرستان به تفکیک ۴ بخش اقتصادی
جدول ۴-۴- شاخص مزیت نسبی آشکار و متقارن ارزش افزوده‌ای استان لرستان به تفکیک ۱۵ بخش اقتصادی
جدول ۴-۵روند تحولات بخش معدن لرستان
جدول ۴-۶ روند تحولات سرمایه ­گذاری حمل و نقل ریلی در استان لرستان
جدول ۴-۷ روند تحولات سرمایه ­گذاری حمل و نقل جادهای در استان لرستان
جدول ۴-۸ روند تحولات پیشرفت فعالیت‌های هتلداری در استان
جدول ۴-۹ روند تحولات پیشرفت بخش رستوران در استان لرستان
جدول ۴-۱۰ روند تحولات بهبود سیستم های آبیاری در استان لرستان
جدول ۴-۱۱ روند تحولات بهبود و اصلاح بذر و شیوه های کشت در استان لرستان
جدول ۴-۱۲ روند تحولات بهبود کیفیت خاک در استان لرستان
جدول ۴-۱۳ روند تحولات شیلات در استان
جدول ۴-۱۴ روند تحولات سرمایه گذاری در استان لرستان

۴۳
۴۵

 

 



1400/03/11

بررسی فقهی و حقوقی تعامل علم قاضی با نظر کارشناس- قسمت ۲

 

عنوان صفحه
نتیجه گیری

 

 

چکیده

 

 

درتحقیق حاضرکه با موضوع بررسی فقهی حقوقی تعامل علم قاضی با نظر کارشناس در امور کیفری می باشدبیان شده است که نقش قاضی در تعیین نوع و اعتبار ادله اثبات دعوی، در دعاوی کیفری از اهمیت بسزایی برخوردار است ونظریه کارشناس بعنوان یکی از ادله اثبات دعوا دارای سابقه طولانی در قضاوت های اسلامی است. نظریه کارشناس، چنانچه برای قاضی علم آور باشد، معتبر و حجت است. لیکن چون کارشناسی امری تخصصی است قاضی بدون داشتن آن نمی تواند اطمینان حاصل کند، بنابراین در مواردی که نظریه کارشناس، برای قاضی علم آور نباشد، یا باید آن را تحت عنوان سایر ادله دانست، یا به عنوان دلیل مستقل با مبنای اعتبار مستقل به حساب آورد. در این حالت نیز قاضی مکلف به قبول آن نبوده و چنانچه با قراین و اوضاع و احوال مطابق باشد،‌ قاضی به آن اعتبار می بخشد.

پایان نامه

 

 

مقدمه

 

 

قضا و دادرسی از موضوعات مهمی است که کنترل کننده جوامع از خطر از هم گسیختگی و هرج ومرج می باشد. لذا هر جامعه که سیستم قضایی با صلابت و مقتدری داشته باشد قوام و سامان ونظم خوبی خواهدداشت به این جهت است که حقوق دانان و سیاست مداران می کوشند تا حقوق خود راپر بار سازند تا درنتیجه قضات بتوانند در راستای حق حقوق افراد جامعه بهتر عمل کنند و سریعتراین وظیفه را جامه عمل بپوشانند. از طرفی با پیچیدگی های زندگی امروزه که ناشی از تحولات اجتماعی اقتصادی و صنعتی میباشد کیفیت و مراحل ثبوت حق نیز پیچیده شده که صاحب حق امکان اثبات حق خود را ندارد و در پیچ و خم مراحل دادرسی و سیستم های محدود قضایی از استیفای حق خود محروم می گردد. یکی از مسایل و موضوعات بسیار مهم در دادرسی طریقه اثبات دعاوی می باشد و علم قاضی در این مسأله نقش مهمی ایفا میکند.
عکس مرتبط با اقتصاد
احصاء ادله اثبات دعوی در قانون و الزام قاضی به تبعیت از آن در صدور رأی،‌ گرچه متضمن حفظ حقوق و آزادی‌های فردی است، لیکن در بسیاری از جرایم، قاضی با توسل به ادله احصایی،موفق به کشف حقایق نمی‌باشد. همچنین پیچیده‌ شدن روابط اجتماعی،‌ فرهنگی و پیشرفت علوم، موجب ناکارآمدی ادله احصایی می‌شود. لذا ماهیت برخی از جرایم اقتضای آن را دارد که قاضی در تشخیص موضوع متوسل به دلایلی شود که در شمار ادله احصاء شده نیست.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در این راستا، لزوم اخذ نظریه کارشناس و اهل خبره در جهت روشن شدن موضوع، که در قدیم نیز رواج داشته است، از اهمیت بسزایی برخوردار است. لیکن میزان کاربرد و تاثیر نظریه کارشناس درصدورحکم، مسأله‌ای است که به خاطر عدم احاطه قاضی بر سایر علوم و زمینه‌های تخصصی، امروزه بر اهمیت موضوع افزوده است و رافع جهل و نا‌‌آگاهی قاضی در این زمینه‌هاست. بنابراین بررسی ماهیت علم قاضی ونظریه کارشناسی و تعامل این دو باهم تحت دو عنوان حقوقی که در تصمیم قاضی نقش بسزایی دارداز اهمیت زیادی برخوردار می باشد .

 

 

۱- بیان موضوع و انگیزه انتخاب آن

 

 

ادله اثبات دعوی از آن رو که ناظر به اثبات دعوی است و نه ثبوت آن، در نظام‌های حقوقی واجداهمیت بسزایی است. در دعاوی کیفری نقش ادله اثبات دوچندان است. نقش قاضی در این دعاوی در کشف حقیقت بر عکس دعاوی حقوقی که طرفین دعوا در جهت اثبات ادعا ارائه دلیل می کنند، بسیار پویا و فعال است. در بدو امر آنچه خصوصاً پس از مراجعه به فقه و قوانین موجود در کشور ما به نظر می رسد، این است که ادله‌ی اثبات جرایم در فقه و حقوق موضوعه مشخص شده و میزان اعتبار آن توسط شارع و قانونگذارتعیین گردیده است و پس از ارائه ادله، قاضی ملزم است تا بر اساس آن حکم صادر کند. لیکن همیشه ارتکاب جرایم همراه با پیچیدگی هایی است که کشف آن توسل به وسایل دیگری غیر از اقرار یا شهادت و یا سوگند را می طلبد.
از طرفی علم قاضی به عنوان دلیلی که مقدم بر سایر ادله است راهگشای قاضی در تمسک به ادله درصدور حکم است. در مورد ادله احصا شده نیز اگر قاضی را ملزم به تبعیت از آن‌ ها به محض احراز آن بدانیم، اگر چه آن ادله از نظر وی مقرون به صحت نبوده باشد، این امر نیز خلاف مقتضای عدالت است. لذا درجهت کشف حقیقت قاضی باید نه تنها در تحصیل دلیل، بلکه در ارزیابی آن نقش مؤثر ایفا کند.
صدور آرا نسبتاً زیادی در دادگاه ها بر اساس نظریه کارشناس نگارنده را بر آن داشت تا تأثیر آن را درتصمیم‌گیری قاضی مورد توجه قرار دهد.
اخذ نظر کارشناس به عنوان دلیل دارای سابقه طولانی در قضاوت های اسلامی است. در مورد ماهیت و میزان اعتبار این دلیل در تشخیص موضوع نظرات متفاوتی بیان شده است. به نظر می رسد نظریه کارشناس اگر برای قاضی باعث ایجاد علم شود، معتبر و حجت است؛ از باب حجیت علم قاضی که ازطریق متعارف حاصل شده است. لیکن نظریه کارشناس چون امری تخصصی است و قاضی بدون داشتن آن نمی تواند اطمینان حاصل کند، بنابراین درمواردی که کارشناس برای قاضی ایجاد علم نمیکند یا باید آن را تحت عنوان سایر ادله دانست( برای مثال از باب شهادت و یا خبر عدل واحد و یا از باب سیره عقلا به رجوع جاهل)، و یا به عنوان دلیل مستقل با مبنای اعتبار مستقل دانست. در این صورت نیز قاضی مکلف به قبول آن نیست و چنانچه با قرائن و اوضاع و احوال مطابق باشد، قاضی به آن اعتبار می بخشد.

 

 

۲-سوالات تحقیق

 

 

تحقیق حاضر درپی پاسخ به سوالات زیر می‌باشد:
۱-آیا قاضی در رسیدگی و صدور حکم می‌تواند از طریق ادله‌ای غیر از ادله احصا شده، دعوی را فیصله دهد؟
۲- نقش قاضی در ارزیابی ادله تا چه میزان است؟
۳ – علم قاضی ونظریه کارشناس در صدور رأی قضات تا چه میزان واجد اعتبار است

 

 

۳- فرضیات

 

 

۳-۱ به دلیل ناکارآمدی و عدم کفایت ادله احصا شده، قاضی را نمی‌توان محدود به استناد به آن ها در صدور حکم دانست. کشف حقیقت نیازمند استناد به هر دلیلی است که از طرق متعارف، حاصل شده باشد.
۳-۲ با توجه به جایگاه علم قاضی در صدور رأی در فقه امامیه، در حقوق نیز بهتر آن است که در تمامی جرایم، ادله تا میزانی که برای قاضی ایجاد علم می کند، دارای اعتبار باشد. به عبارت دیگر ادله اثبات دعوی در صدور حکم برای قاضی طریقیت دارد نه موضوعیت. نظریه کارشناس به عنوان وسیله‌ ای برای اثبات از این قاعده مستثنی نیست.
۳-۳ نظریه کارشناس به عنوان وسیله ای برای اثبات تا میزانی می تواند در صدور رأی موثر باشد، که برای قاضی ایجاد اطمینان کند در واقع این قاضی است که میزان اعتبار نظریه کارشناس را معین می‌کند.وجایی که نظر کارشناس باعلم قاضی در تعارض باشد این علم قاضی است که اعتبار دارد.

 

 

۴- اهداف تحقیق و ضرورت آن

 

 

۱ـ تعیین جایگاه قاضی در تحصیل دلیل و اعتبار بخشی به آن.
۲ـ شناسایی مبانی فقهی- حقوقی نظریه کارشناس و تعیین میزان اعتبار آن در رأی قاضی.
۳-شناسایی مبانی فقهی –حقوقی علم قاضی و تعامل آن با نظر کارشناس

 

 

سابقه تحقیق

 

 

کتاب یا رساله یا پایان‌نامه ای درخصوص مبانی فقهی-حقوقی تعامل علم قاضی و نظریات کارشناسی ، در میان تألیفات حقوقدانان به چشم نمی‌خورد، لیکن به طور پراکنده، در مورد علم قاضی و کارشناسی در کتاب‌ها و مقالات حقوقی راجع به ادله اثبات، مباحثی مطرح شده است. پایان نامه هایی که مرتبط با موضوع می باشند به شرح ذیل است:
شاه‌حیدری‌پور، محمد علی،« کارشناسی به عنوان یکی از ادله اثبات دعوی»، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۷
دانش، سید مجتبی،« استقلال قضات در نظام کیفری ایران»، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرمشناسی، دانشگاه قم، ۱۳۸۲
حسن‌زاده، مهدی،« جایگاه کارشناسی از دیدگاه فقه و حقوق موضوعه»، رساله دکتری حقوق خصوصی، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳
حسینی، سید حسین،« ادله اثبات در جرایم تعزیری و بازدارنده»، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرمشناسی، دانشگاه قم، ۱۳۸۵

 

 

روش تحقیق

 

 

روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی است. پس از جمع‌ آوری منابع و تهیه مطالب مورد نیاز، نگارش این متن انجام گرفته است. این تحقیق که به منظور بررسی مبانی فقهی حقوقی تعامل علم قاضی و نظریات کارشناسی تدوین یافته است در سه فصل ارائه می‌شود. فصل اول،مفاهیم پیشینه واهمیت موضوع .فصل دوم بیان قواعدکلی حاکم بر ادله اثبات در صدور رأی است و فصل سوم در مورد تأثیر نظریه کارشناس در صدور رأی وتاثیر گذاری وتعامل علم قاضی با نظریه کارشناسی است.
با این همه نمی‌توان ادعا کرد این پژوهش حاوی تمام مطالب مورد نیاز بوده و هیچ نکته‌ای را باقی نگذارده است.

 

 

ساختار تحقیق

 

 

موضوع اصلی تحقیق، مبانی فقهی حقوقی تعامل علم قاضی با نظریات کارشناسی است و در مورد بررسی این مسئله است که هر یک از این دو عنوان تا چه میزان برای قاضی حجت است و آیا صرف ارائه هر کدام برای قاضی، وی را ملزم به تبعیت از آن می‌کند یا خیر؟
در پایان نامه حاضر سعی شده تا مطالب در سه فصل به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیردابتدا تأثیر ادله اثبات دعوی بر قاضی و سپس تأثیر هر کدام از دو عنوان علم قاضی و نظریه کارشناس به تفکیک مورد نقد قرار گرفته است.
در فصل اول در بررسی تاثیر ادله اثبات دعوی طی دو مبحث، ابتدائاً مفاهیم اصلی و مرتبط تحقیق وپیشینه آورده شده است و در ادامه قواعد حاکم بر ادله (اصل آزادی پذیرش دلیل و اصل آزادی ارزیابی دلیل)در فقه و حقوق مورد بحث قرار گرفته است.
در فصل دوم طی دو مبحث جداگانه، پس از ذکر ماهیت و اهمیت نظریه کارشناس، به نقش آن در صدور رای پرداخته شده است.
فصل اول
تبیین مفاهیم، پیشینه واهمیت موضوع
دعوا به معنای ادعا باید در مراجع قضایی به اثبات برسد، در غیر این صورت منشأ اثر نخواهد بود. اثبات دعوا با توسل به وسایلی به عمل می آید که «ادله اثبات دعوا» خوانده می شود. در ایجاد یک نظام حقوقی منسجم، ادله اثبات دعوا از اهمیت بسیاری برخوردار است. چرا که تمامی رشته های حقوقی به بحث ثبوت حق می‌پردازند، در حالی که ادله اثبات دعوا ناظر به اثبات حق است. در واقع اگر نظام ادله اثبات دعوا صحیح و کارآمد نباشد، نظام حقوقی نمی تواند موثر واقع شود. در عالم حقوق فرض بر این است که تمامی افراد یک جامعه، حق خویش را تمییز و تشخیص نمی دهند و یا به حق خویش قانع نمی باشند. به همین دلیل افراد صاحب حق برای ستاندن حق خویش می بایست به دادگستری مراجعه نموده و حق خود را از این مرجع مطالبه نمایند. مطالبه حق توسط ادله‌ای صورت می‌گیرد که نزد قاضی مطرح می‌شود یا اینکه قاضی در جهت کشف حقیقت ناگزیر از تحصیل آن‌ هاست.
بدیهی است نوع و میزان اعتبار ادله اثبات دعوا در همه‌ی دعاوی یکسان نمی‌باشد. لذا برای بررسی تاثیرپذیری قاضی از ادله اثبات دعوی، لازم است اصول اساسی ادله اثبات دعوی در رابطه با تاثیر آن در صدور حکم مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که به هرحال قواعد عمومی حاکم بر ادله اثبات دعوی بر تمامی ادله و از جمله علم قاضی و کارشناسی حاکم است.
از جمله اصول اساسی حاکم بر ادله اثبات دعوی، اصل آزادی تحصیل دلیل در حقوق کیفری است. اینکه در فقه و حقوق موضوعه ایران این اصل تا چه اندازه قابلیت اجرایی دارد و آیا اصولا این اصل با محدودیت هایی مواجه است یا خیر همواره بین حقوقدانان و فقها مورد بحث بوده است. یکی از اصول دیگر اصل آزادی ارزیابی دلیل است که با اصل قبلی تفاوت دارد. این اصل اشاره به اختیار قاضی در ارزیابی دلیل دارد. در راستای بررسی این دو اصل، بحث از علم قاضی که در فقه و حقوق موضوعه ایران هم به عنوان یکی از ادله اثبات برخی از جرایم احصاء شده است و هم به عنوان دلیلی که مقدم بر سایر ادله بوده و اساسا مبنای اعتبار سایرادله است، از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. اینکه ادله احصا شده در فقه و حقوق موضوعه تا چه میزان برای قاضی ایجاد علم می کند و این که آیا اساسا قاضی ملزم به پیروی از ادله احصا شده است، راهگشای تبیین مطالب بخش بعدی خواهد بود.
لذا، در این فصل، ضمن توضیح مفاهیم و ذکر پیشینه علم قاضی وکارشناسی به عنوان دو دلیلی که در این پژوهش، سعی در بررسی آن‌ ها است ، به اهمیت موضوع نیز پرداخته میشود .

 

 

مبحث اول: تبیین مفاهیم

 

 

برای ورود به بحث نقش هر یک از دو دلیل علم قاضی و کارشناسی در دادرسی، اطلاع از مفاهیمی که شناخت موضوع مورد بررسی را تسهیل نماید و توانایی ایجاد ارتباط لازم را فراهم کند، ضروری است. در واقع با تبیین مفهوم و پیشینه هر علمی می توان به چارچوب آن علم، دشواری‌های دستیابی به آن و لزوم پاسداری از آن پی برد و به درک بهتری از اصول آن رسید.

 

 

گفتار اول: مفاهیم لغوی

 

 

 

۱-مفهوم لغوی علم

 

 

علم (science) از واژه لاتین «scientia» به معناى آگاهى و معرفت (knowledge) مشتق شده است ودر عربی علم به کسرعین در لغت به معنی دانستن دانش معرفت فهم یک مسأله میباشد.علم یک واژه عربی استکه از واژه علم به معنی آموزش مشتق شده و در اصطلاح عامیانه این کلمه در مورد هر نوع آگاهی که فرد در مورد محیط و مسایل پیرامون خود کسب میکند اطلاق میگردد لذا هر چه میزان آگاهی بیشتر باشد شخص عالم تر میباشد. در اصطلاح فقهی علم به معنای اطمینان است که آن را علم عادی هم نامیده اند. علم عادی در مقابل علم به معنی فلسفی و حکمت است که عبارت است از حالتی نفسانی که تحمل احتمال مخالف نمینماید. در امور قضایی و در علم حقوق اصل این است که علم عادی حجت است.[۱]

 

 

۲- مفهوم لغوی کارشناسی

 

 

از نظر لغوی «کارشناسی» به معنای شناسایی کار[۲]، معرفت امور و خبرگی[۳] می‌باشد. «کارشناس» [۴]نیز یعنی دانای کار، حاذق در کار[۵]، شناسنده امر، خبره و متخصص[۶]، همچنین به معنای عاقل
و دانا[۷]، دانشمند[۸]، منجم و اخترشناس[۹] به کار رفته است.واژه کارشناس را فرهنگستان زبان فارسی در اولین حوزه فعالیت خود (دهه ۲۰-۱۳۱۰) به جای واژه عربی خبره انتخاب کرد[۱۰].
امروزه دو واژه «کارشناس» و «کارشناسی» از واژه های رایج در ادبیات علمی، فرهنگی و اجتماعی می باشند.
به موجب تعریف قانون استخدام کشوری، کارشناس در رشته های مختلف شغلی دارای ویژگی های متفاوت است، ولی یک رشته ویژگی های عمومی برای او وجود دارد که دارا بودن تحصیلات عالی، تجربه کافی و گذراندن دوره های تخصصی را شامل می شود[۱۱].
با توجه به تعاریف مذکور، کارشناسی عبارتست از اظهار نظر در حیطه علم و تخصص، درباره موضوع مشخص و کسی که این امر را به عهده می گیرد، کارشناس نامیده می شود.

 

 

۳- مفهوم لغوی دلیل

 

 

ادله جمع مکسر دلیل و در لغت عرب به «آنچه باعث راهنمایی و ارزیابی می شود» و«چیزی که برای اثبات
امر به کار برده میشود» معنی شده است.[۱۲]
فرهنگ کامل فارسی نیز دلیل را به عنوان گواه, راهنما,نشان و…. و نیز آنچه برای اثبات امری به کار میرود آورده است.[۱۳]
لغت نامه دهخدا نیز ان را به معنای راهنما ,راهبر, رهنمون و راه نماینده و…. گرفته است.[۱۴]
بنابراین با توجه به تعاریف فوق,دلیل,وسیله اثبات واقع و کشف حقیقت است.

 

 

۴- مفهوم لغوی واژه تعامل

 

 

تعامل [ت م] (ع ص) با یکدیگر دادو ستد کردن. (از اقراب الموارد) فی سنه۸۰۰٫ نقودالعربیه.[۱۵]
تعامل از ریشه عمل به معنای کار از باب تفاعل بین الاثنینی به معنای دادو ستد کردن برای یکدیگر کار کردن البته به معنای رفتار نیز می آید که در مقابل تفاعل به این معنا «متقابل» آمده است.[۱۶]

 

 

گفتاردوم:مفاهیم اصطلاحی

 

 

 

۱- مفهوم اصطلاحی علم

 

 

به طور کلی علم به دو معناست یکی به معنی دانش و معرفت. به این معنا اخلاق، دین، تاریخ، سیاست، و حتی هر گونه شناخت و آگاهی، علم محسوب می شود. چنان که گاهی می گوییم: من به فلان اتفاق علم دارم.یعنی از آن اتفاق خبر دارم.معنای دیگر علم، دانش و معرفت خاصی است که یا از طریق عقل حاصل می شود مانند ریاضیات، و یا از طریق تجربه و آزمایش مانند فیزیک و شیمی و روان شناسی و جامعه شناسی. وحقوق مقصود ما از علم در این جا، معنای دوم علم است. هر علمی، مجموعه ای است از مسائل مرتبط با موضوع آن علم که حول آن موضوع سازمان یافته اند. مثلا، علم فیزیک، مجموعه مسائل و قوانینی است که حول موضوع آن، یعنی پدیده های طبیعی و روابط حاکم بر آن ها، سازمان یافته اند: همه علوم؛ چه عقلی و چه تجربی، اصول و قواعدی دارند که در میان همه آن ها مشترک است.برای نمونه، همه علوم، به امور کلی مربوطند؛ یعنی در پی کشف قوانینی هستند که در همه حال صادق باشد. مثلا هندسه راجع به همه مثلث ها به طور کلی بحث می کند و مثلث خاصی مورد نظر آن نیست. و یا فیزیک میکوشد قوانین جاذبه را کشف نماید؛ چرا که میخواهد به چیزی دست یابد که در همه حال صادق باشد و در هیچ شرایطی تغییر نکند.اساسا اگر علمی چنین نباشد، علم محسوب نمی گردد. البته میان علوم عقلی با علوم تجربی تفاوت های زیادی وجود دارد.علوم عقلی با انتزاع عقلانی پدید می آیند. عقل، جنبه ای خاص از عالم خارج را انتزاع می کند و آن را موضوع قرار داده و سپس درباره آن بحث کرده و آن را گسترش می دهد.مثلا، ریاضیات، علمی است که درباره مفهوم عدد صحبت می کند. خود این مفهوم، حاصل انتزاع عقل از عالم خارج است. ما در عالم خارج، چیزی به نام عدد نداریم، بلکه پس از مشاهده چیز های مختلف، و با تلاش فکری به این مفهوم دست می یابیم. اما علوم تجربی، به بررسی پدیدار ها می پردازند و در پی کشف قوانین حاکم بر این پدیدارها هستند. البته آن ها نیز از اصول عقلی پیروی می کنند، اما فعالیت این علوم، عقلی محض نیست؛ آن ها بر اساس مبادی و قواعد عقلی به آزمایش و مشاهده عالم خارج می پردازند؛ در حالی که علوم عقلی، هم اصولشان عقلی است و هم آنچه در باره آن تحقیق می کنند.به طور کلی باید گفت علم قاضی از جمله علوم تجربی است .
ویزگی های علم عبارت اند از :
الف:حجیت:حجیت علم به این معناست که حجت و دلیلی است که بر مبنای ان واقعیت مورد نظر کشف میشود .
ب:طریقیت:علم راهی است برای رسیدن به واقعیت امور.
ج:موضوعیت :منظور از موضوعیت داشتن علم این است که علم فی نفسه معتبر ودارای ارزش اثباتی است وصرف حصول ان مبنا و موضوع حکم قرار میگیرد .
در مبحث قضا وقتی سخن از علم به میان می ایدسه نوع علم متبادر به ذهن میشود اول علمی که برای تصدی امر قضا لازم است که همانا علم القضا میباشد .
دوم علمی که از پرونده ناشی میشودکه عوامل ان عبارت اند از معاینه محل پزشکی قانونی کارشناسی و… سوم علم شخصی قاضی یعنی علمی که خارج از محتویات پرونده و با مشاهده شخصی حاصل کند.

 

 

 


 

 

1400/03/11

طراحی صندوق سرمایه گذاری مشترک کالا متناسب با بازار سرمایه ایران- قسمت ۳- قسمت 2

امروز در کشورهای پیشرفته جهان، به اقتصادی کارا و پویا گفته می شود که بازارهای آن کشور به خصوص بازار سرمایه آنها از یک هم پوشانی و توازن متعادل برخوردار باشند به طوری که در مواقعی که یکی از بازارهای اقتصادی آن کشورها دچار رکود می شود. دیگر بازارها با توجه به کارایی و پویایی خود سرمایه های خارج شده از آن بازار را به سمت خود جذب کنند از همین رو با افت یک بازار، دیگر بازارها کنترل گردش سرمایه ها و نقدینگی موجود در جامعه را در دست می گیرند. به عنوان مثال در کشورهای پیشرفته بورس های کالا همگام با بورس های اوراق بهادار در حرکتند و در زمان هایی که بازار سهام آن کشور ها با رکود مواجه می شوند بازار های کالا نقدینگی خارج شده از بازار سهام را به سمت خود جذب می کنند و البته این امر مستلزم سودآور بودن و کارا بودن بازار کالا است که در مدت اخیر نیز بوده است. برهمین اساس و با توجه به ارزش بالای معاملات در بورس کالا کشور و بعضا حجم مناسب معاملات در برخی از کالاها در این بورس، شاید ایجاد راهکاری به جهت حضور سرمایه گذاران خرد بورس اوراق بهادار در بورس کالای کشور بتواند سبب پویاتر شدن این بازار شود و این بازار بتواند مکملی باشد برای بورس اوراق بهادار تا در زمان هایی که بازار سهام با رکود یا سکون مواجه است بورس کالا وظیفه جذب و ایجاد گردش نقدینگی را در اقتصاد کشور عهده دار شود. بنابراین این ضرورت احساس می شود که صندوق سرمایه گذاری مشترکی در بورس کالا همانند بورس اوراق بهادار متشکل از محصولات مختلف و نیز به صورت تک محصولی تشکیل شود تا سرمایه گذاران فارغ از نوع محصولی که در صندوق ها قرار دارد به سرمایه گذاری اقدام نمایند. بر این اساس سرمایه گذاران هم از سود معاملات و افزایش قیمت محصولات بورس کالا سود برده اند و هم بورس کالا توانسته است نسبت به گذشته از پویایی و کارایی بیشتری برخوردار شود. از طرفی دیگر سرمایه گذاران بدون آنکه اقدام به خرید آهن، فولاد، ذرت و … به صورت فیزیکی نمایند از نوسانات اینگونه محصولات در بازار و افزایش سود این صندوق ها منتفع خواهند شد.

با توجه به مطالب بیان شده در بالا می توان به اهمیت تشکیل صندوق مشترک در بورس کالا پی برد. برای تشکیل چنین صندوق مشترکی نیاز به شناسایی ابعاد مختلف این صندوق ها وجود دارد که در این تحقیق به این مهم می پردازیم.

 

۱-۵ جنبه‌های جدید بودن و نوآوری در تحقیق

 

به طور کلی بورس کالا در ایران عمر کوتاهی دارد. این بورس در سال ۱۳۸۲ در ایران تاسیس شد. در حالی که در کشورهای پیشرفته از لحاظ مالی بورس کالا قدمتی در حدود ۱۰۰ الی ۱۵۰ سال دارد. در نتیجه بسیاری از ابعاد این بورس در ایران همچنان بسط پیدا نکرده و لزوم تحقیق بر روی این زمینه به شدت احساس می شود. مهمترین نوآوری این تحقیق بررسی صندوق های مشترک کالا از جنبه های مختلف و طراحی صندوق مشترک سرمایه گذاری در بورس کالا می باشد.

 

۱-۶ سوالات و فرضیه های تحقیق

 

مهمترین سوالات موجود در این تحقیق را می توان به صورت زیر بیان نمود. در این تحقیق تلاش می شود به این سوالات پاسخ داده شود:
آیا تشکیل صندوق سرمایه گذاری مشترک کالا در ایران امکان پذیر می باشد؟
اساسنامه و امید نامه پیشنهادی چیست؟
با توجه به بنیادی بودن این تحقیق و ماهیت طراحی آن فرضیه ای وجود ندارد.

 

۱-۷ روش گردآوری اطلاعات

 

روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق انجام مصاحبه با کارشناسان و خبرگان و مطالعه و مرور ادبیات در این زمینه تحقیقاتی می باشد.

 

۱-۸ نتیجه گیری

 

در این فصل به بررسی کلیات موضوع در زمینه این تحقیق پرداخته شد. برای این مهم ابتدا به بیان مسله پرداخته شد و فرضیات و سوالات این تحقیق بیان شد. همچنین جنبه های نوآوری این تحقیق در این فصل بیان شد. ساختار این تحقیق به صورت زیر می باشد:
فصل اول تحقیق شامل کلیات مربوط به تحقیق می باشد.درفصل دوم سوابق تحقیقاتی و مقالات منتشر شده در رابطه با موضوع تحقیق و انواع مدل های بررسی شده در تحقیقات مرور می گردد..فصل سوم را به روش شناسی پژوهش اختصاص داده ودر فصل چهارم تجزیه وتحلیل داده ها ارائه می شود.همچنین فصل پنجم به جمع بندی و مطالعه مدل های ارائه شده و ارائه نتایج و پیشنهاداتی جهت تحقیقات آتی پرداخته ایم.

 

 

 

 

فصل دوم

 

 

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

 

 

۲-۱ مقدمه

 

صندوق های سرمایه گذاری مشترک نقش بسیار مهمی در جمع آوری سرمایه های خرد در بازارهای سرمایه دارند. این صندوق های مشترک با بهره گرفتن از توان و تخصص متخصصان سرمایه گذاری و جمع آوری سرمایه های خرد به توسعه بازارهای مالی کمک می کنند. سرمایه گذاران خرد به علت سرمایه کم و تخصص پایین توانایی تاثیر گذاری در بازار و کسب سود کمی دارند از طرفی متخصصین سرمایه گذاری نیز از منابع مالی کافی برای سرمایه گذاری بهره مند نیستند. سرمایه های خرد مردم در صورتی که جذب بازارهای سرمایه گردد می تواند به رشد اقتصادی و توسعه این بازارها کمک قابل توجهی نماید. از طرف دیگر این جذب سرمایه باعث کاهش نقدینگی و در نتیجه کاهش تورم نیز می شود و البته سود مناسبی را نیز عاید سرمایه گذاران خرد می نماید. در نتیجه می توان به اهمیت و کاربرد صندوق های سرمایه گذاری پی برد. صندوق های سرمایه گذاری در بازار های سرمایه و بورس اوراق بهادار فعال هستند و به جذب سرمایه های خرد می پردازند. بورس کالا نیز در سالهای اخیر در کشور تاسیس شده است و قابلیت این را دارد که صندوق های سرمایه گذاری در آن تشکیل شود. از اینرو در این تحقیق تلاش می شود به بررسی امکان تشکیل این صندوق ها در این تحقیق بپردازیم. در این فصل تلاش می شود مبانی نظری مربوط به بورس کالا و صندوق های مشترک سرمایه گذاری را استخراج نماییم و همچنین به مرور ادبیات تحقیقات گذشته در این زمینه اشاره نماییم.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۲ بورس کالا

 

بازارهای مالی به دو بخش عمده بازار پول و سرمایه تقسیم می‌شوند؛ در بازار پول اسنادی مانند اوراق خزانه مورد معامله قرار می‌گیرند، در این بازار فعالان برای کسب سود اقدام به معامله می‌کنند، متاعی را می‌خرند یا به فروش می‌رسانند، در این بازارها واسطه‌ها و کارگزاران دخالت کرده یا حضور فعال دارند، اینها مورد معامله را برای خود نمی‌خرند یا نمی‌فروشند بلکه عملیات خرید یا فروش را برای دیگری انجام می‌دهند، به عنوان مثال نماینده فروش اتومبیل یا بنگاه معاملات املاک که در هیچ کدام معامله برای کارگزار یا نماینده انجام نمی‌شود بلکه توسط کارگزار برای خریدار یا فروشنده صورت می‌پذیرد.
آنچه در بورس کالا انجام می‌شود شبیه معامله در بازار پول است. در بازارهای مالی از نظر نوع و نحوه انجام معاملات و نیز خریداران و فروشندگان تفاوت‌هایی وجود دارد که سبب تفکیک بازارهای مالی می‌شوند. یک بخش دیگر بازار مالی بازار سرمایه یا بورس اوراق بهادار است. بازار اوراق بهادار به دو دسته بازارهای اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود، از طرفی بازارهای خارج از بورس هم داریم که در ایران به آن فرابورس می‌گویند. بازارهای مالی در تمام دنیا وجود دارند. در آمریکا ۱۳ بورس منطقه‌ای فعالیت می‌کنند که حدود ۹۰ درصد از معاملات در سه بازار از این ۱۳ بازار انجام می‌شود.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
بورس کالا تعریفی مشابه تعریف بورس دارد؛ بورس کالا بازاری است تشکل و سازمان یافته که در آن به طور منظم کالاهای معین با روش‌هایی از قبل تعریف شده مورد معامله قرار می‌گیرند. در این بازار تعداد زیادی عرضه‌کننده و خریدار از طریق کارگزاران اقدام به معامله می‌کنند، در حال حاضر بورس کالا در ایران در چند حوزه فعالیت دارد که البته در حال گسترش در حوزه‌های دیگر نیز است، این حوزه‌ها تحت عنوان رینگ‌های فلزات، پتروشیمی و معاملات مشتقه که فعلا منحصر به معاملات آتی سکه طلا است نام گذاری شده‌اند.
هرچند از نظر تئوری طبقه‌بندی‌های متعددی برای بورس کالا وجود دارد؛ اما با گسترش بازارها، عملا چندین نوع ازنظام های اقتصادی بورس کالا در قالب یک تشکل متمرکز قرار گرفته است. به طور معمول بورس‌های کالایی را در کنار بورس‌های اوراق بهادار تعریف می‌کنند. رسم است که کالاهای خام و فرآوری ‌نشده مانند فلزات، پنبه، گندم، برنج و… در بورس کالا داد و ستد ‌می شوند.
یکی از مزایای بورس کالا، حضور نهادهای نظارتی و تنظیم‌گری است که تمامی تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و تجار کالا با حضور این نهادها، از مزایای مترتب بر قوانین و مقررات حاکم بر بورس برخوردار می‌شوند. به طور کلی، شرکت‌کنندگان در بورس کالا به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول کسانی هستند که می‌خواهند از ریسک نوسان قیمتها در امان باشند و در بورس‌های کالا، به عنوان خطرپوش (Hedger) شناخته می‌شوند، مانند تولیدکنندگان کالا، مصرف‌کنندگان عمده و… . دسته دوم، بر خلاف گروه اول کسانی هستند که از نوسانات قیمت استفاده کرده و سود خود را حداکثر می‌کنند. در بورس‌های کالا، این گروه با نام سفته بازان (Speculator) معرفی می‌شوند.

 

۲-۲-۱ تاریخچه

 

سابقه بورس‌های کالایی به سال ۱۸۴۸ در شیکاگوی آمریکا بازمی‌گردد. شیکاگو در آن زمان به عنوان مرکز مبادلات تجاری کشاورزان شهرهای اطراف شناخته می‌شد و در فصل برداشت، کشاورزان برای فروش محصولات زراعی مخصوصاً گندم، روانه این شهر می‌شدند. این کشاورزان در تابستان به دلیل مازاد عرضه، محدود بودن تعداد خریداران و فقدان انبارهای مناسب، محصولات خود را به بهای ناچیزی می‌فروختند و حتی بخشی از آن را به دریاچه میشیگان می‌ریختند. اما در سایر فصول به دلیل محدودیت عرضه و نبود محصول، قیمت‌ها افزایش می‌یافتند. بروز این مشکلات در معاملات محصولات کشاورزی، فعالان این بخش را به فکر انداخت که مکانی را تأسیس کنند تا خریداران و فروشندگان کالا بتوانند در یک چارچوب نظام‌مند، منصفانه، شفاف و رقابتی اقدام به خرید و فروش کالا نموده و از تأمین به موقع کالا در زمان تقاضا اطمینان حاصل کنند. نام این مکان هیأت تجاری شیکاگو بود و به دنبال موفقیت آن، دومین بورس کالایی به نام بورس کالای شیکاگو در سال ۱۸۷۴ تأسیس شد. موفقیت بورس‌های کالایی در آمریکا باعث شد فعالیت این نوع بورس‌ها در سایر کشورهای توسعه‌ یافته گسترش یابد. در حال حاضر گروه بورس بازرگانی شیکاگو، بورس بین قاره‌ای، بورس فلزات لندن و بورس یورونکست از بزرگترین بورس‌های کالایی در جهان‌اند.
بورس‌های کالایی در کشورهای در حال توسعه نظیر چین، هند و برزیل اگرچه قدمت چندانی ندارند، ولی به دلیل انجام اصلاحات اقتصادی در این کشورها بورس‌های کالایی بسیار فعالی تشکیل شده‌اند، به طوری که در حال حاضر بورس‌های کالایی چین و هند از نظر حجم معاملات از بسیاری از بورس‌های باسابقه‌ دنیا در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی پیشی گرفته‌اند.
از قدیمی ترین آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱-  بورس تجاری شیکاگو(CME)  با ۱۷۰ سال سابقه
۲-  بورس فلزات لندن (LME)      با ۱۳۰ سال سابقه
۳-  بورس کالای نیویورک (NYMEX)
۴-  بورس کالای توکیو(TOCOM)
۵-  بورس کالای شانگهای(SHFE)
۶-  بورس کالای هند (MCX)
در ایران برای بهره‌مندی از کارکردهای بورس‌های کالایی پس از تصویب قانون برنامه سوم توسعه، ایجاد این بورس‌ها در دستور کار دولت قرار گرفت. اولین بورس کالایی کشورمان در شهریور ماه سال ۸۲ تحت عنوان سازمان کارگزاران بورس فلزات تهران شروع به کار کرد. همان طور که از نام این بورس مشخص است، در آن انواع فلزات پایه نظیر فولاد، آلومینیوم و مس در قالب قراردادهای نقد، سلف و نسیه معامله می‌شدند. دومین بورس کالایی در شهریور ماه سال ۸۳ به نام سازمان کارگزاران بورس کالای کشاورزی ایران تشکیل شد. این بورس با ساختاری مشابه بورس فلزات اقدام به پذیرش کالاهای کشاورزی از قبیل گندم، جو، ذرت، کنجاله‌ها، خرما و کالاهای دیگر در قالب قراردادهای نقد، سلف و نسیه می‌کرد. با تصویب قانون جدید بازار اوراق بهادار در سال ۸۴ و تصمیم شورای عالی بورس، سرانجام بورس‌های فلزات و کشاورزی در یکدیگر ادغام و بورس واحدی با عنوان بورس کالای ایران تشکیل شد. این ادغام در واقع همسو با تجربه جهانی در ادغام بورس‌ها انجام شد، چرا که با ادغام بورس‌ها، هزینه‌های معاملاتی به حداقل ممکن کاهش می‌یابند. بر اساس قانون بازار اوراق بهادار مصوب سال ۸۴، شورای عالی بورس بالاترین رکن بازار اوراق بهادار است که سیاست گذاری‌های کلان بازار را بر عهده دارد و سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان مقام ناظر این بازار است. شورا و سازمان در راستای حمایت از حقوق سرمایه‌ گذاران و با هدف ساماندهی، تدوین مقررات و توسعه‌ بازار شفاف، منصفانه و کارا و به منظور نظارت بر حُسن اجرای قانون تشکیل شده‌اند، ضمن این که بورس کالای ایران بازاری متشکل و “خودانتظام” است که ضوابط و استانداردهای حرفه‌ای و انضباطی را پس از تأیید سازمان یا شورا اجرا می‌کند.
هم‌اکنون در بورس کالای ایران بیش از ۱۸۰ کالای پایه شامل انواع فلزات از قبیل مقاطع فولادی، شمش آلومینیوم و فرآورده‌های مسی، انواع محصولات کشاورزی از جمله گندم، جو، ذرت و کنجاله‌ها، انواع محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی از قبیل نفت خام، نفت کوره، بنزین، انواع پلیمرها، مواد شیمیایی و قیر و همچنین فلزات گران‌بها از جمله سکه توسط معامله‌گران داد و ستد می‌شوند. در سال ۹۱ ارزش مجموع خرید و فروش کالاها در بورس کالای ایران به بیش از ۶۷۰ تریلیون ریال رسید. این رقم به تنهایی می‌تواند نشان دهنده گستردگی فعالیت بورس کالای ایران و عمق معاملات این بورس باشد.

 

1400/03/11

بررسی رابطه اشتغال زنان با عزت نفس آنان- قسمت ۲

براساس مکتب روان پویایی عزت نفس افراد این گونه شکل می‌گیرد:
آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها
نوزاد پس از تولد به طور فزاینده از وابستگی و ناتوانی خود و نیاز به بزرگسالان آگاه می‌شود. اگر نوزاد در خانواده‌ای متولد شود که آن خانواده پذیرنده‌ی او باشند و مورد محبت و نوازش و علاقه‌ی والدین قرار گیرد در طی رشد و تکامل خود احساس ارزشمندی می‌کند و والدین را به عنوان موضوعات خوب، درونی می‌سازد که این خود بر عزت نفس او تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود فرد در طول زندگی خود از عزت نفس بالایی برخوردار باشد ولی اگر نوزاد در خانواده‌ای متولد شود که مورد پذیرش و نوازش قرار نگیرد از همان ابتدا دچار احساس فقدان ارزشمندی می‌شود و این در طی فرایند رشد روان به گونه‌های مختلف بر رفتار فرد اثر می‌گذارد و عزت نفس فرد پایین می‌آید. (استور ۱۹۷۹ به نقل از مهدی دلفی موسوی ۱۳۸۰ بررسی تاثیر آموزش ابراز وجود بر متغیرهای عزت نفس، اضطراب اجتماعی بر دانشجویان پسر مقطع اول دبیرستان‌های نظام جدید شهرستان اهواز. طرح پژوهشی )  در نحوه شکل گیری عزت نفس کیفیت روابط در کودکی اهمیت اساسی دارد زیرا در این زمان است که بذرهای عزت نفس کاشته می‌شود. که مادر یا (جانشین مادر) از این لحاظ نقش محوری ایفا می‌کند. اگر رابطه مادر- فرزند سالم باشد (یعنی کودک احساس کند که مادرش قادر است به احساسات و نیازهای او به سرعت و به طور مؤثر واکنش نشان دهد و آنها را درک کند)، کودک خواهد توانست، در مورد خود و توانایی برقراری روابط شخصی صمیمی‌در بزرگسالی، احساس مثبت داشته باشد که عکس این موضوع نیز، در صورت ضعیف بودن رابطۀ مادر فرزند می‌تواند صادق باشد. شکست در ایجاد، دلبستگی عاطفی به مادر می‌تواند به اضطراب دایمی‌ناشی از بی توجهی یا طرد منجر شود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
پیامهایی که کودکان، به مرور و با گذشت زمان، از افراد مهم پیرامون خود در مورد خودشان دریافت می‌کنند، برای عزت نفس آنها بسیار مهم است. کودکان معمولاً همه چیز را به عنوان حقیقت قبول می‌کنند در واقع این مسئله به جذابیت آنها می‌افزاید.
عزت نفس خود پدر و مادر نیز میتواند بر روی فرزندان تاثیر بگذارد. این عقیده وجود دارد که فعالیت پدر و مادر برای کاربر روی عزت نفس شخصی خودشان بیشتر از آموزش مستقیم این موارد، بر کودکانشان تاثیر دارد. در دوران کودکی ابتدا یاد می‌گیریم که با نسخه برداری از رفتار پدر و مادر با خودمان رفتار کنیم، در نتیجه اگر پدر و مادر ایرادگیر باشند، خود انتقادی ما بیشتر خواهد شد.
پس عملکرد و ساختار خانواده نیز در عزت نفس مهم است. مطالعات نشان می‌دهد که فرزندان والدین طلاق گرفته و بی خانمانها از عزت نفس ضعیفی برخوردارند (ایلین شیهان ۱۹۶۴ به نقل از مهدی گنجی ۱۳۷۸).
نظر فرد نسبت به خویشتن و حس عزت نفس به تدریج در طول زندگی شکل می‌گیرد و تکامل پیدا می‌کند. این حس از کودکی آغاز می‌شود و طی مراحلی که بتدریج پچیده‌تر می‌شود، پیشرفت می‌کند. فرد از هر یک از این مراحل عقاید، احساسها و بالاخره افکار پیچیدۀ جدیدی نسبت به خود دارد و مجموع همه اینها موجب می‌شود که او خودش را موجودی ارزشمند یا بی کفایت بداند. (هریس کلمز، امینه کلارک ۱۹۲۹ به نقل از پروین علیپور، ۱۳۷۵).
وقتی کودک بزرگتر می‌شود، یادگیری زبان را آغاز می‌کند، خود را در شرایط مختلف می‌آزماید، و واکنش دیگران به ویژه پدر و مادر را نسبت به خود درک می‌کند، به تدریج حسی نسبت به خودش در او رشد می‌یابد. او در ۲ سالگی بیش از آن که خود را پاره‌ای از وجود پدر و مادر بداند، احساس استقلال وجود می‌کند و خود را موجودی جدا از پدر و مادر می‌داند. طی همین مراحل اولیه زندگی است که نخستین نظر نسبت به خویشتن در فرد شکل می‌گیرد این نظر تقریباً از طریق واکنش‌های دیگران نسبت به کودک به وجود می‌آید. وقتی پدر یا مادری به کودک می‌گویند «تو چه دختر خوب، دوست داشتنی، باهوش هستی» کودک به تدریج این واژه‌های مثبت را در درون خویش جمع می‌کند تا به همراه احساسات، شور و گرمی‌لحن صداها و ابراز احساسات جسمانی نظیر در آغوش گرفتن، ناز و نوازش، گرفتن دست نخستین نظر نسبت به خویشتن را شکل دهد.
نخستین نظر و احساسی که کودک نسبت به خویشتن پیدا می‌کند. برداشت پیچیده‌ای است که از واکنش‌های سایر افراد مهم ناشی شده است. اگر مادر حضور داشته باشد معمولاً مهمترین نقش را در زندگی کودک دارد. پس از او پدر و سایر بستگان برحسب میزان تاثیری که بر کودک دارند، در این برداشت سهیمند (هریس کلمز، امینه کلارک، ۱۹۲۹ به نقل از پروین علیپور ۱۳۷۵).

علل پیدایش عزت نفس
دلیل عمده ایجاد عزت نفس را باید در رابطه‌ی فرد با جامعه او به خصوص در دوران پراهمیت کودکی و نوجوانی جست و جو کرد و این رابطه را می‌توان به چند نوع بیان کرد:
واکنش دیگران: مهم ترین منشأ پدیدآمدن عزت نفس، رفتار واکنش دیگران نسبت به فرد (به خصوص کودک) است. این را نظریه «آینه خودنما» می‌نامند. یعنی فرد برای دیدن خود به واکنش‌های دیگران توجه کرده، تصویر خود را در آن واکنش‌ها می‌بیند. اگر والدین به کودک بگویند باهوش است و یا قابل اطمینان نیست، این نوع مفاهیم قسمتی از خودپنداره یا هویت کودک می‌گردد.
مقایسه با دیگران: به تدریج که کودک رشد می‌کند خود را با دیگران، مانند خواهر، برادر، دوستان و … مقایسه می‌کند این مقایسه یکی از منابع اصلی عزت نفس در کودکان است.
همانندسازی با الگوها: کودک با بعضی افراد مهم زندگی خود مثل والدین، معلمان همانندسازی می‌کند و آنان را به عنوان الگوی رفتار خود انتخاب می‌کند و میل دارد شبیه آنان شود که این همانندسازی در ذهن کودک انجام می‌شود بر روی عزت نفس تأثیر می‌گذارد.
نیاز به احساس ارزش و عزت نفس: همراه با زیستن در شرایط اجتماعی، نیاز به احساس ارزشمندی به نحو سالم و متعادل آن در انسان به وجود می‌آید که در سلامت و تعادل روانی فرد ضروری است ولی اگر به این نیاز خللی وارد شود احساس حقارت و یا خودبزرگ بینی در فرد ایجاد می‌شود و عزت نفس شخص پایین می‌آید (بیابانگرد ۱۳۷۳ به نقل از هرمزی نژاد ۱۳۸۰).
افکار هم می‌تواند نقش بسیار مهمی‌در چگونگی ادراک و احساسات ما و علل پیدایش عزت نفس داشته باشد.
مثلاً فرض می‌کنیم شخصی در آینه به خودش نگاه می‌کند و می‌گوید: «چه هیکل بدی پیدا کرده ام» این فکر می‌تواند بر عزت نفس او اثر منفی بگذارد اما اگر در آینه نگاه کند و فکر کند به نظر می‌رسد مدل موهایم خیلی خوب شده است اثر آن روی عزت نفس کاملاً برعکس خواهد بود. در این دو مورد تصویر فرد در آینه همان است، تنها افکار فرق کرده‌اند پس اگر شرایط خارجی تعیین کننده عزت نفسش باشند آن گاه کافی است شخص شرایط خود را بهبود بخشد تا عزت نفس افزایش یابد (ماتیومک کی، پاتریک فنینگ، ۱۹۹۷ به نقل از مهرناز شهرآرای، ۱۳۸۶)
همه‌ی افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جمعیت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند عزت نفس بر همه‌ی سطوح زندگی اثر می‌گذارد. بررسی‌های گوناگون روان شناختی حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود، نیازهای گسترده‌تر نظیر نیاز به آفریدن، پیشرفت و یا درک استعداد بالقوه، محدود می‌ماند. ولی زمانی که کسی کارش را تحسین کند یا وقتی می‌داند که طرحی را به بهترین نحو به پایان رسانده احساس خوبی نسبت به خود دارد و با اطمینان با مشکلات و مسئولیتهای زندگی مواجه می‌شود و از عهده آنان بر می‌آید (هریس کلمز و امینه کلارک ۱۹۲۹ به نقل از پروین علیپور ۱۳۷۵).
نشانه‌های عزت نفس
عزت نفس را می‌توان در حالات چهره، رفتار، صحبت و حرکات اشخاص مشاهده کرد. شخصی که عزت نفس بالایی دارد. احساست خوبی را که نسبت به خود و دیگران دارد. به روش‌های گوناگون ابراز می‌کند. لبخند می‌زند، از نگاه کردن فرار نمی‌کند، راست می‌ایستد به طور کلی یک احساس مثبت ارائه می‌دهد، دیگران هم به احساس مثبت او بر راه‌های مختلف پاسخ می‌دهند، او را می‌پذیرند و جذب او می‌شوند. در نتیجه چنین شخصی نسبت به خود احساس خوبی پیدا می‌کند. برعکس شخصی که عزت نفس پایین دارد، احساسات بی کفایتی خود را به صورت نوعی درماندگی مبهم آشکار می‌کند. کسی که عزت نفس سالم دارد در برخورد با دیگران از قدرت ابراز وجود برخوردار است. چنین شخصی هرگز اجازه نمی‌دهد که احساس اضطراب یا نبود احساس امنیت، خاطر او کلافه کند، واقع بین است یعنی به واقعیت‌ها احترام می‌گذارد، از نیروی خلاقانه خود استفاده می‌کند، برای رسیدن به اهداف خود مسئولیت پذیر است و استقلال رای دارد، از انعطاف پذیری کافی برخوردار است. یعنی با تغییر در شرایط کار و زندگی به راحتی کنار می‌آید و هراسی به دل راه نمی‌دهد و هرگز از اینکه بگوید اشتباه کردم ترسی ندارد و قبول هر اشتباه را به حساب تحقیر شدن خود نمی‌گذارد (براندن ۱۹۹۰ به نقل از چراغه داغی ۱۳۷۹).
ویژگی‌های عزت نفس زیاد
نوجوانی که عزت نفسش زیاد است:
مسئولیت پذیر است. سریع و با اطمینان عمل می‌کند. گاهی مسئولیت کارهای عادی روزانه نظیر شستن ظرفها و نظافت حیاط را بر عهده میگیرد. یا بی آنکه از او خواسته شود به کمک دوستش می‌شتابد.
به پیشرفتهایش افتخار می‌کند. هنگامی‌که از پیشرفت‌هایش حرفی به میان می‌آید، با مسرّت تصدیق می‌کند و حتی به سبب آنها، گاهگاه از خودش تعریف می‌کند.
دامنه وسیعی از هیجان‌ها و احساسات را نشان می‌دهد می‌تواند بخندد، فریاد بکشد، گریه کند، به گونه‌ای خود به خودی محبتش را بروز دهد و هیجانات مختلفی را ابراز می‌کند.
ناکامی‌را به خوبی تحمل می‌کند هنگام روبرو شدن با ناکامیها می‌تواند واکنش‌های گوناگونی مثل شکیبایی، خندیدن به خود، بلند حرف زدن و … از خود نشان دهد و قادر است از آنچه موجب ناکامی‌اش شده است سخن بگوید.
احساس می‌کند که می‌تواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد از نفوذی که بر افراد خانواده، دوستان و حتی بر اولیای امور نظیر معلمها، رؤسا، کارفرماها و … دارد مطمئن است.
به چالش‌های جدید، مشت
اقانه رو می‌آورد، مشاغل ناآشنا، آموزش‌ها و فعالیتهای جدید، توجهش را جلب می‌کند و او با اطمینان، خود را درگیر آنها می‌کند (هریس کلمزو امینه کلارک ۱۹۲۹ به نقل از پروین علیپور ۱۳۷۵).
ویژگی‌های عزت نفس کم
نوجوانی که عزت نفسش کم است:
احساس می‌کند که دیگران ارزشی برایش قایل نیستند در محبت و پشتیبانی والدین یا دوستانش تردید دارد و یا احساس می‌کند که آنها اصلاً به او علاقه ندارند و از او حمایت نمی‌کنند.
احساس ناتوانی می‌کند. عدم اطمینان، یا حتی احساس درماندگی بر بیشتر نگرشها و اعمالش سایه می‌افکند با مسائل و مشکلات، قدرتمندانه مقابله نمی‌کند.
به آسانی تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیرد. اندیشه‌ها و رفتارش غالباً متأثر از کسانی است که اوقاتش را با آنها می‌گذارند، به او اغلب تحت نفوذ شخصیتهای قوی قرار می‌گیرد.
دامنه‌ی محدودی از عواطف و احساسات را نشان می‌دهد، به طور مکرر فقط رفتارهای خاصی چون بی قیدی، خشونت، بدخلقی را از خود بروز می‌دهد.
از موقعیتهای نگرانی زا می‌گریزد. در برابر فشارهای روانی، به ویژه ترس، خشم و یا شرایطی که موجب آشفتگی اش می‌شود کم تحمل است.
بهانه جویی می‌کند و زودناامید می‌شود. نازک نارنجی است، نمی‌تواند انتقاد و یا درخواستهای غیرمنتظره را بپذیرد، و برای انجام ندادن آن درخواستها عذر و بهانه می‌آورد. (هریس کلمز و امینه کلارک ۱۹۲۹ به نقل از پروین علیپور ۱۳۷۵).
پس هرچه افراد خود را بیشتر بپذیرند احتمال بیشتری خواهد داشت که دیگران را بپذیرند. برعکس هرچه نظرشان نسبت به خود نامطلوب تر باشد، دیگران را نیز کمتر پذیرا خواهند بود که این نظریه بر افزایش و کاهش عزت نفس تأثیر دارد. (کارل راجرز ۱۹۶۴، به نقل از مهدی گنجی ۱۳۷۸).
تکنیک‌های تقویت عزت نفس
۱٫ خود را سرزنش نکنید: سرزنش و سرکوفت زدن به خود، نشاط و شادمانی را از شما سلب می‌کند. زیرا نسبت‌های ناروا به خود دادن، در ضمیر ناخودآگاه باقی می‌ماند و از ضمیر ناخودآگاه پیام‌های منفی به ذهن مخابره می‌شود ودر این شرایط احساس می‌کنید که توان انجام کاری را ندارید. البته این گفته بدان معنا نیست که اشتباهات را نادیده بگیرید. بلکه نشان می‌دهد که راجع به نقاط ضعف و قدرت، باید قضاوت منصفانه داشت.
۲٫ انتظار نداشته باشید که دیگران از شما تعریف کرده و یا شما را تشویق کند:چون ممکن است بی توجهی یا حسادت و نظایر آن باعث شود که دیگران کمتر شما را تشویق کنند. ولی خودتان را هرچند وقت یکبار تحسین کنید و پاداش بدهید. این امر وجودتان را از شور و شوق و شادمانی لبریز می‌کند.
۳٫ بر نقاط قوت خود پافشاری کنید: بالیدن به توانایی‌های خود، برچسب منفی به خود نزدن و برجسته کردن امتیازات، احساس رضایت و خرسندی به شما خواهد داد. پس با هر نوع تفکر منفی برخورد کنید تا غم و غصه شما را فرا نگیرد.
۴٫ محدودیت‌ها و کمبودهای خود را بپذیرید و با آنها کنار بیایید: از مشکلات نهراسید و به شکست‌ها نیندیشید بلکه به موفقیت‌ها فکر کنید و بدانید که فقط شما نیستید که دارای این مشکل هستید. از این طریق جرأت پیشروی و مسئولیت پذیری پیدا می‌کنید و شادی بر زندگی تان حاکم می‌شود. (مایکل آیزنک ۱۹۹۲ به نقل از خشایار بیگی و مهرداد فیروز بخت ۱۳۸۴).
فواید عزت نفس زیاد برای نوجوانان
نوجوانی که عزت نفس زیاد دارد طی این زمان مناسب، یعنی زمانی که برای بزرگسالی آماده می‌شود و هنوز ناگزیر نیست تمام مسئولیتهای زندگی اش را به عهده بگیرد، بهترین فرصت را برای پی بردن به هویت خویش، به دست خواهد آورد.
سایر اثرات عزت نفس که موجب تقویت توانایی‌های فرد برای زندگی آینده اش می‌شود عبارتنداز:
– روشن شدن توانایی های فردی، منابع، علایق و جهتهای خویش، یعنی:
فردی که منابع خود را می‌شناسد و به آنها توجه دارد، فرصتها را غنیمت خواهد شمرد و از آنها استفاده خواهد کرد.
– مؤثر بودن و احساس رضامندی کردن در روابط میان فردی، یعنی:
نوجوانی که یاد می‌گیرد چگونه به نحو مؤثر با دیگران رابطه برقرار کند، توانایی زیاد خواهد داشت که در طول زندگی نیازهای فردی و اجتماعی اش را برآورده کند.
– روشن شدن جهت، یعنی:
نوجوانی که اعتماد به نفس دارد بهتر می‌تواند راه‌های گوناگون را بسنجد و مناسبترین آنها را برای دوره بزرگسالی برگزیند.
– سودمندی شخصی، درخانه، مدرسه و درکارش درآینده، یعنی:
نوجوانی که احساس می‌کند با کفایت و ارزشمند است، میل دارد پای به میدان عمل بگذارد و بیاموزد که چگونه به نحو مؤثر و مفیدی از وقتش استفاده کند. (مایکل آیزنک ۱۹۹۲ به نقل از خشایار بیگی و مهرداد فیروزبخت ۱۳۸۴).
چگونه می توانیم سه نوع اصلی و اساسی از عزت نفس را  در خود به وجود آوریم ؟
سه نوع اصلی عزت نفس عبارتند از : عزت نفس رفتاری، احساسی، عاطفی و در نهایت روحی و معنوی
به منظور آن که اقتدار شخصی لازم را به دست آورده. و رضایتی که استحقاقش داریم تجربه کنیم به هر سه نوع عزت نفس نیاز داریم.
عزت نفس رفتاری، به معنای قابلیت و توانایی درعمل کردن و انجام دادن کارهاست مثل به تحقق رساندن رویاها این عزت نفس مورد نظر اغلب ماست که چهار ویژگی دارد:
۱- اعتماد و ایمان به قابلیت وتوانایی درعمل کردن
۲- اعتماد وایمان به این که پشتکار خواهیم داشت و مداوم به اقدامهای خود ادامه خواهیم داد تا به نتیجه­ مطلوب و نهایی برسیم
۳- اعتماد و ایمان به قابلیت و توانایی خو
د در، از سر راه برداشتن مانع­ها و مشکل­ها
۴- اعتماد و ایمان کامل داشتن به این که قابلیت و توانایی  آن را داریم تا در صورت لزوم از دیگران کمک بخواهیم.
نوع دوم، عزت نفس احساسی و عاطفی است. وبه معنای توانایی در تسلط و به کنترل در آوردن دنیای احساسی وعواطف خودمان این که بدانیم چه احساساتی داریم، معنای آنها را بفهمیم و بتوانیم انتخاب­های احساسی درستی بکنیم و از خود درمقابل درد و رنج روحی و لطمه و صدمه­های عاطفی محافظت کنیم و بدانیم که چگونه روابطی صمیمی، سالم و ماندگار خلق کنیم. که ویژگی­هایی دارد:
۱- اعتماد و ایمان داشتن به این که احساسات خود را می­فهمیم، درک می­کنیم و با آنها در تماس هستیم.
۲- اعتماد و ایمان داشتن به این که می­توانیم احساسات خود را بیان کنیم و آنچه در درونمان هست بیرون بریزیم.
۳- اعتماد و ایمان داشتن به قابلیت وتوانایی در برقراری ارتباط و دوستانه، محبت آمیز و با معنی با سایر انسان­ها
۴- اعتماد وایمان داشتن که می­توانیم عشق، درک متقابل عشق و شور حرارت را در تمامی موقعیت زندگی خود به خصوص موقعیتی­های دشوار بیابیم و از آن بهره جوییم.
۵- اعتماد وایمان داشتن به این که چیزهای ارزشمند و فوق العاده­ای برای تقدیم کردن به دیگر انسان­ها داریم.
سومین نوع، عزت نفس که مهمترین آنها می­باشد اعتماد به نفس روحی و معنوی است. که همان اعتماد وایمان ما به جهان هستی و کل آفرینش و موجودات است. این ایمان روحی که زندگی، هدف و نهایتی مثبت را در پی خواهد داشت و ما به خاطر هدفی این جا هستیم و زندگی ۷۰، ۸۰ یا ۹۰ ساله­مان بر روی این کره­ی خاکی هدف و مقصودی را دنبال می­ کند. به عقیده دی آنجلیس بدون این نوع از عزت نفس، کسب و به دست آوردن دو نوع دیگر مشکل خواهد بود. که ۳ ویژگی دارد اعتماد و ایمان داشتن به این که جهان هستی وموجودات پدیده­هایی اسرا آمیز و اعجاز گونه­اند، که همواره روبه تحول وتکامل دارند و جریان هستی خود به خود، به سوی خوبی وکمال پیش می­رود.
۲- اعتماد وایمان داشتن به نظم برتر نظام هستی و ایمان به این که معنی و مفهومی در آن نهفته است.
۳- اعتماد و ایمان داشتن به این که ما نیز انسانی هستیم که مظهر نمود و مخلوقی از خداوند روح وهوش برتر یا هر چیز دیگری که آن را مسئول و مبدأ آفرینش و خلقت جهان هستی می­دانیم هستیم. (باربارادی آنجلیس ۱۹۹۵ به نقل از هادی ابراهیمی ۱۳۸۲).
چگونه می­توانید عزت و نفس و خود باوری را از همین الان در خود تقویت کنید؟
اولین قدم در راه تقویت عزت نفس و خود باوری آن است که وا نمود نکنید  عزت نفستان از آنچه به راستی حقیقت دارد بیش­تر است. یعنی در مورد ناامنی ها و بی اعتمادی هایتان با خودتان صادق باشید.
عزت نفس، یک احساس درونی است نه یک «ادعا» یا «لاف»
هنگامی که فقط دست به کارهایی می­زنید که می­دانید و مطمئن هستید از دستتان بر می ­آید و توان انجامش را دارید، هرگز به عزت نفس واقعی دست نخواهید یافت.
عزت نفس حقیقی این نیست که نترسید. عزت نفس واقعی آن است که بدانید و مطمئن با این که می­ترسید اما بی­گمان دست به عمل خواهید زد.
عزت نفس یا خود باوری هرگز با غرور، منیت و خود بزرگ بینی یکی نیست. عزت نفس به این معناست که خودتان را باور کنید. غررو و منیت آن است که بخواهید به دیگران اثبات کنید از آنان مهمتر و برترید(باربارادی آنجلیس۱۹۹۵ به نقل از هادی ابراهیمی ۱۳۸۲).

 

1 ... 7 8 9 ...10 ... 12 ...14 ...15 16 17 ... 678