1400/03/21

استعداد یابی ماده هفتگانه دو و میدانی بر اساس ویژگی¬های بیومکانیک، آنتروپومتریک و آمادگی جسمانی

5. آیا نوجوان مورد نظر می ­تواند هم در تمرینات منظم ورزشی شرکت کند و هم به وظایف تحصیلی اش برسد؟
در صورتی که همه شرایط آماده باشد، خلاصه نظرات متخصصین درباره مراحل استعدادیابی ورزشی را می­توان در سه مرحله مقدماتی، میانی و پیشرفته به شرح زیر طبقه بندی کرد:
الف- مرحله مقدماتی: بر حسب نوع ورزش، مرحله مقدماتی را سنین بین ٣ تا١٠ سالگی تشکیل می­دهد. در این مرحله، سلامت عمومی، رشد پیکری عمومی و توانایی­های جسمانی– حرکتی نوجوان مورد ارزیابی قرار می­گیرند.

در مرحله مقدماتی استعدادیابی، تمرینات تخصصی ورزشی وجود ندارند و حضور افراد در برنامه ­های معمولی تربیت بدنی مدارس به صورت عمومی توصیه می­شوند.
ب- مرحله میانی: مرحله میانی استعدادیابی، بین سنین ٩ تا ١٥ سالگی برای دختران و ١٠ تا ١٧ سالگی برای پسران قرار دارد. در این مرحله، عوامل پیکری، فیزیولوژیکی، پزشکی، روانی و اجتماعی مورد توجّه و ارزشیابی واقع می­شوند. تمرینات ورزشی در سطح آموزشگاهی و یا باشگاهی انجام می­شوند و هنوز از تمرینات پیشرفته تخصصی به صورت شدید استفاده نمی­ شود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ج- مرحله پیشرفته: مرحله پیشرفته استعدادیابی، بین سنین ١۶ سالگی به بعد قرار دارد. در این مرحله، عواملی از قیل سلامتی کامل، سازگاری فیزیولوژیکی، ظرفیت برای پیشرفت، توانایی غلبه بر فشارهای بدنی و روانی، بلوغ ذهنی و اجتماعی و آستانه­های خستگی جسمی و روانی مورد ارزشیابی قرار می­گیرند. تمرینات در این مرحله در حد تیم­های استانی و ملی صورت می­گیرد.
از نظر دیدن تنوعی که در این طبقه بندی­ها وجود دارد، قابل ذکر است که در رساله یهادویدر سال 1378، مرحله مقدماتی بین سنین ۶ تا ١٠ سالگی و مرحله میانی بین سنین ١١ تا ١۶ سالگی و مرحله پیشرفته (پایانی) بین سنین ١۶ سال و بیشتر تعیین شده است (امیر تاش (1376)، به نقل از هادوی، ١۳٧۸). از سوی دیگر، در مقاله ایآقا علی نژاد در سال 1379این مراحل را از نقطه نظر کشورهای بلوک شرق به ویژه شوروی سابق به ترتیب ۸ تا ١٠سال، ١٠ تا ١٢ سال و در مرحله آخر، بین ١١تا ١٣ سال برای دختران و ١٢ تا ١٤ سال برای پسران معرفی می­ کند و مراحل استعدادیابی در کشور چین را به ترتیب زیر ارائه می­دهد:
استعدادیابی در کشور چین از سن ١١ سالگی شروع می­ شود و دارای چهار مرحله شامل
آزمون­های غیر تخصصی بین سنین ١١ تا ١٣سالگی، فعالیت­های عمومی ورزشی با در نظر گرفتن عوامل وراثتی، اندازه­ های بدنی و رشد استخوانی بین سنین ١٥ تا ١۶ سالگی، آزمون­های تخصصی ورزشی بین سنین١٧ تا ١۸سالگی و آزمون­های ویژه برای گزینش ورزشکاران برجسته که بعد از سنینن ١۸ سالگی انجام می­ شود (شان (1992)، به نقل ازآقا علی نژاد، ١۳٧٩).
جاش شروع فرایند استعدادیابی ورزشی را از سن ٧ سالگی به بعد توصیه می­ کند و معتقد است که در این مراحل، آمادگی­ها و استعدادهای زیر باید در مدتهای تعیین شده در افراد تقویت شود:
– توسعه توانایی­های عمومی و هماهنگی عصبی– عضلانی در مدت ٢ تا ٣ سال
– تمرینات عمومی برای توسعه توانایی­های حرکتی در رابطه با ورزش مورد نظر در مدت ٢ سال
– تمرینات عمومی مهارتی در مدت ٢ تا ٣سال
– تمرینات ویژه قهرمانی تخصصی در مدت ٢ تا ٣ سال
7.1.2. الگوی نظری استعدادیابی: چهارچوبی برای تحقیق
یکی از آخرین اثرات رنیه در سال ١٩۸۷ تحت عنوان ” الگوی نظری استعدادیابی؛ چهارچوبی برای تحقیق ” است که بر پایه علوم مرتبط و قابل قبول در زمینه استعدادیابی و اصول شش گانه­ای که در بالا نوشته شد، تهیه و ارائه شده است. این الگو نوعی چهارچوب نظری را فراهم می­آورد تا دیگر پژوهشگران بتوانند برای استعدادیابی در انواع رشته­های ورزشی از روی آن، آزمون سازی کنند. مفاهیم اصلی این الگو به شرح زیر است:
اصول اولیه آزمون سازی برای استعدادیابی
طبق الگوی رنیه، دو دسته اطلاعات برای ساختن ابزار اندازه گیری استعدادیابی در هر ورزش باید مورد توجه قرار گیرند:
الف– معیار سازی برای ارزشیابی عملکرد ورزشی: معیار یا فهرستی از معیارها که بتوانند مفاهیم نظری عملکرد ورزشی را ارزشیابی کنند.
ب– تعیین متغییرهای تعیین کننده عملکرد ورزشی:یک فهرست جامع از متغییرهای اصلی تعیین کننده عملکرد، در ورزش مورد نظر به منظور تعریف عوامل مؤثر (رنیه، ١٩۸۷).
هدف اصلی استعدادیابی ورزشی، پیشگویی عملکرد آینده ورزشکار بر پایه ویژگی­های جسمانی، ظرفیت ها، توانایی­ها و امکانات محیطی او در زمان حال است. این پیشگویی در صورتی مفید خواهد بود که دقیق با شد و دقت آن نیز با عملیاتی بودن تعریف متغییرها و اعتبار و پایایی ابزاری که آنها را اندازه می­گیرند، بستگی دارد (امیرتاش، ١۳۸۱).
8.1.2. تعریف ویژگی­های مورد اندازه گیری در این پژوهش
ویژگی­های بیومکانیک[64]
مطالعه­ ما درباره بیومکانیک تمرین و ورزش، مستلزم کسب آگاهی از علم مکانیک است. ما به طور خلاصه علم مکانیک را تحلیل نیروها و اثرات آن­ها تعریف کردیم. تعریف کامل­تر می ­تواند چنین باشد: علمی که درباره اثرات نیروهای وارد بر اجسام بحث می­ کند. به بیان دیگر، بیومکانیک دانشی است که برای برقراری ارتباط بین حیات و اصول و قوانین فیزیکی حاکم بر اجسام، وضع پویایا ایستای[65] موجودات زنده(مانند انسا

 
1400/03/21

تأمین اجتماعی و رفاه عمومی از منظر امام خمینی1

– توجه کنید که جهاد سازندگی، سازندگی باشد، درآن تخریب نباشد، درآن انحراف نباشدوبرای خدا باشد، این همان جهادی است كه توام باجهاداكبراست.(همان، ج12، ص449)

آخرین پیام امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) خطاب به جهادگران
بسم‌الله الرحمن الرحیم
زحمات بی‌وقفه جهاد، این سنگرسازان بی‌سنگر، در دفاع مقدسمان از جمله مسائلی است که ترسیم آن در قالب الفاظ نمی‌گنجد. عشق جهاد در خدمت به اسلام و مردم، چشم دل عاشقان خدمت به دین و مردم را روشن نموده است. شجاعت دلیر مردان و شیرزنان جهادیمان، در جهادمان علیه کفر و بیداد، زبانزد خاص و عام است. وسعت دامنه گذشت و ایثار مردان و زنان جهاد، جنگ و صلح، بزرگ و کوچک، فقیر و غنی این مرز و بوم را گرفته است. جهاد شمایل دنیای آزادی و استقلال در عرصه کار و تلاش و پیکار علیه فقر و تنگدستی و رذالت و ذلت است.
فرزندان عزیز جهادیم! به تنها چیزی که باید فکر کنید، به استواری پایه‌های اسلام ناب محمدی صلی‌اله علیه و آله و سلم است. اسلامی که غرب و در راس آن، آمریکای جهانخوار و شرق و در رأس آن شوروی جنایتکار را به خاک مذلت خواهد نشاند. اسلامی که پرچمدار آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن‏، ملحدان و کافران و سرمایه‌داران و پول‌پرستانند. اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی‌بهره بوده‌اند و دشمنان حقیقی آن زراندوزان حیله‌گر و قدرتمداران بازیگر و مقدس نمایان بی‌هنرند. شما عزیزان با خدمات شایسته خود در پشت جبهه‌ها، چون جبهه‌ها، دل امام زمان روحی‌له الفداء را شاد کرده‌اید. امیدوارم از صحنه‌های سخت سیاست نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی عبور کنید که اگر ایران را بر پایه استقلال واقعی پایه‌ریزی نکنیم، هیچ کاری نکرده‌ایم. چشم امید من به شما سازندگان پرشور و نشاط اسلامی است.(صحیفه نور، جلد 21، ص 59)
همانگونه كه گفته شدپس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به ضرورت انجام اقدامات وسیع و سریع در راستای محرومیت زدائی و افزایش تولیدات کشاورزی وتوسعه و عمران روستاها با وجود ارگان‌های رسمی دولتی ، جهاد سازندگی در 27 خرداد ماه 1358 با فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) به منظور فراهم آوردن نهضتی همه جانبه برای مبارزه با فقر و محرومیت بجا مانده از رژیم گذشته و توسعه و عمران روستائی به وجود آمد.
البته وزارت کشاورزی نیز کماکان در این مدت به ارائه خدمات بر اساس شرح وظایف قانونی خود ادامه می داده است.
با شروع جنگ تحمیلی ، جهاد ضمن انجام رسالت فوق با بسیج نیروهای خود و سازماندهی مردمی وارد میدان نبرد شد و در این راه شهدائی را نیز تقدیم انقلاب کرد و این فرزندان به نشان سنگرسازان بی سنگر از سوی امام راحل نائل گردیدند.
خدمات چشم گیر این نهاد در زمینه فعالیت‌های عمرانی ، کشاورزی و سازندگی کشور موجب شد مجلس شورای اسلامی در سال 1362 قانون تشکیل وزرات جهاد سازندگی را تصویب و با انتزاع وظایف مربوط به زراعت علوفه ، کشت دیم ، عملیات آبی و خاکی و عمران روستائی و امور عشایری از وزارت کشاورزی ، این نهاد را در امور فوق موظف نماید در سال 1366 وظیفه اداره شیلات کشور نیز به جهاد واگذار گردید.
پس از آن مجلس محترم شورای اسلامی در سال 1369 قانون تفکیک وظایف وزارتخانه‌های کشاورزی و جهاد سازندگی را تصویب و طی آن کلیه وظایف مربوط به امور دام و طیور و منابع طبیعی به وظایف تبعی آن افزوده شد بنابر این مصوبه کلیه امور مربوط به حفظ ، احیاء و گسترش و بهره برداری از منابع طبیعی (جنگل و مرتع و شیلات) آبخیزداری ، امور دام و طیور و عمران روستائی (بهسازی روستائی ، آب رسانی ، برق رسانی به روستاها ، راه سازی و صنایع روستائی) برعهده جهاد سازندگی قرار داده و وظایف باغبانی ، زراعت ، آب و خاک ، تحقیقات کشاورزی ، مکانیزاسیون کشاورزی ، حفظ نباتات و … برعهده وزارت کشاورزی محول گردید.
پس از آن در سال 1379 مجلس شورای اسلامی ضمن تصویب طرح ادغام دو وزارت خانه ، اهداف و وظایف آنها را به منظور تجمیع وظایف و اصلاح ساختاربخشی از تشکیلات دولت در دستور کار قرارداده و به تصویب رسانید. از آن تاریخ تاکنون کلیه وظایف مربوط به بخش کشاورزی ومنابع طبیعی در وزارتخانه واحدی با عنوان جهاد کشاورزی به اجرا در می آید ، در این رابطه در استانها نیز با ادغام دوسازمان جهاد سازندگی و کشاورزی تمام وظایف دو سازمان به یک سازمان به نام جهاد کشاورزی استان محول گردید.
د- نقش بسیج سازندگی در محرومیت زدایی از کشوروایجادرفاه برای روستائیان

بسیج سازندگی ازاهداف بلند وآرمانی امام راحل بودكه اگرچه بااین نام وعنوان مطرح نبود ولیكن اصل وظیفه را كه موردنظرایشان بودبه نحومطلوب دنبال شدوبخش عمده ای ازاهداف در جهاد سازندگی تعرف شده بودكه شرح آن ارائه شد.البته همواره این سؤال مطرح است که بسیج سازندگی با جهاد سازندگی ابتدای انقلاب چه تشابه و تمایزی دارد. باید گفت، تشابه اصلی در نقش و کارکرد احیاء ارزشهای جهادی است. علاوه بر آن تشابه فعالیتهای بسیج سازندگی با جهاد سازندگی سابق در خدمات‌رسانی و محرومیت‌زدایی از روستاها و مناطق محروم است ولی نقطه تمایز آن این است که وظیفه ذاتی جهاد سازندگی سابق، عمران و آبادانی روستاها بود که در سنوات بعد این وظایف به دستگاه های دولتی محول شد.‌
بسیج سازندگی با گذشت 8 سال از فعالیتش، در چندسال اخیر در قالب اردوهای هجرت (با هدف غنی‌سازی اوقات فراغت جوانان) در همه عرصه‌ها اعم از آموزشی، بهداشتی، فنی و حرفه‌ای، خدمات‌رسانی، عمرانی، مرمت بهسازی و زیباسازی مدارس وارد شده که خدمات‌رسانی و محرومیت‌زدایی از کشور از نتایج آن بوده که به همین منظور، آشنایی با کم و کیف فعالیتهای این سازمان ضروری به نظر می‌رسد.‌
تأسیس سازمان بسیج سازندگی به سال 1379 برمی‌گردد که براساس تدابیر مقام معظم رهبری وبراساس دیدگاه‌های امام خمینی(رحمه الله علیه)برای شکوفایی استعدادهای ذخیره شده در جوانان این سازمان با هدف استفاده از نیروی نشاط جوانان برای سازندگی کشوروایجادرفاه وتامین اجتماعی درمناطق محروم در اوقات فراغت تشکیل شد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اردوهای هجرت بسیج سازندگی براساس تدابیر مقام معظم رهبری برای شکوفایی استعدادهای ذخیره شده در جوانان با هدف اشاعه فرهنگ خدمات‌رسانی در بین جوانان تشکیل و فعالیت می‌کند.برای اجرایی کردن تدبیر مقام معظم رهبری لازم بود این حرکت نهادینه شود و برای جوانان بستر قانونی فراهم شودو دیگر اینکه این حضور به شکل یک طرح ملی و کارآمد خود را نشان دهد.‌ بسیج سازندگی به دنبال این است که فرهنگ خدمات‌رسانی را در بین آحاد مختلف جامعه نهادینه کند و از ظرفیت‌هایی که در استانها مجموعه اجرایی کشور وجود دارد، استفاده نموده و خدمات رایگان به مردم ارائه کند.این طرح که تحت عنوان اردوهای هجرت نامگذاری شده است در سالهای گذشته فعالیت خود را به شکل منسجم آغاز کرد و براساس بند <ب> تبصره >16< این اجازه به سازمان داده شد که بتواند امکان واگذاری امور به جوانان را فراهم کند.سازمان بسیج سازندگی موظف است از نیروهای جوان داوطلب، دانش آموز، دانشجو و طلبه (اعم از برادران و خواهران) برای ساماندهی و هدایت و حمایت از اردوهای خودجوش جهادی جوانان در راستای تحقق اهداف اردوهای هجرت (3) استفاده کند.‌
از دیگر ویژگی‌های این طرح تنوع لازم در زمینه‌های آموزشی و مهارتی، پژوهشی، بهداشتی درمانی، فرهنگی و اجتماعی، عمرانی (از قبیل منابع طبیعی، کشاورزی، پل‌سازی و…) و خدمات‌رسانی است.کوتاه مدت و زودبازده بودن این طرحها، فراگیر و گسترده بودن، نداشتن پیچیدگی‌های تخصصی و نیز عمومی و عام‌المنفعه بودن از ویژگی‌های طرحهای بسیج سازندگی است.‌
غنی‌سازی اوقات فراغت جوانان در عرصه‌های سازندگی و مردم‌یاری و خدمات‌رسانی، آشنایی جوانان با فرهنگ کار و تلاش و فعالیت‌های گروهی، کمک به توسعه سازندگی و ایجادرفاه وتامین اجتماعی ورفع محرومیت در کشور به ویژه در روستاها و مناطق محروم با هزینه کمتر و سرعت بیشتر از مهم‌ترین اهداف این اردوها است.
سازمان بسیج سازندگی طی تابستان سال1392 در قالب اردوهای هجرت 3 با مشارکت دانش‌آموزان بیش از 10هزار مدرسه را مرمت و زیباسازی کردند. به کارگیری حداقل 10 میلیون دانش‌آموز واجد شرایط در اردوهای هجرت بسیج سازندگی در عرصه‌های مختلف بهسازی و نوسازی مدارس، گام موثری در پر کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان تلقی می‌شود.
اجرای این طرح علاوه بر اشتغالزایی سبب تقویت روحیه اعتماد به نفس جوانان شده و از بروز ناهنجاریهای اجتماعی جلوگیری می‌کند. همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، 5 هزار پروژه آموزشی آماده تحویل با 25 هزار کلاس درس، بیش از نیم میلیون دانش آموز را در خود جای خواهند داد.‌در تابستان 86 طرح هجرت 3 با حمایت دولت و با اعتبار 14 میلیارد تومان اجرا شد که براساس برآوردهای صورت گرفته، تاکنون 7 میلیون نفر روز از جوانان در عرصه‌های 7گانه اردوهای هجرت 3 شرکت کرده‌اند.در عرصه بهسازی و بازسازی مدارس، بیش از یک میلیون و 658 هزار و 196 نفر روزکار به همراه 3 هزار و 171 نفر از معلمان و مربیان فرهنگی و داوطلب بسیج فرهنگیان در زمینه مرمت، بهسازی و زیباسازی مدارس کشور وارد عمل شده و تاکنون 10هزار و 51 مدرسه را تکمیل و تحویل داده‌اند.
حضور خواهران و برادران بسیجی در کار کشاورزان مناطق محروم برای کمک‌رسانی به این افراد، بسیار چشمگیر بوده و در راستای محرومیت‌زدایی و حمایت از کشاورزان محروم قدم‌های خوبی برداشته شده است.
جوانان بسیجی شرکت‌کننده در اردوهای هجرت کاشت نباتات، اصلاح باغات و سمپاشی مزارع را به عهده گرفته و کشاورزان محروم را یاری می‌رساند.
انجام امور آبخیزداری، تولید نهال، بوته‌کاری، کپه‌کاری، ، کاشت نهال مرتعی، احداث کان-ال آبرسانی و جمع‌ آوری محصولات کشاورزی و زراعی از عمده‌ترین فعالیت‌های مهم در این عرصه است.حضور 15 میلیون نفر روز از سال 79 تاکنون از جوانان دانشجوی رشته‌های مرتبط با این عرصه‌ها در اردوهای هجرت 3، ضمن بالا بردن تجربه دانشجویان، می‌تواند گام مؤثری در راستای محرومیت‌زدایی به شمار آید
ه- بنیادمستضعفان وجانبازان انقلاب اسلامی
سنگ بنای تشكیل بنیاد مستضعفان بر پایه فرمان 9/12/1357 رهبر كبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه)خطاب به شورای انقلاب اسلامی نهاده شد.
« بسم الله الرحمن الرحیم – شورای انقلاب اسلامی – بموجب این مكتوب مأموریت دارد كه تمام اموال منقول و غیرمنقول سلسله پهلوی و شاخه‌ها و عمال و مربوطین به این سلسله را كه در طول مدت سلطه غیرقانونی از بیت المال مسلمین اختلاس نموده اند بنفع مستمندان و كارگران و كارمندان ضعیف مصادره نماید و منقولات آن در بانكها با شماره به اسم شورای انقلاب یا اسم اینجانب سپرده شود و غیرمنقول از قبیل مستغلات و اراضی ثبت و مضبوط شود تا بنفع مستمندان از هر طبقه صرف گردد، در ایجاد مسكن و كار و غیرذالك، به جمیع كمیته‌های انقلاب اسلامی در سراسر كشور دستور می‌دهم كه آنچه از این غنائم بدست آوردند در بانك با شماره معلوم بسپرند و به دولت ابلاغ نمائیدكه این غنائم مربوط به دولت نیست و امرش با شورای انقلاب است و آنچه مأمورین دولت بدست آورده اند یا می‌آورند باید به همین شماره به بانك تحویل دهند و كسانی كه از این اموال چیزی بدست آورده اند، باید فوراً به كمیته‌ها یا بانك تحویل دهند و متخلفین مورد مؤاخذه خواهند بود. روح الله الموسوی الخمینی – یكم ربیع الثانی 99/9 اسفند 57 »
نظربه اهمیت رسیدگی به معلولین جامعه واقدامات رفاهی برای آنها امام در آذر 1367مطابق با ربیع الثانى 1409دستوری را به نخست وزیروقت صادرنمودند.
بسمه تعالى‏- جناب آقاى نخست وزیر محترم- ایّده اللَّه تعالى‏
بنیاد مستضعفان موظف است در جهت رفاه‏ معلولین عزیز اولویت را به آنها داده و تمامى نیازهاى آنها را برطرف كند.
جناب آقاى مظاهرى‏ (سرپرست بنیادمستضعفان وقت) باید در این زمینه تمامى سعى و كوشش خود را مبذول دارد و گزارش كارهاى انجام شده را به این جانب اطلاع دهد. روح اللَّه الموسوی الخمینى‏(صحیفه امام   ، ج‏21   ، 193 )
ازمهم ترین اهداف اصلی بنیادمستضعفان كه موردتوجه حضرت امام قرارگرفته بود می‌توان اشاره كرد به:

      1. كمك به ارتقای سطح زندگی مادی، معنوی و فرهنگی مستضعفان و محرومان جامعه 2-رشد بازده کل اقتصادی گروه و بهینه نمودن سبد دارایی‌ها و سهام 3- توسعه سرمایه انسانی و فناوری

    عکس مرتبط با اقتصاد

درحال حاضربنیاد، نهادی است نشات گرفته از انقلاب اسلامی، غیر انتفاعی، دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی، اداری و استخدامی وباتوجه به اهداف وآرمان‌های بلند حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) تحت نظارت عالیه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) اداره می‌شود.دراین راستا مهمترین رسالت و مأموریت‌هایی كه بعهده این بنیادگذاشته شده عبارتنداز:
1- شناسایی، تثبیت، تقویم، حفظ و اداره بهینه سرمایه و دارایی‌ها2- انجام فعالیت‌های تولیدی و خدماتی در داخل و خارج از کشور3- اداره بهینه شركت‌ها و واحد‌های تحت پوشش 4- انجام فعالیت‌های حمایتی و عام المنفعه 5- حفظ و بهره‌برداری از اشیاء، اسناد و آثار تاریخی و موزه‌ای 6- انجام تحقیقات و تولید دانش فنی و فناوری كاربردی
بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی با بکارگیری مدیران و کارکنان با انگیزه و توانمند، ماموریت‌های فوق را در چهارچوب اساسنامه مصوب مقام معظم رهبری و در جهت تامین منافع ذی‌نفعان با اطلاع رسانی به جامعه، به انجام می‌رساند.
با توکل به خداوند متعال، در مسیر تحقق سیاست‌های کلی کشور و اجرای اساسنامه، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی در چشم انداز، نهادی است: برتر در توسعه توان اقتصادی ، خادم در کاهش استضعاف مادی و فرهنگی مستضعفین ، پویا در بهره برداری از استعدادها برای رشد توانایی‌های علمی و فرهنگی کشور. این نهاد با حضور موثر در صحنه‌های اقتصادی ایران و جهان، به افزایش تولید ملی، توسعه فضای رقابتی و دستیابی به اهداف و سیاست‌های دولت جمهوری اسلامی ایران، کمک می‌کند و در هر عرصه فعالیت به دنبال توسعه دانایی، دانش و فن آوری، رضایت مشتریان، رعایت حقوق ذی‌نفعان و تکریم انسان‌هاست.
آرزو و عزم ما، سربلندی این نهاد به گونه‌ای است که:نام بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، اعتماد برانگیز و افتخار آفرین باشد.
گسترش ارائه خدمات برای كمك به توانمند سازی مستضعفان جهت عبور موفقیت آمیز از نقاط عطف زندگی هدفی است كه تاكنون بخوبی دنبال شده است. فعالیت‌های اجتماعی بنیاد مجموعه ای از خدمات به منظور كمك به ارتقای سطح زندگی مادی، معنوی و فرهنگی مستضعفان و محرومان جامعه می‌باشد. گسترش این امر با بهره گرفتن از روش غیر مستقیم می‌باشد.
به موجب تغییر رویکرد در روند تغییر در طراحی ساختار تشكیلاتی حوزه‌های واحد اصلی مبنی بر خروج از فعالیت‌های اجرایی، كلیه فعالیت‌های اجرایی ارائه خدمات به محرومان با توجه به مفاد ماده 8 اساسنامه مصوب بنیاد، مبنی بر انجام فعالیت‌های امدادی و عام المنفعه به منظور كاهش محرومیت مستضعفان در چارچوب تدابیر ابلاغی مقام معظم رهبری از معاونت امور مستضعفان در واحد اصلی بنیاد منتزع شد و بر اساس اتخاذ سیاست برون سپاری در خصوص فعالیت‌های اجرایی، به بنیاد علوی منتقل گردید كه در این خصوص میتوان بنیاد علوی را به عنوان متولی انجام فعالیت‌های اجتماعی در بنیاد نام برد.
به موجب تغییر رویکرد در روند تغییر در طراحی ساختار تشكیلاتی حوزه‌های واحد اصلی مبنی بر خروج از فعالیت‌های اجرایی، كلیه فعالیت‌های اجرایی ارائه خدمات به محرومان با توجه به مفاد ماده 8 اساسنامه مصوب بنیاد، مبنی بر انجام فعالیت‌های امدادی و عام المنفعه به منظور كاهش محرومیت مستضعفان در چارچوب تدابیر ابلاغی مقام معظم رهبری از معاونت امور مستضعفان در واحد اصلی بنیاد منتزع شد و بر اساس اتخاذ سیاست برون سپاری در خصوص فعالیت‌های اجرایی، به بنیاد علوی منتقل گردید كه در این خصوص میتوان بنیاد علوی را به عنوان متولی انجام فعالیت‌های اجتماعی وعام المنفعه در بنیاد نام برد.
موضوع فعالیت بنیاد علوی طبق مفاد اساسنامه، انجام فعالیت‌های عام المنفعه به منظور كاهش محرومیت در زمینه‌های بهداشتی، فرهنگی، اجتماعی، كمك به مستمندان میباشد. برنامه‌های مهم بنیاد علوی در مناطق محروم به منظور محرومیت زدایی و رفع چالشهای موجود، در واقع پر كردن شكافهای فقر و برخورداری همه مردم از رفاه نسبی و رساندن این مناطق به سطحی متعادل است. از جمله مهمترین برنامه‌های این موسسه، میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

  1. کمک به سازمانها و نهادهای حمایتی، اجتماعی و فرهنگی 2- توزیع هدایا در سراسر شهرها، روستاها و مناطق محروم كشور 3- برگزاری اردو برای دانش آموزان مناطق محروم در مراكز فرهنگی ورزشی تحت پوشش 4- اجرای طرح سلامت جهت بهبود وضعیت تغذیه مادران باردار و شیرده در استانهای محروم 5- اجرای طرح ارتقاء سطح علمی دانش آموزان پیش دانشگاهی مناطق محروم جهت ورود به دانشگاه 6- ایجاد صندوق حمایت از دانشجویان مستعد محروم 7- ارائه خدمات پزشكی به افراد محروم در بیمارستانها و درمانگاه های تحت پوشش 8- خدمات زیربنائی 9- شرکتهای تحت پوشش شامل: گروه پزشکی برزویه ، اسکان ایران، شهر صنعتی کاوه، شرکت توسعه تجارت زرفام و گروه پزشکی اراک

بنیاد علوی در سالهای اخیر کمک‌های بلاعوض متعددی به مستضعفان نموده است ازجمله: کمک‌های بلاعوض بنیاد علوی به مستضعفان طرح ارتقاء تحصیلی دانش آموزان . با عنایت به تفاهم نامه منعقده فیمابین بنیاد علوی و دفترسلامت خانواده، وزرات بهداشت با هدف ارتقاء سطح سلامت تغذیه ای زنان باردار و شیرده نیازمند به تعدادواجدین شرایط به صورت هر دو ماه یکبار سبد ارزاق شامل گوشت، روغن، پنیر، برنج، عسل، شکر، مغز بادام یا پسته، خرما، سویا، لوبیا، عدس، تن ماهی، ماکارونی، کنسرو نخود فرنگی به مادران اهداء می‌گردد. همچنین این صندوق با هدف افزایش سهم محرومین مستعد در تولید علم، احراز جایگاه برتر علمی، پژوهشی، فرهنگی و سطوح مختلف ملی و بین المللی و ایجاد فضای امن، جهت رشد و بالندگی جامعه هدف در رویارویی احتمالی با هرگونه سستی، انحراف اجتماعی و اندیشه‌های الحادی و جلوگیری از فرار مغزها، با هدف گسترش خدمات وام و ایجاد تسهیلات در خصوص امور پژوهشی، تألیفی و اختراع و ابداع دانشجویان قدمهای اولیه را در تدوین آیین نامه‌های مربوطه برداشت .
بخش کشاورزی یکی از بخش‌های مهم اقتصاد کشور است و کشاورزان به واسطه نقش تولید کنندگی که دارند می‌بایست مورد توجه کارگزاران قرار گیرند. حضرت امام خمینی در زمینه اهمیت بخش کشاورزی می‌فرمایند: ایران كشوری است كه باید كشاورزی آن اساس همه كارها باشد. اگر كشاورزان ما باورشان این باشد كه ما می‌توانیم در كشاورزی به جایی برسیم كه صادر كنیم و وابسته به غیر نباشیم بلكه دیگران محتاج می‌باشند می‌توانند. اقتصاد ما باید متحول بشود. اقتصاد وابسته به اقتصاد مستقل تبدیل شود.(صحیفه امام، ج 6 ص 460)
و- سازمان بسیج مستضعفین
اندیشه‌ی دفاع از اسلام با تکیه بر نیروی وفادار توده‌های مسلمان در صدر اسلام و با همت پیامبر بزرگوار اسلام پایه‌ریزی شد. دفاع از موجودیت اسلام که در قرآن کریم تحت عنوان آیات جهاد و مبارزه با دشمنان آمده است، با فداکاری مستضعفین جامعه و از جان‌گذشتگی آنان تحقق یافت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ این سابقه‌ی تاریخی موجب شد تا امام خمینی در پنجم آذر ۱۳۵۸ فرمان تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی یا بسیج مستضعفین را صادر نماید. قابل ذکر است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان دفاع غیرنظامی با برخی وظایف مشابه با بسیج مستضعفین وجود داشت. قانون سازمان دفاع غیرنظامی در سال ۱۳۵۱ با متن قانون آمادگی ملی و بسیج غیرنظامی مصوبه‌ی ۲۳/۲/۱۳۵۴ مجلس منحله‌ی شورای ملی ادغام و در سال ۱۳۵۶ ابلاغ شد که این سازمان آمادگی‌های لازم را در مأموریت‌هایی چون کمک به آسیب‌دیدگان از سیل، زلزله، حوادث طبیعی و غیرطبیعی در افراد داوطلب به وجود می‌آورد.
اما پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب کاملاً مردم‌گرا سبب شد تا به منظور حاکمیت مستضعفین و تداوم آن، بسیج شکل بگیرد (ایران پس از انقلاب، ۱۳۷۰). در واقع اعلان و تشکیل بسیج مستضعفین یکی از راهبردهایی بود که از ابتدا با ماهیت دفاع مسلحانه‌ی توده‌های مستضعف از موجودیت انقلاب اسلامی در برابر توطئه‌های دشمنان داخلی و خارجی انقلاب پایه‌ریزی شد. امام ضمن تأکید بر حضور مستضعفان در این بسیج ملی، با واژه‌های آرمانی آن را «لشکر خدا» معرفی ‌نمودند. «بسیج، میقات پابرهنگان و معراج اندیشه‌ی پاک اسلامی است که تربیت‌یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی‌نشانی گرفته‌اند. بسیج، لشکر مخلص خدا است که دفتر تشکل آن را همه‌ی مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده‌اند (صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ۱۹۴(
بسیج مستضعفین برای اجرایی شدن، فرایندهایی را سپری کرد. ابتدا در ۱۹/۴/۱۳۵۹ به شکل سازمان بسیج ملی به تصویب شورای انقلاب رسید (بسیج در پرتو قانون، ۴۲) که بر اساس این قانون رئیس سازمان بسیج ملی از طرف رهبر یا شورای رهبری منصوب و خط‌مشی کلی آن توسط شورای عالی دفاع تعیین می‌شد. اما طی نامه‌ی مورخه‌ی ۲۱/۱۱/۱۳۵۹ نخست‌وزیر شهید، محمدعلی رجائی بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادغام شد و به عنوان یکی از واحدهای این نهاد در کنار دیگر واحدهای عضو شورای فرماندهی سپاه قرار گرفت. رئیس واحد بسیج مستضعفین سپاه از سوی فرماندهی سپاه تعیین می‌شد که از رؤسای آن می‌توان به حجت‌الاسلام سالک و حجت‌الاسلام رحمانی اشاره کرد. در ماده‌ی ۳۵ اساسنامه‌ی واحد بسیج مستضعفین آمده است:
هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی‌های لازم در کلیه‌ی افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور و نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه با هماهنگی مراجع ذی‌ربط می‌باشد» (بسیج در پرتو قانون، ۴۴(
اصل ۱۵۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اهمیت پدیداری بسیج از منظر قانونگذاری را نشان می‌دهد. در این اصل آمده است: «به حکم آیه‌ی کریمه‌ی «واعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم و آخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم». دولت موظف است برای همه‌ی افراد کشور برنامه و امکانات آموزش نظامی را بر طبق موازین اسلامی فراهم نماید؛ به‌طوری که همه‌ی افراد، همواره توانایی دفاع مسلحانه از کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند، ولی داشتن اسلحه باید با اجازه‌ی مقامات رسمی باشد (قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ و با اصلاحات ۱۳۶۸، ۱۸۳). بدین ترتیب شکل‌گیری بسیج در قالب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به حکم قانون اساسی مأمور دفاع از دستاوردهای انقلاب است، با نظم حقوقی مبتنی بر اولویت قانون اساسی همساز شد (نادر ساعد و محمدجعفر ساعد، ص ۱۱). علاوه بر این، بسیج برای مقابله با تهاجم فرهنگی و حضور مؤثر در فرهنگ‌سازی انقلابی و یا بحران‌های ناشی از حوادث و سوانح به عنوان یک سازمان نظامی و بخشی از نیروهای مسلح مأموریت دارد تا از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع نماید و با تهدیدات داخلی و خارجی مقابله کند. به‌یادماندنی‌ترین و پرآوازه‌ترین حضور بسیج در رویارویی با تهدیدات خارجی، هشت سال دفاع مقدس بود که با تقدیم بیش از نود هزار نفر شهید در کنار سایر نیروهای مسلح، دشمن متجاوز را از خاک میهن اسلامی بیرون کرد. در این مقطع حساس نقش نظامی و نیز معنوی بسیج در ساماندهی یک ارتش کاملاً اسلامی و مردمی بسیار برجسته بود.
پس از تشکیل نیروهای پنج‌گانه‌ی سپاه، واحد بسیج مستضعفین سپاه به «نیروی مقاومت بسیج» تغییر نام داد و سردار علیرضا افشار، رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران به عنوان فرمانده‌ نیروی مقاومت بسیج معرفی شد. در حال حاضر فرماندهی این نیرو برعهده‌ی سردار حجازی است. توسعه‌ی ساختار جدید برای تقویت بسیج مستضعفین صورت گرفته است، هر چند نام اولیه‌ی آن قاعدتاً دیگر وجود ندارد.
مقام معظم رهبری ضمن تأکید بر مأموریت‌های مختلف نیروی مقاومت بسیج برفراگیر بودن آن تأکید ورزیدند: «بسیج لزوماً نظامی نیست؛ یعنی حتماً سازمان نظامی نیست» (دانشگاه تهران، ۲۲/۲/۱۳۷۷) ضمناً تحولات، فرایندی را برای متناسب شدن ساختار بسیج با تهدیدات دشمن به وجود آوردند. «بسیجیان ما، باید روز به روز بر آگاهی و بصیرت خود بیفزایند و با شناخت دشمن مانع از تحقق توطئه‌ها و ترفندهای گوناگون او شوند» (همان(
یکی از اهداف اصلی امام خمینی در تشکیل بسیج مستضعفین در کنار دفاع محرومین از انقلاب اسلامی، حاکمیت آنها در روند انقلاب بود.
بنابراین با تأکیدات فراوان و مؤثری که امام بر واگذاری قدرت به نیروهای انقلاب، به ویژه مستضعفین جامعه داشتند و بارها ارزش کوخ‌نشینی را بر کاخ‌نشینی گوشزد نمودند، این روند در اکثر پست‌های سیاسی خصوصاً پس از حاکمیت خط سیاسی امام کاملاً مشهود بود.
همزمان با رویکرد مردمی نمودن تأمین امنیت ملی، بازتاب آن در تدوین برنامه‌ی سوم مشاهده می‌شود که بر طبق ماده‌ی ۱۷۵ بار اصلی تأمین این رسالت برعهده‌ی بسیج قرار می‌گیرد.
در بخشی از این ماده هزینه‌هایی که توسط اشخاص حقیقی و حقوقی صرف تقویت و راه‌های مقاومت بسیج مستضعفین می‌شود، هزینه‌های قابل قبول مالیاتی تلقی می‌گردند. همچنین دولت موظف شده است تا یک درصد از سود ناخالص کلیه‌ی مؤسسات دولتی را جهت توسعه‌ی نیروهای مقاومت بسیج پرداخت نماید (نادر ساعد، و محمدجعفر ساعدص23)
در بند سوم قانون برنامه‌ی چهارم توسعه، پارامترهایی چون شناسایی ظرفیت‌های جوان بسیج برای سازندگی کشور، فرهنگ‌سازی و حمایت از ارزش‌های فرهنگی و ملی، بسط فعالیت سازمان‌دهی شده‌ی زنان بسیجی و نقش بسیج در دفاع و امنیت ملی ملاحظه شده است.
در آخرین نشست سردار حجازی فرمانده نیروی مقاومت بسیج با گردان‌های عاشورا و الزهرا (س) و بسیج ادارات، ایشان به تنظیم سند بیست ساله‌ی راهبردی بسیج اشاره نمودند (روزنامه‌ی شرق، ۱۱/۱۰/۸۴، ۲). بر اساس این سند ابتدا برنامه‌ی پنج‌ساله و همچنین برنامه‌های سالانه برای هر سال به تصویب می‌رسد. مواردی که به شکل حقوقی پیگیری می‌شود، جهت ارتقای راهبردها و استراتژی ارتقای کارآمدی بسیج در تحقق اهداف آرمانی امام خمینی و مقام معظم رهبری است. این اهداف و آرمان‌ها در پرتو اصل ۱۵۱ قانون اساسی نهایتاً منجر به تشکیل ارتش بیست میلیونی شده است که البته در آخرین آمار موجود ده میلیون نفر از اعضای بسیج تاکنون سازماندهی گردیده‌اند.
ز- تاریخچه تشکیل بسیج
بسیج یک حرکت اجتماعی است که در هر جامعه ای با توجه به فرهنگ آن جامعه و به اشکال مختلفی در اثر شرایط خاص بوجود می آید. حتی در دوران صدر اسلام نیز به هنگام حمله کفار و منافقین علیه مسلمانان زمانی که فرمان تشکیل نیروی مبارز علیه آنها داده می شود مسلمانان داوطلبانه در مساجد گردهم می آمدند تا توان خود را از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی برای مقابله با دشمنان اسلام بسیج کنند .
امام خمینی (ره) در این رابطه چنین می فرمایند :

 

1400/03/21

ابعاد هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی (ره)۰

  • امان و پناه دهی (یوسفیان، ۱۳۹۲ به نقل از اسدالغابه، ابن اثیر، ج۵: ۵۵۳ ـ ۶۲۴).

 

اصولاً اینکه گفته اند جهاد از دوش زن برداشته شده مربوط به نبردهای ابتدایی است اما در جنگ های دفاعی، این وظیفه اختصاص به مردان ندارد و واجب است هم زن و هم مرد مهیای نبردهای دفاعی باشند. آیت الله جوادی آملی خاطرنشان ساخته اند دراینگونه مباررزات که جنبه دفاعی دارد اگر زن فرمانده لشگرگردد نه تنها جایز است بلکه گاهی واجب است. زیرا وقتی بخواهند نفرات قابل توجهی از زنان به عرصه دفاع قدم نهند نیاز به مدیرجنگی و هدایت کننده عملیاتی که از جنس خودشان باشد دارند. لذا ضرورت دارد بانوان، فنون نظامی را مطابق مقتضیات عصر خویش فراگیرند (گلی زواره، ۱۳۹۰).

 

  • ۵٫ ۴٫ حکومت

 

در قرآن آیاتی که بیانگر صلاحیت و شایستگی زنان و نقش آنان در زمینه های امور سیاسی، قدرت و حکومت است، آیات مربوط به ملکه سبا می باشد که در سوره نمل در آیات ۲۳ ـ ۴۳ مطرح شده است. بیان داستان ملکه سبا در قرآن بدون هیچ توجیه و کنایه ای، نمایانگر دید مثبت قرآن به جایگاه یک زن در بالاترین سطوح سیاسی و موقعیت اجتماعی، یعنی حاکمیت می باشد. اگر چنانچه زن صلاحیت چنین کار و مسئولیتی را نمی داشت، نمی توانست در آیین شریعت الهی به چنان موقعیتی دست پیدا کند؛ بلکه بنا برروش قرآن کریم ـ که موارد باطل و ناسازگار را با دیدگاه خود نقد می کند ـ باید به صورت صریح یا با اشاره به آن می پرداخت؛ حال آنکه اصل طرح این داستان و نحوه پردازش آن، همه نشانه تأیید و سازگاری با دیدگاه وحی است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
از دیگر ویژگی های این زن پای بندی او به مشورت و نداشتن استبداد و خودرأیی است. قرآن درآیه ۳۲ درسوره نمل از قول او اینگونه سخن می گوید: «َقالَتْ یا اَیُّهَا الْمَلَؤُآ اَفْتُونی فی اَمْری ما کُنْتُ قاطِعَهً اَمْراً حَتّی تَشْهَدُونِ»، «ای رجال کشور! شما به کار من رأی دهید که من تاکنون بی حضور شما، به هیچ کار تصمیم نگرفته ام». این سخن نشانه رشد شخصیتی اوست که قدرت نتوانسته بود او را مغرور و خودمحور سازد.
قرآن با بیان قصه این زن، نهایت ظرافت، عاقبت اندیشی، کاردانی، استقلال منطقی و سیاست محکم یک زن را به نمایش می گذارد؛ زیرا وی با دیدن آیات و معجزات نبوی حضرت سلیمان در برابر پیامبرخدا خضوع می کند، تسلیم او می شود و می گوید: «قالَتْ رَبِّ اِنّی ظَلَمْتُ نَفْسی وَ اَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمنَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» (نمل/۴۴)؛ «پروردگارا! سخت بر نفس خود ستم کردم و اینک در برابر پروردگار جهانیان همراه سلیمان اسلام آوردم». درجایی که فرعون با آن همه معجزات حیرت انگیز که از حضرت موسی می بیند، روز به روز برکفر و غرور و تکبرش افزوده می شود.
اتکای بلقیس به روش شورا در سیستم حکومتی، اعتماد مردم به او، اتخاذ سیاست صلح عادلانه وآگاهانه به جای جنگ کینه توزانه، نادیده گرفتن تکبر شاهانه در برابر دعوت دینی سلیمان، معرفت باطنی او از حکومت، یقظه ناگهانی اودر برابر حقیقت و در نهایت حل بحران تهدید به جنگ سلیمان با روش خرد مندانه و بلکه عارفانه مورد تأیید قرآن و دلیل بر توانایی ذاتی و طبیعی زنان بر زمامداری و مدیریت به معنی عام است. مقایسه برخورد بلقیس و فرعون با دو پیامبر دعوت کننده به دین و نوع اعمال حاکمیت این دو، نشان از خرد و عدالت بلقیس در اعمال حاکمیت براساس آرا و نظر صاحب نظران است.
قرآن، زن را در هیئت ملکه سبا چونان انسانی به نمایش می گذارد که بر عقل خویش مسلط است و تحت تأثیر عاطفه اش قرار نمی گیرد؛ زیرا مسئولیتش به او امکان پربارکردن تجربه و تقویت عقلش را داده، تا بدان پایه که بر مردان فرمان می راند که در وجود او شخصیت نیرومند و عاقل و توانمند بر اداره امور خود دیده اند. اگر بخواهیم چنین تصوری را به سخن درآوریم به این نتیجه می رسیم که غلبه زن به عوامل ضعف زنانه اش که گاه تأثیری منفی بر چگونگی اندیشه و یا اداره موقعیت ها می گذارد امکان پذیر است (فضل الله، ۱۳۸۰: ۵۸).

 

  • ۵٫ ۵٫ امر به معروف و نهی از منکر

 

دو اصل بسیار مهم از فروع دین یعنی «امر به معروف و نهی از منکر»، مشارکت و نظارت عمومی را بر امور مختلف حکومتی بر مسلمین واجب نموده است. قرآن کریم بحث نظارت و تأثیرگذاری را در حوزه عام جامعه، یعنی در رابطه فرد با فرد، فرد با حکومت و یا برعکس و با تعبیر امر به معروف و نهی از منکر، مطرح می کند و آن را یکی از مسئولیت های مهم جامعه اسلامی می شمارد. «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ اُمَّهً یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ وَ یاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِوَ اُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل عمران/۱۰۴)؛ «باید از شما امتی دعوت کننده به خیر و بازدارنده از زشتی ها باشد» و نیز می فرماید: «کُنْتُمْ خَیْرَ اُمَّهٍ اُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَاْمُروُنَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (آل عمران/۱۱۰)؛ «شما بهترین امتی هستید که قیام کردید تا مردم را به نیکوکاری امر و از بدکاری نهی کنید».
قرآن کریم این مسئولیت را همگانی قلمداد کرده و در برخی موارد حتی تصریح دارد که زن و مرد در انجام این رسالت و مسئولیت سهم مساوی دارند. بنابراین، قرآن نه تنها سهم گرفتن زن در این بخش از فعالیت های سیاسی را حق وی می داند بلکه وظیفه و تکلیف او می داند که این رسالت را به دوش بگیرد. واضح است که یکی از مصادیق معروف و منکر، امور سیاسی هستند یعنی (معروف و منکر سیاسی)
بنابراین هرزن و مرد مسلمانی می تواند برادر و خواهر دینی خود را به انجام معروف سیاسی امر کند و از ارتکاب منکر سیاسی نهی نماید (حسین آبادی، ۱۳۸۷: ۵۵).
فرمان به خوبی ها و بازداشتن از بدی ها و نظارت وکنترل کارگزاران سیاسی یکی از تکالیف اجتماعی اسلام است که هر مرد و زن بالغ بدان موظف است. در قرآن کریم یازده آیه پیرامون این فریضه و قانون نازل شده است. در یکی از این آیات امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک نوع ولایت اجتماعی که مؤمنان بر یکدیگر دارند معرفی شده است. در همین آیه تصریح شده که این وظیفه مشترک زنان و مردان است: «وَالْمُؤمِنونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلیاءُ بَعْضٍ یَاْمُروُنَ بِالْمَعْروفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیموُنََ الصَّلوهَ وَ یُؤْتوُنَ الزَّکوهَ وَ یُطیعُونَ اللهَ وَ رَسوُلَهُ اوُلئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللهُ اِنَّ اللهَ عَزیزٌ حَکیمٌ» (توبه/۷۱)؛ «و مردان و زنان با ایمان، برخی بر برخی ولایت دارند، به کارهای پسندیده وا می دارند و از کارهای ناپسند باز می دارند، و نمازشان را برپا می کنند و زکات می دهند، و از خدا و پیامبرش فرمان می برند، آنانند که خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد که خدا عزیز و حکیم است». این آیه نشان می دهد که جامعه اسلامی از هویتی واحد برخوردارند و مرد بودن و زن بودن این هویت را بر هم نمی زند. این مجموعه با هویت واحد بریکدیگر ولایت دارند، از این رو باید متصدی این فریضه و تکلیف الهی شوند (مهریزی،۱۳۷۸: ۵۵- ۵۶).
از آنجا که خدوند، زن را در مقابل حوادث جامعه بی طرف و خنثی قرار نداده است و توصیه های کتاب و سنت در این زمینه مرد و زن را در برمی گیرد و تنها اختصاص به مردان ندارد، بنابراین، زن می تواند اعمال دولت و سیاستمداران و مواضعشان را در پرتو آشنایی با نیازهای جامعه و امّت زیر نظر بگیرد و در موافقت، مخالفت و یا انتقاد برآن عملکردها، ابراز عقیده کند و برای برآوردن نیازها و حل مشکلات تلاش کند و در صورت ضرورت مسئولیت بپذیرد؛ فرمان خدا نیز مؤید پذیرش این نوع مسئولیت است و بلکه بالاتر از آن، آن را یک تکلیف بر زن و مرد مسلمان می داند (بروجردی، ۱۳۷۹: ۷۸).

 

  • ۵٫ ۶٫ شورا

 

از دیدگاه اسلام مشورت کردن با زنان منع نگردیده است. اصولاً استفاده از نظرهای دیگران برای تصمیم گیری در امورگوناگون فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اختصاص به جنس زن و مرد ندارد. اساس کار براین اصل استوار است که آیا آن فرد در موضوع مورد نظر ‌بصیرت و تخصص کافی دارد و کمالات عقلانی و امورخردمندانه دراو قابل مشاهده است یا خیر. طبیعی است با افرادی که افکارآغشته به خرافات، جهل، جمود و تنگ نظری دارند نمی توان مشورت کرد و در این باره بین زن و مرد تفاوتی نیست.
قرآن در رابطه با شورا و مشورت به صورت کلی،‌ دو آیه معروف دارد: «امرهم شورا بینهم» (شوری/ ۳۸) و «و شاورهم فی الامر» (آل عمران/۱۵۹). در آیه ‌نخست یکی از ویژگی های برجسته مؤمنان، بیان می شود و درآیه دوم به پیامبر(ص)‌ دستور می دهد که با مؤمنان، مشورت کند و بدین گونه سنّت شورا را به ایشان می آموزند. تردیدی نیست که در هر دوآیه مقصود از مؤمنان، زنان و مردان مؤمن هستند. این بدان معنی است که روش شورا درهر زمان و زمینه ای که به کار گرفته می شود، زن و مرد هر دو حق شرکت و اظهار نظر درآن را دارند.
درکتب تاریخی و منابعی که به سیره رسول اکرم(ص) پرداخته اند خاطر نشان گردیده است پیامبر اکرم در مسائل اجتماعی و برخی تصمیم گیری ها همسران خویش را مورد مشورت قرار می دادند. حضرت امام صادق(ع) فرموده اند: «در امورات خویش با افرادی مشورت کنید که خردمند، بردبار، دارای تجربه، خیر خواهی و پرهیزکار است» (گلی زواره،۱۳۹۰: به نقل از بحارالانوار، ج۵: ۲۰۵). از نظر این روایت طرف مشاوره چه زن باشد و چه مرد باید از این ویژگی ها برخوردار باشد و جنسیت جزء ضوابط مشورت نیست.

 

  • مبانی نظری هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره)

 

  • ۱٫ هویت زن مسلمان در اندیشه امام خمینی (ره)

 

در شناخت اندیشه امام خمینی(ره) در مقوله “هویت” آگاهی از هستی شناسی و جهان بینی ایشان لازم و ضروری است. نگاه امام به مقوله هویت برآرمان گرایی و واقع گرایی مبتنی است. از منظر آرمان گرایی ایشان به دنبال کمال مطلوب و از منظر واقع گرایی، ایشان واقعیات موجود جامعه را درحدی که مغایر با اصول وآرمان ها نباشد می پذیرد. می توان گفت که هستی شناسی و جهان بینی ایشان، ریشه در مکتب اسلام، آیات قرآن کریم و احادیث ائمه معصومین(ع) دارد و شیوه ایشان در احیای اندیشه اسلامی، شیوه حضرت رسول اکرم (ص) و نیز ادامه روش اهل بیت(ع) بوده است.
نگرش امام(ره) به هویت، فرد محوراست؛ به این معنی که ایشان تحلیل های خود از مسائل را عمدتاً بر مبانی انسان شناختی و تعریفی که از ویژگی های انسان به دست می دهند، استوار می سازند؛ به همین دلیل در مقوله هویت چه در بعد فردی و چه در بعد جمعی و حتی آشفتگی های آن باید از این مبنا شروع کرد. درنگرش اول، انسان موجودی است که طبیعت و ماهیت او با فطرت دوگانه الهی سرشته است: فطرت عشق به کمال مطلق و فطرت تنفر از نقص و انزجار از شر و شقاوت، چنانکه بیان داشتند:
حق تبارک وتعالی ـ با عنایت و رحمت خود، به ید قدرت خود که طینت آدم اول را مخمر فرمود، در فطرت و جبلّت به آن مرحمت نمود: یکی اصلی و دیگری تبعی، که این دو فطرت، براق سیر و رفرف عروج است به سوی مقصد و مقصود
اصلی … یکی از آن دو فطرت ـ که سمت اصلیت دارد ـ فطرت عشق کمال مطلق و خیر و سعادت مطلقه است که درکانون جمیع سلسله بشر… مخمر و مطبوع است. … و دیگری از آن دو فطرت ـ که سمت فرعیت و تابعیت دارد ـ فطرت تنفر از نقص و انزجار از شر و شقاوت است که این مخمّر بالعرض است (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۷۶ - ۷۷).
و اما هویت این موجود ناشی از احاطه اقتضائات حیات طبیعی اوست که همچون حجابی بر فطرت مخمر الهی اوست:
… وچون انسان ولیده عالم طبیعت و فرزند نشئه دنیاست … از بدو خلقت در غلاف طبیعت تربیت شود و روحانیت و فطرت در این حجاب وارد شود و کم کم احکام طبیعی برآن احاطه کند. هر چه در عالم طبیعت رشد و نمای طبیعی کند احکام طبیعت برآن بیشتر چیره و غالب شود … و از آنجا که خروج از این حیات و حجاب آن آسان نیست، خداوند پیامبران و کتب آسمانی را برای مدیریت او فرو فرستاده اند و چون کم اتفاق افتد که کسی به خودی خود بتواند از این حجب بیرون آید … حق ـ تبارک وتعالی ـ انبیاء عظام … را برای تربیت بشر فرستاد وکتب آسمانی را فرو فرستاد و تا آن ها از خارج، کمک به فطرت داخلیه کنند و نفس را از این غلاف غلیظ نجات دهند (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۷۸ - ۷۹).
بدین ترتیب در نگاه امام(ره)، هویت شخصی انسان اصالتاً از نوع الهی است با دونشئه: یکی کمال خواهی که اصلی است و دیگری ترس وگریز از نفس که عرفی است. انسان با سرشتی اینگونه به جهان طبیعت و اقتضائات آن وارد می شود و محاط بدان می گردد. براساس اهمیت تربیت، مربی و ماده تعلیم یعنی پیامبران وکتابهای آسمانی می توان انسانها را به دوگروه کلی تقسیم نمود: محجوبان و روشن شدگان.
محجوبان، محروم از تربیت پیامبران و دور شده از فطرت اصیل اند. و روشن شدگان، راه یافتگان به کمال و فطرت اصیل الهی متأثر از تعالیم پیامبران وکتب آسمانی اند. علاوه بر این، ازآنجا که انسان ها دارای فطرت الهی اند، مسأله نژاد و مقوله بندی های اجتماعی ای از این دست، نسبتی با هویت اصیل شان ندارد و مانعی هم برای آن نیست و قابل پذیرش می باشد.
از نگاه انسان شناسی حضرت امام(ره)، هرعامل به ویژه از نوع عقیدتی آن که در تعارض با تعالیم رهایی بخش انسان از حجاب ها و هدایتگر او به کمال باشد، مردود و مطرود است. در این میان جهان بینی هایی که حجاب های محیطی را افزایش می دهند و با تعریف هویتی غیردینی و اسلامی برای انسان، او را از مسیر حرکت به سوی کمال، به بی راهه تقسیم و منازعه منحرف می کنند، مطرودند. ملیت گرایی افراطی از این گونه عقاید است (خواجه سروی، ۱۳۸۹: ۲۲ - ۲۳).

 

  • ۱٫۱٫ نقش تجربه تاریخی زندگی امام خمینی(ره) و تأثیر آن در بازسازی هویت زن مسلمان
1400/03/21

پایان نامه نهایی زواره قبادی۰

 

• زینهار از قرین بد زینهار وَ قِنارَ بنّا عَذابَ النّار
(سعدی، ۱۳۷۱ : ۶۸)
• غرض ز مشک نسیمست، رنگ نیست غرض
تو رنگ او چه کنی؟ زو بسنده کن به نسیم
(ازرقی، ۱۳۳۶: ۵۷ )
• مهرگان نو در آمد، بس مبارک مهرگان فال سعد آورد و روز فرخ و بخت جوان
(همان: ۷۲)
ابیاتی در رابطه با این صنعت در دیوان ازرقی وجود دارد که شماره های این ابیات در ذیل آمده است:
دانلود پایان نامه

۱۴۳-۱۹۳-۳۳۵-۸۸۰-۹۲۹-۱۴۴۴-۱۷۷۹-۲۴۳۹
۴-۱-۳-۲-۵- ردّ العروض الی الابتدا:
«کلمه ی پایانی مصراع اولّ بیت در آغاز مصراع دوم بیاید».(همایی، ۱۳۷۷: ۶۷).
سعدی در بیت زیر، واژه ی “من” را در انتهای مصراع اول و در ابتدای مصراع دوم آورده است:
• تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خونخوار خویش نپسندم
(سعدی، ۱۳۷۹ : ۵۴۶)
• ما برینیم و برین نیز بپرسیم از شاه شاه ما نیز همانا که بر اینست مگر
(ازرقی، ۱۳۳۶: ۱۵)
ابیاتی در رابطه با این صنعت در دیوان ازرقی وجود دارد که شماره های این ابیات در ذیل آمده است:
۶۹۳-۷۲۹-۱۷۷۸
۴-۱-۳-۲-۶- رد العروض الی العجز
«اگر کلمه در پایان مصراع اول آمده باشد و همان کلمه در پایان مصراع آخر بیاید رد العروض الی العجز گویند». (هادی؛ ۱۳۷۱: ۱۱۶).
«وقتی است که کلمه ی پایانی مصراع اوّلِ بیت، در پایان همان بیت بیاید».(همایی، ۱۳۷۷: ۶۷).
در ابیاتِ زیر از حافظ ردالعروض الی العجز وجود دارد:
• گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل، ره گم کند مسکین غریب
• روی تو کس ندید و هزاران رقیب هست
در غنچه ای هنوز و صَدَت عندلیب هست
(حافظ، ۱۳۸۱ : ۱۴۲)
• ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب خطت کشیده دایره ی شب بر آفتاب
(ازرقی، ۱۳۳۶: ۴)
• بر سر دنیا فکند از نور چادر ماهتاب تا جهان را کرد از آن چادر منور ماهتاب
(همان: ۵)
تمام ردیف های ابیات اول غزل ، قصیده و تمام ابیات مثنوی ها دارای این صنعت بدیعی می باشد.
ابیاتی در رابطه با این صنعت در دیوان ازرقی وجود دارد که شماره های این ابیات در ذیل آمده است:
۶۸-۸۹-۱۲۳-۱۴۸-۱۷۰-۲۲۱-۲۴۱-۳۲۶-۳۵۶-۴۷۸-۹۵۸-۱۰۷۶-۱۱۴۶-۱۶۲۰-۱۶۲۳-۱۶۲۵-۱۵۳۵-۱۶۲۹-۱۶۳۱-۱۶۴۲-۱۶۶۱-۱۶۷۲-۱۶۷۵-۱۶۸۰-۱۶۸۱-۱۶۸۴-۱۶۹۹-۱۷۲۵-۱۷۲۷-۱۷۳۵-۱۷۷۷-۱۷۷۸-۱۷۹۱-۱۸۰۱-۱۸۰۷-۱۸۱۳-۱۸۲۶-۱۸۵۶-۱۸۷۹-۲۴۲۰-۲۴۲۱-۲۴۲۵-۲۴۲۸-۲۴۲۹-۲۵۱۷
۴-۱-۳-۳- تکرار یا تکریر
«آن است که در یک جمله یا چند جمله ی نزدیک به یکدیگر، واژه ای را چند بار تکرار کنند». (همایی، ۱۳۷۷: ۲۱).
تکرار عاملی است که در آهنگ و موسیقی شعر دخالت دارد. باعث افزایش موسیقی می شود.
«وقتی است که در بیتی یک کلمه را دو بار پشت سر هم تکرار کنند».(شمیسا، ۱۳۶۸: ۸۵).
در ابیات زیر از حافظ، واژه های تعیین شده، صنعت تکرار یا تکریر دارند:
• بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد
(حافظ، ۱۳۸۱ : ۱۹۳)
• در این غوغا که کَس کَس را نپرسد من از پیر مُغان منت پذیریم
(همان : ۵۱۲)
چنان که می بینیم در بیت زیر واژه ی “آفرین باد” دو بار پشت سر هم آمده است و صنعت تکرار یا تکریر را بوجود آورده است:
• شب چو از مهتاب سیمایی سلب پوشیده گفت
آفرین باد آفرین باد آفرین بر ماهتاب
(ازرقی، ۱۳۳۶: ۶)
همچنین در ابیاتِ زیر از ازرقی هروی، واژگانِ مشخص شده حاوی صنعت تکرار هستند:
• یا نه، چون حوریست از فردوس مه داده جمال
رزمه رزمه حلّه اش در بحر و در برّ ماهتاب
(همان: ۶)
• چنان قطار حواصل نشسته در دریا گشاده بر سر دریا، یکان یکان شهپر
(همان: ۱۶)
• بیجاده حقه حقه بسایم به بوستان پیروزه حلقه حلقه برآرم ز جویبار
(همان: ۲۷)
• در خاک هند رمح ز بیم سنان تو بگداخت شاخ شاخ و لقب یافت خیزران
(همان: ۶۷)
• مالک کشان کشان سوی دوزخ برد نگون آنرا که زخم تیغ تو باز افکند سنان
(همان: ۶۷)
• تا نمود او ناردان و ناردان از روی و لب
اشک من چون ناردان شد، جان من چون ناردان
(همان: ۷۸)
• در خزان بگذر به باغ و ژرف ژرف اندر نگر در تماشاگاه نقش بوستان اندر خزان
(همان: ۷۹)
ابیاتی در رابطه با این صنعت در دیوان ازرقی وجود دارد که شماره های این ابیات در ذیل آمده است:
۳۲۱-۴۶۰-۵۲۹-۶۳۲-۶۵۴-۶۵۷-۷۱۳-۹۷۶-۱۱۰۵-۱۱۲۳-۱۱۲۴-۱۱۹۲-۱۳۲۶-۱۳۵۱-۱۴۷۹-۱۵۹۸-۱۶۱۴-۱۷۱۸-۱۹۳۶-۱۹۵۵-۱۹۵۸-۱۹۶۰-۱۹۶۲-۲۰۳۵-۲۰۶۶-۲۱۲۰-۲۲۰۱-۲۳۸۲-۲۴۰۵-۲۴۰۸-۲۵۰۵

 

 


 



1400/03/21

بررسی رابطه بین هوش معنوی و سلامت سازمانی در ادارات دولتی شهرستان دامغان۱

الگوی مور نظر، بر اساس این دیدگاه است که کودکان ابتدا بر بدن خود کنترل پیدا می کنند (هوش بدنی)، سپس مهارت های زبانی و مفهومی (هوش عقلانی) خود را گسترش می دهند. هوش عقلانی بیشتر در فعالیت های مدرسه ای کودک مطرح می شود. مرحله بعدی هوش هیجانی است که برای بسیاری از افراد هنگامی مطرح می گردد که علاقمند به گسترش روابط خود با دیگران باشند. نهایتا هوش معنوی زمانی خودنمایی می کند که فرد به دنبال معنای مسائل می گردد و سوالاتی مانند «آیا این، همه آن چیزی است که وجود دارد؟» را مطرح می نماید.
تصویر توضیحی برای هوش هیجانی
۲-۱-۴ هوش معنوی
مدت ها بود محققان و اندیشمندان برای سنجش قابلیت های انسانی و استعداد ذاتی انسان و پیش بینی پیشرفت وی، از هوش استدلالی (IQ) و آزمون های ساخته شده که میزان این هوش را می سنجید کمک می گرفتند. اندکی بعد حضور هوشی فراگیرتر و نسبتا مجزا از هوش استدلالی مورد توجه قرار گرفت که تمرکز بر درک و فهم احساسات و هیجانات داشت. این هوش، هوش هیجانی نامگذاری گردید. اما با پیشرفت های روز افزون علم و فناوری و نیاز به نیرویی ماورائی و احساس خلاء در زندگی پیچیده امروزی چیزی ورای این دو نوع هوش مدنظر قرار گرفت که تاکنون یا نیاز به آن انکار می شد و یا نادیده انگاشته می شد و آن هوش معنوی یا کاربرد دامنه اطلاعات معنوی در حل مسائل روزمره و مسائل معنایی و ارزشی است (معینی، ۱۳۸۹).

هوش معنوی در ادبیات آکادمیک روان شناسی برای اولین بار در سال ۱۹۹۶ توسط استیونز و بعد در سال ۱۹۹۹ توسط ایمونز در کتاب “روان شناسی علاقه نهایی: انگیزش و معنویت در شخصیت” مطرح شد. از نظر ایمونز (۲۰۰۰) هوش معنوی کاربرد انطباقی اطلاعات معنوی با هدف تسهیل حل مسائل روزمره و دستیابی به هدف می باشد. از این تاریخ به بعد گروهی از مولفان و پژوهشگران مانند (زوهر، مارشال و نوبل، ۲۰۰۰؛ بوزن، سیسک و ولمن، ۲۰۰۱؛ واگن، ۲۰۰۳؛ ناسل، ۲۰۰۴؛ امرم و کینگ، ۲۰۰۷) درصدد آن برآمدند تا مفهوم هوش معنوی را با توجه به مبانی نظری متفاوت، تعریف کرده و مولفه های آن را مشخص کنند. به موازات این جریان، گروهی دیگر از روان شناسان مانند گاردنر (۱۹۹۹) مفهوم هوش معنوی را در ابعاد مختلف مورد نقد و بررسی قرار دادند و پذیرش این مفهوم ترکیبی از معنویت و هوش را به چالش کشیدند. از نتایج این مباحثه ها، آشنایی گسترده محیط آکادمیک غرب و به ویژه ادبیات عامیانه با مفهوم هوش معنوی بوده است.
۲-۱-۵ معنویت
معنویت[۸] یک ثروت فوق العاده و یک سازه متفاوت است که نمی توان آن را با یک تعریف ساده بیان کرد. معنوست به عنوان یکی از ابعاد انسانیت، شامل آگاهی و خودشناسی است و نیاز فراتر رفتن از خود در زندگی روزمره و یکپارچه شدن با کسی غیر از خودمان است. این آگاهی ممکن است منجر به تجربه ای شود که فراتر از خودمان است (جانسون، ۲۰۰۱، ص ۳۳).
به عبارت دیگر، معنویت امری همگانی است و همانند هیجان، درجات و جلوه های مختلفی دارد به طوری که ممکن است هشیار یا ناهشیار، رشد یافته یا غیر رشد یافته، سالم یا بیمار گونه، ساده یا پیچیده و مفید یا خطرناک باشد (وگان، ۲۰۰۳).
ایمونز[۹] تلاش کرد معنویت را بر اساس تعریف گاردنر از هوش، در چارچوب هوش مطرح نماید. وی معتقد بود معنویت می تواند شکلی از هوش تلقی شود زیرا قادر به پیش بینی عملکرد و سازگاری فرد (مثلا سلامتی بیشتر) بوده و همچنین می تواند قابلیت هایی را مطرح کند که افراد را قادر سازد تا به حل مسائل پرداخته و به اهدافشان دسترسی پیدا کنند. در حالی که گاردنر، ایمونز را مورد انتقاد قرار می دهد و معتقد است که باید جنبه هایی از معنویت را که مربوط به تجربه های پدیدار شناختی هستند (مثل تجربه تقدس یا حالات متعالی) از جنبه های عقلانی، حل مسئله و پردازش اطلاعات جدا کرد (امرم، ۲۰۰۵).
می توان علت مخالفت بعضی از محققان همانند گاردنر در مورد این مسئله که هوش معنوی متضمن انگیزش، تمایل[۱۰]، اخلاق[۱۱] و شخصیت است را به نگاه شناخت گرایانه آنان از هوش نسبت داد (نازل، ۲۰۰۴).
وگان بعضی از خصوصیات معنویت را چنین عنوان کرده است:
۱- بالاترین سطح رشد در زمینه های مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی و بین فردی را در بر می گیرد.
۲- یکی از حوزه های رشدی مجزا می باشد.
۳- بیشتر به عنوان نگرش مطرح است (مانند گشودگی نسبت به عشق).
۴- شامل تجربه های اوج می شود.
به طور کلی معنویت از واژه روح گرفته شده که به سفر زندگی در کشف معنا و مفهومی شخصی اشاره دارد و اصطلاحی است برگرفته از کلمه لاتین برای نفس و تنفس کردن و نشان دهنده اصل پویا و زنده ی موجود در هستی یعنی حس حفظ کردن زندگی می باشد. با این تعریف روح چیزی است که زندگی می دهد یا به موجود جان می بخشد.
در لغت نامه دهخدا معنویت به معنای معنوی بودن است و معنوی منسوب به «معنی» در مقابل لفظ و نیز «باطنی و روحانی» در مقابل «مادی و صوری» است. به دیگر سخن، معنویت یعنی معنایی که فقط توسط قلب شناخته می شود. معنویت در فرهنگ آکسفورد به معنی در ارتباط بودن با روح یا کیفیت های روانی برتر، متعلق بودن یا در ارتباط بودن با چیزها یا موضوعات مقدس، ایستادن یا تکیه دادن به دیگران، دین داری، درست کاری، پرهیز کاری، و به لحاظ روحی خوب بودن، داشتن تمایلات یا غرایز معنوی و … آمده است.
با توجه به تعاریف بالا، مفهوم معنویت با حیاتی ترین کیفیات زندگی سروکار دارد و متضمن ویژگی های غیرمادی در زندگی است ک از جسم یا سایر امور مادی تر و محسوس تر ما منجمله حواس پنجگانه متمایز است.
۲-۱-۶ دیدگاه های مختلف در زمینه معنویت
۲-۱-۶-۱ دیدگاه الکینز[۱۲]
الکینز معنویت را راهی یرای بودن و تجربه کردن می داند که از طریق آگاهی از یک بعد متعالی به دست آمده و به وسیله ارزش های قابل تعریف و مسلم با توجه به خود، دیگران، طبیعت، زندگی و هر آن چه یک فرد به عنوان نهایت و غایت در نظر دارد، مشخص می شود (مه یر، ۲۰۰۰).
الکینز و همکاران چند بعد مهم معنویت را تعریف کرده اند که عبارتند از:
الف) درک معنا و مفهوم زندگی ب) داشتن حس تقدس در زندگی
ج) بهبود تعادل در ارزش های مادی د) داشتن چشم اندازی برای بهبود جهان (ساغروانی، ۱۳۸۸)
۲-۱-۶-۲ دیدگاه فریدمن و مک دونالد[۱۳]
فریدمن و مک دونالد (۲۰۰۴)، معنویت را نیاز به فراتر رفتن از خود در زندگی و یکپارچه شدن با کسی غیر از خود می دانند که این آگاهی منجر به تجربه فرا رفتن از خویش می شود. همچنین این پژوهشگران معنویت را به عنوان:
الف) تمرکز بر معنای نهایی و غایی زندگی ب) آگاهی و رشد سطوح چندگانه هوشیاری
ج) تجربه تقدس و ارزشمندی زندگی د) تعالی خود به کل وسیع تر
تعریف می کنند.
۲-۱-۶-۳ دیدگاه گاردنر
از نظر گاردنر (۱۹۹۹)، معنویت را می توان به عنوان توجه به هستی یا مسائل وجودی و یا رسیدن به حالت “بودن” و یا تاثیری که بعضی مردم بر دیگران می گذارند، توصیف کرد. وی معتقد است هوش وجودی، دل مشغولی با مسائل غایی یعنی شناختی ترین بعد معنویت است و اظهار می کند که شاید هوش وجودی[۱۴] نوعی از هوش باشد.
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
۲-۱-۶-۴ دیدگاه ویلیام وست[۱۵]
ویلیام وست معنویت را تلاش همواره ی بشر برای پاسخ به چراهای زندگی تعریف کرده و به کارگیری بهینه قوه ی خلاقیت و کنجکاوی برای یافتن دلایل موجود و مرتبط با زیستن در نتیجه تکامل انسان را بخش مهمی از معنویت می داند (صمدی، ۱۳۸۵).
۲-۱-۶-۵ دیدگاه گروم[۱۶]
گروم (۱۹۹۸) معتقد است معنویت مفهومی هستی شناسی است که انسان تکامل بخش آن است. انسانیت انسان وابسته به وجود معنوی اوست و بدین سان می توان گفت معنویت ریشه های زیست شناختی و تکاملی دارد (صمدی، ۱۳۸۵).
۲-۱-۶-۶ دیدگاه ویگلزورث[۱۷]
از نظر ویگلزورث (۲۰۰۴)، معنویت نیاز درونی انسان به اتصال با چیزی وسیع تر از خودمان است؛ چیزی ورای خود که به صورت داشتن دو مولفه تعریف می شود:
مولفه عمودی: چیزی مقدس، الهی، بدون زمان و مکان، قدرتی برتر، هوشیاری غایی یا تمایل به متصل بودن به منبع لایتناهی و هدایت توسط آن منبع

1 2 ...3 ... 5 ...7 ...8 9 10 11 12 ... 678