1400/03/21

بررسی تطبیقی دیدگاه‌های آیت‌الله معرفت و آیت‌الله جوادی آملی در مباحثی از علوم قرآنی (اسباب نزول، محکم و متشابه، نسخ)۱

تعابیر بازگو کننده‌ی اسباب نزول

 

 

 

 

 

 

هر دو دانشمند، به بحث مستقل نپرداختند، اما در بررسی‌های خود از روایات اسباب نزول، از این مورد غافل نبوده‌اند
تحقیق - متن کامل - پایان نامه

 

 

 

فواید شناخت اسباب نزول

 

 

رفع ابهام یا اشکال در لفظ یا معنای آیات

 

 

گزینش مناسب‌ترین احتمال در تفسیر آیات

 

 

با توجه به اختلاف در تعابیر، دیدگاه هر دو دانشمند یکسان است

 

 

 

موضوع

 

 

دیدگاه آیت‌الله معرفت

 

 

دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی

 

 

تطبیق

 

 

 

عمومیت لفظ یا خصوص سبب

 

 

اعتبار به گستردگی لفظ است

 

 

حجیت عموم لفظ، نه خصوص سبب

 

 

با توجه به اختلاف در تعابیر، دیدگاه هر دو دانشمند یکسان است

 

 

 

 

 

جمع‏بندی دیدگاه‌های آیت‌الله معرفت و آیت‌الله جوادی آملی در بحث «اسباب نزول»

 

هر دو دانشمند با توجه به اختلاف در تعابیر، معنای واحدی برای اسباب نزول بیان داشته و به اهمیت جایگاه آن در پژوهش‌های قرآنی اذعان کرده‌اند.
آیت‏الله معرفت، بین سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل است و شأن را أعم از سبب می‏داند؛ اما آیت‏الله جوادی آملی، این دو را مترادف دانسته و در کنار بیان اهمیت اسباب نزول در تفسیر، به ضرورت آشنایی مفسر با فضا و جوّ نزول نیز تأکید می‌کند.
آیت‏الله معرفت، با استناد به آیه‌ی ۱۲۲ از سوره‌ی توبه، بر حجیت گفتار صحابه در تفسیر و اجتهادشان صحه گذاشته و در جای دیگر، تعبد و تسلیم در برابر نظرات ایشان را بدون دلیل می‌داند، اما آیت‌الله جوادی آملی، ضمن بحثی مفصل پیرامون نقش روایات در فهم قرآن، از معدود کسانی است که به بحث پیرامون عدم حجیت روایات غیر معصوم پرداخته و ارزش آن‌ ها را در حد نقل تاریخی می‌داند. هر دو دانشمند، راه دست‌یابی به اسباب نزول را از طریق روایات متواتر، با سند صحیح متصل به معصوم، می‌دانند.
هر دو دانشمند، به بحث مستقل پیرامون «تعابیر بازگو کننده‌ی اسباب نزول» نپرداخته‌اند، اما در بررسی‌های خود از روایات اسباب نزول، از این مورد غفلت نورزیده‌اند. هرچند دو دانشمند، به بحث مستقل پیرامون «فواید شناخت اسباب نزول» نپرداخته‌اند، اما به نظر می‌رسد، تأکید ایشان بر اهمیت شناخت اسباب نزول در فهم مقاصد و مفاهیم آیات، ناظر به فایده‌ی مهم اسباب نزول است.
هر دو دانشمند، در جای جای آثارشان، در بررسی روایات اسباب نزول، در هنگام برخورد با اسباب نزول‌های متعدد، عموم لفظ را ملاک می‌دانند، نه خصوص سبب را.

 

 

 

 

 

فصل سوم: بررسی تطبیقی دیدگاه‌های آیت‌الله معرفت و آیت‌الله جوادی آملی در بحث «محکم و متشابه»

 

 

 

 

 

مقدمه فصل

 

هر متنی که به همراه نویسنده‌اش نباشد، چه‌بسا نتواند مراد و مقصود او را به مخاطب ابلاغ نماید. حال این ویژگی را یا نویسنده خود به متن داده است تا مثلاً مخاطب را به جهات مختلف مفهوم متن آشنا سازد و یا مثلاً او را بفریبد و منحرف نماید. نیز ممکن است این ویژگی در بستر زمان به وجود آمده باشد و یا به خاطر گستردگی مفاهیم و محدود بودن الفاظ به ضرورت ایجاب شده باشد. البته این ویژگی هر متنی است و قرآن کریم نیز متن است، متنی مقدس که از این ویژگی مبرا نیست. پس این دیدگاه قابل ارائه است که خالق این متن یعنی خدای متعال به منظور بهره‌بری بیشتر مخاطب، الفاظ و عبارات قرآنی را به صورتی خاص ایجاد کرده است و یا قرآن کریم به جهت گستردگی مفهوم آن و محدودیت لفظ عربی دچار چند مفهومی گشته و متشابه شده است.
در میان قواعد فهم قرآن، مسائل مربوط به «محکم و متشابه»، جایگاه ویژه‌ای دارد. بیان سخن از محکم و متشابه، ویژه‌ی قرآن و حتی زبان عربی نیست و گویندگان و نویسندگان ـ به هر زبان ـ می‌توانند همه یا بخشی از سخن خود را به صورت محکم یا متشابه بیاورند؛ ولی به لحاظ تأثیر این قاعده در فهم آیات و تأکید خاص قرآن بر آن، در زمره‌ی قواعد ویژه‌ی فهم قرآن جای می‌گیرد. از آن‌جا که خاستگاه این بحث در خود قرآن کریم است، دانشمندان علوم قرآنی و مفسران به بحث و بررسی این دانش قرآنی ذیل آیه‌ی ۷ از سوره‌ی آل عمران پرداخته‌اند: ( (هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ) او کسى است که این کتاب (آسمانى) را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم» (صریح و روشن‏) است که اساس این کتاب مى‏باشد (و هرگونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به این‌ها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است (آیاتى که به‌ خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آن‌ ها آشکار مى‏گردد.) اما آن‌ ها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزى کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر (نادرستى) براى آن مى‏طلبند در حالى‌که تفسیر آن‌ ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آن‌ ها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه‌ی آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى هستند،) مى‏گویند: «ما به همه‌ی آن ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمى‏شوند (و این حقیقت را درک نمى‏کنند).[۱۹۱]

 

 

 

 

۳-۱-تعریف «محکم و متشابه»

 

با توجه به بررسی معنای لغوی و اصطلاحی «محکم و متشابه» در فصل اول، به بررسی و تطبیق دیدگاه آیت‌الله معرفت و آیت‌الله جوادی آملی در تعریف «محکم و متشابه»، می‌پردازیم.

 

۳-۱-۱-تعریف «محکم و متشابه» در دیدگاه آیت‌الله معرفت

 

«اِحکام در قرآن به سه معنا به کار رفته:
۱٫استوار بودن گفتار یا کردارى که راه خلل و شبهه در آن بسته باشد. در مقابلِ‏ آن، متشابه قرار دارد، گفتارى نارسا یا کردارى شبهه انگیز.
۲٫پایدار و ثابت‏بودن، در مقابل ناپایدار. احکام ثابته در شریعت را محکم‏ گویند، در مقابل احکام منسوخه. چنان‌چه در باب ناسخ و منسوخ، اصطلاح‏ «احکام‏» به کار مى‏رود و بر آیات غیر منسوخه ‏«محکمه‏» گفته مى‏شود.
۳٫اتقان و دقت در عمل یا گفتار، که بر اساسى متین و مستحکم استوار بوده‏ باشد، آن را محکم یا مستحکم گویند. چنان‌چه در سوره‌ی هود آمده: (الَر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ )(هود/۱) آیات قرآنى تماماً حساب شده و با کمال دقت و بر پایه‏اى مستحکم استوار گردیده، آن‌گاه در بخش‏هاى گوناگون بر پیامبر اسلام‏ نازل گردیده است.
احکام ـ به معناى سوم ـ تمامى آیات قرآن را دربر مى‏گیرد و به معناى دوم، مخصوص آیات غیر منسوخه است. به معناى نخست صرفاً در مقابل آیات متشابهه‏ به کار رفته است.
محکم ـ در مقابل متشابه ـ به معناى استوار و خلل ناپذیر، از ریشه‌ی ‏«حکم ـ حکما» به معناى ‏«منع ـ منعا» گرفته شده است و معناى بازداشتن و جلوگیرى از هرگونه ‏اخلال‌گرى و تباهى را مى‏رساند. بدین جهت دهانه‌ی اسب (لگام) را در لغت عرب‏ «حکمه الفرس‏» گویند، زیرا لگام او را از سرکشى و ناهموارى در حرکت ‏باز مى‏دارد.
تشابه نیز در قرآن به دو معنا به کار رفته:
۱٫همانند و یکسان بودن، چنان‌چه در سوره‌ی زمر مى‏خوانیم: (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ…) (زمر/۲۳)، خداوند بهترین گفتار را فرو فرستاده و آن نوشته‏اى است (سر تا پا) یکسان و یکنواخت (در نیرومندى ‏بیان و استوارى گفتار) و قابل تکرار در تلاوت. آنان که از پروردگارشان مى‏هراسند، اندام بدنشان از آن به لرزه مى‏افتد. این خود دلیل بر آن است که از نزد خداوند فروفرستاده شده و سخن بشرى نیست، زیرا اگر گفتارى همانند گفتار آدمیان بود، هر آینه در آن اختلاف و دگرگونى به چشم مى‏خورد: (أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا )(نساء/۸۲).
۲٫شبهه انگیز بودن، چنان‌چه گفتار یا کردارى ـ بر اثر احتمالاتى چند ـ شبهه‏برانگیز باشد و مقصود پنهان گردد. در سوره‌ی بقره آمده: (…إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا… )(بقره/۷۰) گاوى‏ که دستور ذبح آن صادر گشته اکنون براى ما ـ بنى اسرائیل ـ مایه‌ی شبهه گردیده و روشن ‏نیست که مقصود، کشتن یک گاو معمولى است‏ یا آن‌که در پس پرده‌ی این دستور، رازى نهفته که ما از آن آگاهى نداریم. در آیه‌ی ۷ سوره‌ی آل عمران‏، «متشابهات‏» به همین معنا به کار رفته است. برخى آیات، بر اثر وجوه محتمله، ظاهرى شبهه انگیز به خود یافته، دست‏خوش کج‌اندیشان قرارگرفته تا با تأویل بردن آن‏ها مایه‌ی فتنه گردند و مردم ساده لوح را از راه به در برند.
تشابه از ریشه‌ی‏ «شبه‏» اسم مصدر، به معناى‏ «مثل و همانند» یا «شبه‏» مصدر، به معناى همانند بودن گرفته شده است، که این همانندى مایه‌ی شبهه گردد، زیرا حقیقت پنهان گردیده، حق و باطل به هم آمیخته مایه‌ی اشتباه حق به باطل شده است، لذا یک گفتار یا یک کردار حق‌گونه به صورت باطل جلوه‏گر گردیده است. اصطلاحاً در تعریف آن گفته‏اند: «ما لا ینبى‏ء ظاهره عن مراده، آن‌چه ظاهر آن ‏مراد واقعى‏اش را ارائه ندهد». یعنی نارسایى لفظ یا عمل موجب گردد که حقیقت و واقع ‏آن آشکار نباشد. این تعریف خود نارسا است، زیرا شامل مبهمات نیز مى‏گردد که نیاز به تفسیردارند نه تأویل. متشابه باید علاوه بر نارسایى و ابهام، مایه‌ی شبهه و اشتباه نیز باشد.
راغب اصفهانی از واژه‌ی «متشابه»، تعریف بهتری دارد: «و المتشابه من القرآن ما أشکل تفسیره لمشابهته بغیره؛ متشابهات قرآن آن باشد که تفسیر آن مشکل آید، زیرا نمود آن‌چه هست را ندارد و به چیز دیگر شباهت ‏دارد». لذا در مورد قرآن، آن چیز دیگر جز ضلالت و گمراهى نباشد، فماذا بعد الحق‏ إلا الضلال.[۱۹۲] پس کلام حق (قرآن کریم) هرگاه نمودى جز حق داشته باشد و به باطل ‏مى‌ماند، آن را متشابه گویند. طبق این تعریف، تشابه ـ در آیات متشابهه ـ تشابه حق و باطل است که سخن ‏حق‌گونه‌ی خداوند، باطل‌گونه جلوه‏گر شود.
لذا تشابه علاوه بر آن‌که بر چهره‌ی لفظ یا عمل، پرده‏اى از ابهام مى‏افکند، موجب شبهه نیز مى‏باشد. بدین ترتیب هر متشابهى هم به تفسیر نیاز دارد که رفع ‏ابهام کند و هم به تأویل نیاز دارد تا دفع شبهه کند. لذا تأویل نوعى تفسیر است که ‏علاوه بر رفع ابهام، دفع شبهه نیز مى‏کند. بنابراین مورد تأویل نسبت به تفسیر، أخص مطلق است. هر کجا تأویل باشد، تفسیر نیز هست. تفسیر، در مورد مبهمات است که در محکم و متشابه هر دو وجود دارد و تأویل، صرفاً در متشابه است که هم ابهام دارد و هم تشابه.»[۱۹۳]
ایشان می‌افزاید: «شبهه آن است که به جهت وجود شباهت بین دو چیز، یکی از دیگری تمییز داده نشود (چه شباهت عینی باشد و چه معنوی). متشابه در قرآن کلامی است که به دلیل مشابهت لفظی یا معنوی‌اش به چیز دیگر، تفسیر آن مشکل گردیده است. فقها می‌گویند متشابه چیزی است که ظاهرش خبر از باطنش نمی‌دهد و گویای مرادش نمی‌باشد. «اشتباه» نیز به جهت مشابهت دو یا چند چیز به یک‌دیگر رخ می‌دهد. بنابراین متشابه در اصطلاح قرآن، لفظی است که احتمال چندین معنا در آن وجود دارد. به همین جهت در آن شک و شبهه ایجاد می‌گردد و همان‌گونه که امکان تأویل صحیح آن وجود دارد، احتمال تأویل فاسد نیز در آن می‌رود و همین احتمال باعث گشته است تا منحرفان درصدد تأویل آن متناسب با اهداف خویش برآیند.»[۱۹۴]

 

۳-۱-۲-تعریف «محکم و متشابه» در دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی

 

آیت‌الله جوادی آملی ابتدا به بیان نقل و نقد نظریات در معنای محکم و متشابه از بیان استادشان، علامه طباطبایی پرداخته‌اند.[۱۹۵]
««حکم»، منع کردن و بازداشتن برای اصلاح است، از این‏ رو زمام چهارپا را «حَکَمه» نامیده‏اند.[۱۹۶] اِحکام، استوار کردن و اتقان است. «أحکمت الشی‏ء» یعنی شی‏ء را متقن و استوار کردم.[۱۹۷] محکمات، آیات متقن و استواری‏اند که از ناحیه‌ی لفظ یا معنا شبهه‏ای بر آن‏ها عارض نمی‏شود.[۱۹۸]
محکم، گاهی در مقابل متشابه است: (…مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ… )(آل‌عمران/۷) و «محکمات» آیاتی هستند که در دلالتشان ابهامی نیست، چون یا صریح‏اند و احتمال خلاف در آن‏ها نیست؛ یا ظاهرند و به احتمال خلافشان اعتنایی نیست؛ و زمانی محکم در برابر مفصّل است: (الَر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ )(هود/۱) اِحکام در برابر تفصیل، یعنی آیات قرآن که همه متقن‏اند، به صورت سوره سوره و آیه آیه از هم جدا شده‏اند، محکم در این آیه به معنای بسیط و غیر مفصل است، نه در مقابل متشابه.»[۱۹۹]
«اصل جامع در کلماتی مانند «حکم»، «حکمت»، «حکومت» و «محکم»، همان اتقان و استواری است و آیات محکم یعنی آیاتی که در دلالت خود استحکام دارند و ابهام و تردیدی در دلالتشان وجود ندارد و این آیات در دلالت بر معنای خاص یا صریح است و احتمال خلاف آن معنای صریح وجود ندارد و یا ظاهر، و معنای خلاف ظاهر، ملغی و بی‏اعتبار است.»[۲۰۰]
««مشابهت»، همگونی در کیفیت و «مماثلت»، همانندی در ذات است.[۲۰۱] به آیاتی که در دلالتشان ابهام وجود داشته باشد، و هم‌چنین به آیاتی که غیر صریح‌اند و احتمال خلاف در آنان می‌رود (البته با توجه به نوع مخاطبین، وگرنه قرآن به تمامه محکم است و برای افرادی چون معصومین یا فرشتگان، همه‌ی آیات قرآن در احکام و اتقان خود، ثابت هستند. اما برای بشر غیر معصوم، هم‌چون کفی که بر روی آب خالص قرار می‌گیرد، متشابهات شکل گرفته که با ارجاعشان به محکمات، آن‌ ها نیز محکم گشته و برطرف می‌گردند.)، متشابه گویند. آیات متشابه، آیاتی‏اند که از جهت لفظ یا معنا به غیر خود (الفاظ و معانی ناصواب) می‏مانند، از این ‏رو تفسیرشان دشوار است.[۲۰۲]
«متشابه» اگر وصف برای قرآن باشد: (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ… )(زمر/۲۳) به این معناست که همه‌ی آیات وحی در تأمین هدف واحد، هماهنگ و همگون‏اند و اگر در برابر محکم باشد، وصف برای بعضی آیات است که معنای آن‏ها به غیر می‏ماند.»[۲۰۳]
«تشابه امری لفظی نظیر عموم یا اطلاق و اجمال نیست که اگر شخصی بدون توجّه به مخصّص و مقید، به آن‌ ها عمل کند فتنه‏ای ایجاد نشود؛ قرآن کریم ویژگی تشابه را فتنه‏انگیزی می‏داند. نیز سخنی که اجمال داشته باشد نمی‏تواند متشابه باشد چون در مطلبی ظهوری ندارد تا مورد پیروی قرار گیرد و اگر ظهوری نداشت فتنه‏انگیز هم نخواهد بود. پس تشابه صفت لفظ نیست و از همین‌جا روشن می‏شود که رابطه‌ی محکم و متشابه، از سنخ رابطه‌ی قرینه و ذوالقرینه نیست که آیات محکم قرینه‏ای باشند برای آیات متشابه؛ بلکه رابطه‏ای معنایی خواهد بود، معنای محکمات، معنای متشابهات را سامان می‏بخشد به گونه‏ای که دیگر زمینه‏ای برای فتنه‏انگیزی و اضطراب باقی نمی‏گذارد. متشابه در مقابل محکم قرار دارد و محکم چه یک معنا داشته باشد یا چند معنا، موجب شبهه نمی‌شود. اما متشابه خواه دارای یک معنا باشد یا چند معنا، موجب شبهه می‌شود. زیرا مفهوم ظاهری آن شبیه حق است ولی حق نیست. بنابراین تقابل محکم و متشابه در القای شبهه یا عدم القای آن است نه در بساطت و ترکیب.»[۲۰۴]
بنابراین هر دو دانشمند با توجه به اختلاف در تعابیرشان، معنای واحدی برای احکام و تشابه اتخاذ نموده و هر دو تقابل محکم و متشابه را در القای شبهه و عدم القای آن می‌دانند.

 

 

 

 

۳-۲-نسبت تشابه و ابهام از دیدگاه آیت‌الله معرفت

 

از آن‌جا که آیت‌الله معرفت به صورت گسترده به تفاوت این دو واژه پرداخته‌اند، این مطلب را به نقل از ایشان می‌آوریم:
«تفاوت بین «متشابه» و «مبهم» پوشیده و پنهان نیست، زیرا «مبهم» به وسیله‌ی تفسیر، واضح و روشن مى‏شود و متشابه نیازمند تأویل است، مانند بیشتر آیاتى که درباره‌ی آفرینش و تقدیر و صفات و افعال است. بنابراین، متشابه در اصطلاح قرآن، لفظى است که وجوه متعددى از معانى و مفاهیم را دربر دارد و مورد شک و شبهه است و از این رو، همان‌طور که مى‏توان آن را به وجهى صحیح تأویل کرد، به وجهى نادرست نیز قابل تأویل است. و به همین دلیل، این موضوع، دست‌آویز مفسدان قرار گرفته تا به منظور فتنه انگیزى، متشابهات را بر وفق اهداف گمراه کننده‌ی خود تأویل کنند. پس روشن می‌شود که نسبت بین متشابه و مبهم، عموم و خصوص من وجه است و نه عموم و خصوص مطلق. در تفاوت بین آن دو نیز باید دانست که نسبت میان آن‌ ها به موارد زیر قابل تقسیم است:
الف)آیه‌ی «متشابه» گاهى مبهم نیز هست. مانند: (فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء… )(انعام/۱۲۵)؛ پس هرکه را خدا هدایت او خواهد، قلبش را به نور اسلام روشن و منشرح گرداند و هرکس را خواهد گمراه نماید، دل او را از پذیرفتن ایمان، تنگ و سخت تنگ گرداند، که گویى مى‏خواهد از زمین بر فراز آسمان رود؛ این آیه، هم از متشابهات است و هم مبهم مى‏باشد. تشابه آن، از جهت نسبت دادن گمراه کردن، به خداوند، و ابهام آن از نظر چگونگى ایجاد گشادگى و تنگى سینه و وجه تشبیه به صعود به سوى آسمان است.
ب)آیه‌ای که متشابه است اما مبهم نیست: گاهى متشابه از نظر ظاهر عبارت، داراى ابهام نیست و تشابه، از معناى والا و عالى آن سرچشمه مى‏گیرد و علت آن این است که معناى کلام ذاتاً در سطحى متعالى قرار دارد. از این رو عامه‌ی مردم تصور مى‏کنند که چنین عبارتى داراى معنى و مفهومى روشن است، در حالی‌که معنى و مفهوم آن در نهایت ابهام است. مانند آیه‌ی (الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى )(طه/۵)؛ که تصور عامه‌ی مردم از این آیه، این است که خداوند بر روى یک کرسى و صندلى نشسته است، و غیر از این مفهومى که از ظاهر عبارت فهمیده مى‏شود، مفهوم دیگرى ندارد.
ج)آیه‌ای که مبهم است اما متشابه نیست: گاهى نیز، آیه‏اى مبهم است و از متشابهات نیست. فهم چنین آیه‏اى بیشتر نیازمند تفسیر است، تا آن‌که نیازمند تأویل باشد. مانند آیه‌ی (وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَهِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَـؤُلاء… )(بقره/۳۱)؛ خداوند تمام اسماء را به آدم آموخت، سپس آن‌ ها را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت مرا از نام‌هاى این‌ها خبر دهید. چنین آیه‏اى نیازمند تفسیر است تا به ابهام‌هایى که در ظاهر عبارت وجود دارد پاسخ دهد و بگوید: تعلیم این اسماء که خداوند در برابر فرشتگان بدان مباهات مى‏کند چگونه انجام گرفته است؟ این اسماء چیست که یک‌بار ضمیر مؤنث و دیگر بار ضمیر جمع مذکر به آن بازمى‏گردد؟ و چگونه فرشتگان، در برابر این مباهات تسلیم شدند و براى همیشه به عجز و قصور خود اعتراف کردند؟

1400/03/21

بررسی دیه صدمات مربوط به استخوان ۳

در متون روایی و فقهی این تفکیک بیان نشده است.
تحقیق - متن کامل - پایان نامه

 

    1. از منظر پزشکی قانونی کوتاهی اندام پس از شکستگی در صورتیکه کمتر از ۲ سانتیمتر باشد نقص عضو محسوب نمی شود.

 

بنابراین بررسی تمامی استخوان ها و نیز تمامی صدمات وارد بر آن، مورد توجه این کتاب نبوده است. بیان شد که قانون نیز در برخی موارد با توجه به وجود منابع روایی و فقهی قوی سکوت کرده است. در مبحث بعد به بررسی قواعد و نظریه های فقهی موجود در مورد جبران صدمات وارد بر استخوان می پردازیم و در پایان نظر خود را برای حل کاستی‌های موجود در نحوه جبران صدمات وارد بر استخوان ارائه می دهیم.
سایر

 

    1. میزان دیه در شکستگی با فوت مجنی علیه قبل از گذشت دوران بهبودی:

 

نحوه تعیین خسارت شکستگی در فردی که به دنبال تصادف فوت می نماید چگونه است؟ آیا دیه شکستگی التیام یافته را باید داد یا معیوب التیام یافته و یا اینکه ارش داد؟
در مبحث مطرح شده ابتدا لازم است نظر کارشناس مورد وثوق بر امکان التیام شکستگی اخذ گردد و در صورتی که نظر کارشناس بر امکان التیام شکستگی در زمان معینی بود لکن مجنی علیه قبل از به پایان رسیدن این زمان فوت کند صور زیر محتمل است:
الف. ادعایی از طرف جانی بر بازگشت منفعت مطرح نشود که حکم به ثبوت دیه می شود مطلبی که قانون سال های ۶۱ و ۷۰ در مواد ۱۶۰[۴۸۶] و ۴۵۱[۴۸۷] به آن تصریح داشتند و در قانون فعلی به صراحت بیان نشده است.
ب. ادعای بازگشت منفعت توسط جانی شده و اولیاء مجنی علیه این مطلب را تصدیق کنند که در اینجا دیه منتفی و حکم به ارش می شود.
ج. جانی ادعای بازگشت منفعت را بنماید و اولیاء دم منکر بازگشت شوند که با توجه به اختلاف فتاوی در این مورد به بررسی آن می پردازیم:
اکثر قریب به اتفاق فقهاء[۴۸۸] در صورت فوت مجنی علیه قبل از سپری شدن زمان بازگشت منفعت قائل به پرداخت دیه به اولیاء مجنی علیه با ادای سوگند می باشند. مرحوم علامه حلی می‌فرمایند:
اگر مجنی علیه در مدت انتظار بهبود بمیرد و جانی ادعای بازگشت منفعت را کند و ولی مجنی علیه ادعای عدم بازگشت منفعت را، در اینجا قول ولی مجنی علیه با سوگند او مقدم است. [۴۸۹]
علت سوگند اولیاء مجنی علیه در اینجا اصل «البینه علی المدعی و الیمین علی المنکر» می‌باشد که با توجه به اینکه مرتکب جنایت مطابق مبحث مدعی بازگشت التیام بوده می‌بایست برای ادعای خود دلیل بیاورد و در صورتی که موفق به اثبات بازگشت نشود مطابق اصل مذکور با سوگند اولیاء مجنی علیه که منکر بازگشت التیام بوده دیه ثابت خواهد شد.
اما آنچه که در مقابل صراحت فتوی علامه حلی در حکم به نفع ولی مجنی علیه در عبارات سایر فقهاء دیده می شود استفاده از عباراتی همچون الأقوى[۴۹۰]، فالأحوط[۴۹۱]، فالظاهر[۴۹۲]، ففی عدم وجوب الدیه إشکال[۴۹۳]، فالأقرب[۴۹۴] در حکم به پرداخت دیه است و تصریح به فتوی نکرده اند.
دلیل فتوی به دیه را بنابر اصل عدم عود التیام دانسته اند[۴۹۵]. عده ای نیز به علت تعارض ۲ اصل برائت ذمه جانی از زائد و اصل عدم زوال با اصل عدم عود، حکم به عدم وجوب دیه را مشکل دانسته اند.[۴۹۶]
اما احتمالاتی که به علت آنها، فقها تصریح در فتوی در این مساله ندارند چیست؟
اصل برائت ذمه جانی و اصل عدم زوال بهبودی[۴۹۷]، عدم تحقق رفتن بهبودی بطور دائم با توجه به نظر خبره بر بازگشت[۴۹۸]، عدم تحقق ملاک دیه که عبارت است از رفتن بهبودی بطور دائم[۴۹۹] را می توان از ادله قول به عدم دیه دانست.
در برخی موارد مشابه این ماده حکم به عدم پرداخت دیه شده است. مثلاً در دندان صبی، اگر فردی آن را بکند، فی الحال دیه ثابت نمی شود بلکه تا زمانی که مانند آن دندان بروید، صبر می‌شود، حال اگر کودک در این اثناء بمیرد، در اینجا قائل به حکومت[۵۰۰] یا ارش[۵۰۱] شده اند و نه دیه. همچنین در مورد مو، زمانی که مجنی علیه قبل از اتمام یکسال انتظار بمیرد، دیه ثابت نمی‌شود زیرا اگر زنده می‌ماند احتمال در آمدن مو بود و در این حال حکومت ثابت است.[۵۰۲]
با توجه به حدیث وارده در باب دیه منافع در موردی فردی که ادعای رفتن بینایی خود را کرده، حضرت(علیه السلام) می فرمایند یکسال مهلت می دهیم و اگر بعد از آن بینایی برنگشت دیه به او تعلق می گیرد.[۵۰۳] حضرت(علیه السلام) مطلبی در مورد مرگ قبل از مهلت انتظار نزده‌اند و می‌بایست با توجه به موارد مشابه و اصول مذکور در این باب حکم این مورد را داد.
زیرا اگر حکم بر دیه نشود احتمال تهجم بر دماء می باشد و اگر حکم بر دیه بشود احتمال تهجم بر افراد پیش می آید.
با توجه به مطالب فوق، حال که کارشناس مورد وثوق حکم به احتمال بازگشت منفعت را بعد از مدت معینی کرده و با توجه به اینکه دیه به بهبودی زایل شده بطور دائمی تعلق می‌گیرد، می‌توان گفت قول به پرداخت دیه شکستگی التیام یافته به همراه ارش برای مدتی که شکستگی واق شده با قواعد و اصول سازگارتر است. زیرا نه حکم به بازگشت التیام داده ایم و نه حکم به زوال دائم التیام، بلکه بابت این زمانی که بهبودی از مجنی علیه زایل شده، او را مستحق می دانیم.

 

    1. بازگشت کامل التیام پس از دریافت دیه عدم التیام

 

فرضی در اینجا قابل تصور است که پس از پرداخت دیه توسط جانی، التیام زائل شده یا نقصان یافته بهبود موضوعی که قانون مطلبی را در مورد آن بیان نکرده است. اما مطابق با متون فقهی اگر بعد از اثبات زوال یا نقصان و دریافت دیه، منفعت فوت شده برگردد دیه بازگردانده نمی شود. حدیث در مورد فردی است که پس از دریافت دیه بابت جنایت منجر به ناشنوایی، شنوایی خود را مجدداً بدست آورده است و حضرت(علیه السلام) درباره او چنین حکم می کنند:: إِنْ کَانَ اللَّهُ رَدَّ عَلَیْهِ سَمْعَهُ لَمْ أَرَ عَلَیْهِ شَیْئاً[۵۰۴](اگر خداوند شنوائی را به او بازگردانده، چیزی بر او نیست). یا در حدیثی دیگر با موضوع مشابه می فرمایند: … قُلْتُ فَإِنَّهُ سَمِعَ بَعْدَ مَا أُعْطِیَ الدِّیَهَ قَالَ هُوَ شَیْ‏ءٌ أَعْطَاهُ اللَّهُ إِیَّاهُ[۵۰۵] (شنوایی چیزی است که خداوند به او عطا کرده است) مطابق حدیث دوم ضمیر در «علیه» در حدیث اول را به مجنی علیه بر می‌گردانیم.
احادیث فوق بیان می کند که خداوند بر فرد لطف کرده و شنوایی او را بازگردانده و چیزی بر عهده فرد نیست تا مجبور به بازگرداندن دیه باشد.
بنابراین می توان گفت در صورتی که پس از مدت تعیین شده توسط کارشناس برای امکان بهبودی استخوان، التیام بازنگشت و دیه شکستگی با عدم التیام پرداخت شد لکن پس از مدتی التیام بازگشت لازم نیست ما به التفاوت دیه بهبودی و عدم بهبودی به جانی بازگردانده شود.

 

    1. تعارض مواد ۵۶۸[۵۰۶]و ۵۶۹

 

ماده ۵۶۸ قانون جدید در خصوص شکستگی استخوان در صورت عدم بهبودی، رویکرد متناقضی با ماده بعدی خود داشته و مقرر نموده است: « در شکستگی عضوی که دارای دیه مقدر است، …. چنانچه با عیب و نقص اصلاح شود یا برای آن عضو دیه مقدری نباشد، ارش ثابت است مگر در مواردی که در این قانون خلاف آن مقرر شده باشد.» آن قسمت از ماده که مقرر داشته «چنانچه با عیب و نقص اصلاح شود …، ارش ثابت است» متعارض با صدر بند الف ماده ۵۶۹ است که دیه شکستگی را در حالت عدم بهبودی کامل، معادل یک پنجم دیه عضو قرار داده است. به عبارتی دیگر ماده ۵۶۸ بیان می دارد چنانچه شکستگی با عیب و نقص اصلاح شود یا برای آن عضو دیه مقدری نباشد، ارش ثابت است مگر در مواردی که در این قانون خلاف آن مقرر شده باشد. در اینجا لازم است ببینیم قانون در کدام موارد خلاف ماده ۵۶۸ حکم داده است. مطابق ماده ۵۶۹ دیه استخوان هر عضو دارای دیه مقدر در حالت عدم بهبودی کامل، معادل یک پنجم دیه عضو است و مطابق این ماده حکم تمامی موارد استثنا شده در ماده ۵۶۸ در یک قاعده بیان شده است بنابراین مستثنی منهی برای ماده ۵۶۸ باقی نمی ماند تا مطابق آن ماده حکم به ارش شود. ممکن است در مقام جمع این دو ماده گفته شود: اگر استخوان بشکند و خوب نشود یک پنجم دیه عضو دیه دارد و اگر کاملا خوب شود چهار بیست و پنجم دیه عضو دیه دارد و اگر ناقص خوب شود ارش دارد و البته این ارش باید رقمی مابین چهار بیست و پنجم و پنج بیست و پنجم باشد البته این توجیه با ظاهر ماده ۵۶۹ چندان سازگار نیست زیرا بر اساس ماده مزبور شکستگی یک پنجم دیه دارد مگر اینکه به صورت کامل بهبود یابد که در اینصورت چهار بیست و پنجم دیه خواهد داشت به این ترتیب بهبودی ناقص که از عنوان «بدون عیب درمان شدن» خارج است مشمول حکم کلی شکستگی استخوان است.
نتیجه اینکه با توجه به متون فقهی و روائی که بیان شد ماده ۵۶۸ اشتباهاً ویرایش شده است و ملاک عمل می بایست ماده ۵۶۹ باشد.
مبحث دوم: بررسی قواعد و نظریه‌های فقهی جبران صدمات مربوط به استخوان
در این مبحث به بررسی قواعد ذکر شده در متون روائی و فقهی می پردازیم. برخی از این قواعد به صورت نص در متون فقهی آمده و برخی با در کنار هم گذاردن احکام مشترکی در اکثریت استخوان ها بوده، از متون روائی اصطیاد شده است. در این میان برخی قواعد امکان اصطیاد آنها از متون روائی بوده که مورد توجه فقها قرار نگرفته است که سعی شده اضافه بر قواعدی که در پروپزال به آنها اشاره شده، به بررسی سایر قواعد نیز پرداخته شود.
نظریه فقهی بیانگر موضوعی است که دارای مصادیق زیادی بوده و بر تمامی مصادیق آن صادق می باشد مگر مواردی که استثنا شده باشد. در این مبحث به بررسی نظریه های فقهی بیان شده در دیه صدمات وارده بر استخوان می پردازیم. اما چرا عنوان نظریه را باید بر آن گذاشت و چرا این نظریه‌ها با عنوان «قاعده» مطرح نمی‌شود. با تتبع در متون فقهی در می‌یابیم که هیچیک از فقها مطالب بیان شده در تعیین دیه صدمات وارده بر استخوان را با عنوان «قاعده» مطرح نکرده‌اند در حالیکه در مانند اتلاف، ید و … فقها[۵۰۷] مطلب را با عنوان قاعده اتلاف و قاعده ید بیان کرده‌اند. این مطلب اشاره به همین نکته دارد که صدق عنوان قاعده بر این موارد صحیح نمی‌باشد. مرحوم صاحب جواهر از عنوان ضابط برای این موارد استفاده کرده‌اند. بنابراین همانگونه که برخی فقها معاصر به تفاوت «قاعده فقهی» و «نظریه فقهی» توجه داشته‌اند در اینباره مقرر داشته‌اند:
«نظریه عام را فقیه با ملاحظه وجوه مشترک میان احکام مختلف به دست مى‏آورد. به دیگر سخن، قاعده‏ فقهى‏ توسط شارع وضع یا خلق مى‏شود، در حالى که نظریه فقهى را فقیه با امعان نظر کشف مى‏کند. مثلا شرع مقدس مى‏گوید: «من اتلف مال الغیر فهو له ضامن» (هر کس مال دیگرى را تلف کند ضامن آن است) که یک قاعده‏ فقهى‏ است، ولى وقتى فقیه مى‏بیند که در عقد بیع، اجاره، نکاح و مانند این‏ها عقل و رشد معتبر است، آن‏گاه با دقت در این که این گونه شرایط مربوط به قصد انشا مى‏گردد، اذعان مى‏کند که جنون و صغر نیز موجب خلل در قصد هستند و لذا به این نظریه مى‏رسد که در کلیه اعمال حقوقى اهلیت معتبر است و لذا مى‏گوییم «نظریه اهلیت در عقود و ایقاعات».» [۵۰۸]
سنهورى در موضوعی دیگر، به عنوان نظریه توجه داشته و مى‏گوید:

1400/03/21

پژوهش – تأثیر درگیری ذهنی کالا و ویژگی‌های شخصیتی افراد روی تصمیم خرید آنی پوشاک- …

از قرار معلوم، خرید آنی هم با احساسات منفی در ارتباط است و هم با احساسات مثبت. البته در اینجا هنوز صحبت از یک رابطه همبستگی است و نه بحث علیت. اما ساتو و ورپلنکن (۲۰۱۰) شواهدی تجربی از وجود روابط علی ارائه نموده‌‌اند. در این پژوهش ابتدا به‌کمک روش‌های بخصوصی[۶۶]به افراد، خلق مثبت، منفی و یا حنثی القا گردید. سپس به هر یک از افراد، پنج پوند وجه نقد داده‌شد و این امکان به آنان داده شد که قسمتی از این مبلغ را به خرید مواد غذایی در دسترس (شامل مواد غذایی ناسالم مثل اسنک) بپردازند. نتایج حاکی از تفاوت معنی‌دار افراد دارای خلق خنثی با افراد دارای خلق مثبت یا منفی بود. افراد دارای خلق خنثی، تنها ۳۷% ، افراد دارای خلق منفی ۴۹% و افراد دارای خلق مثبت ۵۹% مبلغ را به خرید محصولات ناسالم پرداختند.

۲-۱-۲-۴-۱-۳- درگیری ذهنی
یکی از مشکلاتی که بارها گزارش شده و بازاریابان با آن برخورد می‌کنند این است که مصرف‌کنندگان را وادارند اطلاعات مربوط به کالا یا خدمت را دریافت کرده، درک کنند و به خاطر آورند.
مصرف‌کنندگان اطلاعات را دریافت و سپس پردازش کرده تا در آینده و در مواقع لزوم (خرید کالا یا خدمت) از آنها استفاده کنند. یکی از عوامل موثر بر پردازش اطلاعات، میزان درگیری ذهنی مصرف‌کننده می‌باشد.
روش انتخاب مصرف‌کنندگان به گونه‌ای قوی، از نوع فرایند تصمیم‌گیری که آنها در آن درگیر هستند تاثیر می‌پذیرد. چنانکه مصرف‌کنندگان از رویکرد درگیری ذهنی بالا به جای رویکرد درگیری ذهنی پایین استفاده کنند انتخاب متفاوت خواهد بود
۲-۱-۲-۴-۱-۳-۱- تئوری اقدام مستدل
۲-۱-۲-۴-۱-۳-۲- قضاوت و فرایندهای انتخاب
این نظریه اولین بار در سال ۱۹۶۷ توسط آجزن و فیشبین ارائه شد. هدف این نظریه پیش‌بینی و درک عوامل تأثیرگذار انگیزشی بر رفتار فرد است. این نظریه از رشته روانشناسی بالینی نشأت گرفته است. از قرن نوزدهم روانشناسان اجتماعی نظریه‌هایی را برای نشان دادن این که چگونه طرز نگرش بر رفتار فرد تأثیر می‌گذارد، توسعه داده‌اند. فیشبین و آجزن نظریه عمل منطقی را در تلاش برای شناخت رابطه بین عقاید، طرز نگرش‌ها، مقاصد و رفتار، با در نظر گرفتن منطقی بودن افراد و پردازش اطلاعات برای رسیدن به یک تصمیم ارائه دادند. ساختار انتظار- ارزش نقطه آغازین این توسعه نظری است: افراد براساس باورهایشان نسبت به نتایج حاصل از رفتار خود و ارزش‌های همراه با آن نتایج رفتار می‌کنند (جکسون، ۲۰۰۵).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
افراد باید مشخصات کالاهای مختلف را بررسی نموده، درباره آنها قضاوت کنند و سپس دست به انتخاب بزنند (کوهن و همکاران، ۱۹۹۰) در بررسی رفتار مصرف‌کننده بایستی عوامل فردی و اجتماعی غیرشناختی (مثل ارزش‌های درونی شده و تعهدات شخصی) نیز به عنوان عوامل تأثیرگذار بر تصمیم‌گیری مورد توجه قرار گیرد. بررسی فرایند قضاوت مصرف‌کننده نشان می‌دهد شدت تمایل مصرف‌کننده تحت‌ تأثیر دانش محصول، میزان اهمیت محصول برای فرد و تصویر ذهنی او از برند مزبور قرار خواهد گرفت. این مباحث به مصرف‌کننده کمک می‌کند تا قضاوت درستی انجام دهد و نسبت به انجام یک رفتار تمایل پیدا کند (کوهن
و همکاران، ۱۹۹۰). سیمونسون (۱۹۸۸) و بروکس (۱۹۸۵) نشان دادند افرادی که از دانش کمی درباره محصول برخوردارند ممکن است اطلاعات را اقتضایی انتخاب کنند درحالی‌که افراد با دانش بالا، معیارهای دریافت خاصی را بکار می‌گیرند. بروکس (۱۹۸۵) دریافت دانش اولیه، کارآیی جست‌و‌جوی بیرونی را با فراهم کردن امکان شناسایی یا حذف سریعتر گزینه‌های نامناسب بهبود می‌بخشد. اطمینان و ظرفیت نسبت به باورهای ویژگی برند، نحوه جست‌و‌جوی اطلاعات در یک انتخاب را مشخص می‌کند. دانش اولیه، اطمینان و فرایندهای کنترل حافظه بر فرایند جست‌و‌جوی اطلاعات اثر می‌گذارد و به توجه انتخابی به محرک‌های اطلاعاتی در هنگام انتخاب منجر می‌شوند (کوهن و همکاران، ۱۹۹۰).
استفاده قبلی از محصول، رفتار جست‌و‌جوی آتی را کاهش می‌دهد درحالی‌که دانش ذهنی افزایش رفتار جست‌و‌جو را پیشنهاد می‌کند.
۲-۱-۲-۴-۱-۳-۳- تعریف درگیری مصرف‌کننده با محصول
دانش خود- ادراکی بعنوان عامل مستقیم و مثبت برای تمایل خرید در مورد محصولات بادوام دارای برند اصل عمل می‌کند (بییان و همکاران، ۲۰۱۱).
زمانی‌که انگیزه برای دستیابی به هدف (احساسی، هیجانی، خشم، شهوت و سرگرمی) بالا باشد، مصرف‌کنندگان احتمالا تلاش محسوسی را به خرج دهند، چنین مصرف‌کننده برانگیخته‌ای ممکن است احساس کند که به نوعی درگیر شده است (آرنولد و رینولدز، ۲۰۰۳).
درگیری ذهنی مصرف‌کننده به عنوان اهمیت شخصی درک شده، یا علاقه مرتبط با اکتساب، مصرف و کنارگذاری کالا، خدمت یا ایده تعریف می‌شود. همانگونه که میزان درگیری ذهنی افزایش می‌یابد، مصرف‌کنندگان انگیزه بیشتری برای توجه، فهم و بازشکافی اطلاعاتی که در خرید یک کالا مهم است به دست می‌آورند. یک تعریف جهانی از درگیری ذهنی مصرف‌کننده ممکن است بدین صورت باشد:
“درجه اهمیت یا میزان علاقه‌ای که مصرف‌کننده به مطمئن بودن محصول دارد یا اهمیتی که یک نوع بخصوص کالا برای مصرف‌کنندگان براساس نیازهای ذاتی، ارزش‌ها و علایق آنها دارد” (اسپجل و همکاران، ۲۰۰۹).
مفهوم درگیری ذهنی از علوم اجتماعی گرفته شده است، کروگمان در سال ۱۹۶۵ برای اولین بار مفهوم درگیری را در بازاریابی بکار برد، او توضیح می‌دهد که مفهوم درگیری پایین چگونه بر پیام بازرگانی تلویزیونی تاثیر دارد (جونز و همکاران، ۲۰۰۳).
۲-۱-۲-۴-۱-۳-۴- ماهیت درگیری ذهنی
سطح درگیری از خیلی زیاد تا خیلی کم درجه‌بندی می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که درگیری ذهنی مصرف‌کننده تحت تاثیر شاخص‌های مرتبط با محصول، شاخص‌های شخصی مربوط به مصرف‌کننده و عوامل موقعیتی مربوط به تصمیم‌گیری خرید، می‌باشد (کینارد و کاپلا، ۲۰۰۶). به عبارتی ساده‌تر درگیری تابعی از شخص، محصول و موقعیت است. اصولا اصطلاحاتی از قبیل درگیری پایین یا بالای محصول لزوماً از نظر معنایی نادرست هستند. چون محصولات ذاتا درگیر یا غیر درگیر نیستند. تنها مصرف‌کنندگان می‌توانند درگیر باشند و درگیری محصول اساساً یک پاسخ مصرف‌کننده به محصول است. ارزش‌ها یا نیازهای فردی که موجب علاقه همیشگی به محصولات می‌شود با درگیری ذهنی در ارتباط هستند. ارزش‌ها، بازنمایی کلی نیازهای اساسی و اهداف فردی هستند که برای ارزیابی محصولات استفاده می‌شوند. در نتیجه ارزش‌ها، نگرش‌ها و گرایش‌ها، فرد را به سمت یک محصول و اهمیت محصول هدایت می‌کنند. ماکس ساترلند معتقدند در بسیاری از طبقات محصول دارای درگیری پایین، نام‌های تجاری مختلف، بسیار شبیه یکدیگرند و در پاره‌ای از اوقات تقریباً یکسان‌اند. برای مصرف‌کننده چندان اهمیتی ندارد که کدام یک از این محصولات را بخرد. در چنین طبقه‌ای با درگیری کم است که تاثیرات تبلیغ می‌تواند به بیشترین حد خود برسد (ساترلند، ۱۳۸۰، ۳۱). همچنین در مورد محصولات کاملا درگیرکننده، بیشترین اثر تبلیغ، بر اتخاذ تصمیم نهایی نیست، بلکه متوجه آن است که آن نام تجاری نیز مدنظر قرار گیرد (همان منبع، ۳۵).
زمانی که مصرف‌کننده، قصد انجام کاری را دارد تا نیازش را برآورده سازد، از انگیزه لازم برای دریافت و پردازش هر‌گونه اطلاعاتی در راستای هدف خود برخوردار است. در‌حالی‌که فرد دیگری ممکن است خود را برای دستیابی به همان اطلاعات به زحمت نیاندازد، زیرا به نظر او این اطلاعات با نیازش ارتباطی ندارد (کندسری ، ۱۳۸۹).
۲-۱-۲-۴-۱-۳-۵- طبقه‌بندی درگیری ذهنی
در واقع افراد مختلف ممکن است بطور غریزی سطوح مختلفی از درگیری با یک محصول خاص را تجربه کنند. هایگی و فیک، درگیری با محصول را بعنوان رابطه شخصی کالا با مصرف‌کننده منفرد معرفی کرده‌اند. زایکوفسکی (۱۹۹۰) معتقد است ارزش‌ها، اهداف زندگی و تم زندگی مصرف‌کننده بر درگیری محصول تأثیر می‌گذارد (کوئان و همکاران، ۲۰۱۰).
درگیری ذهنی می‌تواند به سه دسته درگیری ذهنی با تبلیغات، درگیری ذهنی با محصول، درگیری ذهنی خرید تقسیم‌بندی شود. برای درک تفاوت بین این سه درگیری، علاوه بر این آنها می‌توانند به درگیری موقعیتی، درگیری محتمل و درگیری واکنشی تقسیم شوند.
کروکان می‌گوید که درگیری با تبلیغات به عنوان فهمیدن سطح درگیری ذهنی مصرف‌کننده یا واکنش بعد از دریافت اطلاعات از تبلیغات، بر نگرانی مصرف‌کننده درباره اطلاعات تبلیغات بنا شده است.
درگیری محصول متفاوت از درگیری خرید است. درگیری خرید می‌تواند بصورت ارتباط فعالیت‌های خرید با فرد در نظر گرفته شود. از طرف دیگر، درگیری محصول، ارتباط مشاهده شده طبقه محصول با فرد را در یک مبنای مداوم منعکس می‌کند، بعنوان مثال، فرد ممکن است با یک طبقه محصول (مثل ماشین‌) یا با یک نام و نشان تجاری خاص (مثل ولوو) بسیار درگیر شود ولی دارای یک سطح بسیار پایینی از درگیری با فرآیندهای خرید باشد. بالعکس فرد ممکن است سطح نسبتا پایینی از درگیری با یک طبقه محصول (مثل جین) داشته باشد اما دارای سطح بالایی از درگیری خرید باشد که احتمالا بخاطر این است که فرد دوست دارد دوستی را تحت تأثیر قرار دهد و یا پولی را پس‌انداز کند.
درگیری با خرید به نگرانی مصرف‌کننده در مورد تصمیم‌گیری خرید و فعالیت خرید کردن بر می‌گردد.
درگیری محتمل، نشان دهنده واکنش یک فرد به رفتار محیطی خاص می‌باشد. هاستون و روس‌چیلد نشان می‌دهند که درگیری محتمل از دو منبع ،سیستم قدردانی ذهنی مصرف‌کننده از یک مفهوم محصول به یک مصرف‌کننده (و یا تجربه مصرف‌کننده در استفاده از محصول در گذشته) سرچشمه می‌گیرد.
درگیری موقعیتی به زمانی بر می‌گردد که یک مصرف‌کننده قصد دستیابی به اهداف خارجی در مورد خرید محصول و یا تقاضای آن را دارد یا یک نگرانی موقتی در مورد محصول دارد. بعد از این‌که مصرف‌کننده به هدفش رسید، درگیری‌اش با موقعیت، فورا کم خواهد شد.
۲-۱-۲-۴-۱-۳-۶-تاثیر درگیری ذهنی محصول بر تصمیم‌گیری خرید
درگیری واکنشی ترکیبی از درگیری موقعیتی و محتمل است که باعث ایجاد یک شرایط ذهنی در مورد بعضی چیزها می‌شود.
فریدمن و اسمیت در تحقیقات‌شان در مورد خدمات کشف کردند که زمانی که مصرف‌کنندگان می‌خواهند یک خدمت را انتخاب کنند، درگیری ذهنی آنها افزایش می‌یابد و آنها برای یافتن اطلاعات بیشتری تحقیق می‌کنند.
گلداسمیت و امرت گزارش دادند که درگیری با محصول یک نقش مهم را در رفتار مصرف‌کننده بازی می‌‌کند. وقتی که سطح درگیری ذهنی مصرف‌کننده افزایش می‌یابد، مصرف‌کننده برای یافتن اطلاعات بیشتر جست‌و‌جو خواهد کرد (نیز و تیلور، ۱۹۹۴).
محققان رفتار مصرف‌کننده معتقدند که درگیری ذهنی یک متغیر میانی در یک فرایند تصمیم‌گیری خرید می‌باشد. پیشینه درگیری ذهنی نشان می‌دهد، هنگام تصمیم‌گیری، افراد با درگیری ذهنی بالا در مقایسه با افراد با درگیری ذهنی پایین، از معیارهای بیشتری استفاده می‌کنند، برای بدست آوردن اطلاعات بیشتری تحقیق می‌کنند، گزینه‌های کمتری را می‌پذیرند، وارد جزئیات بیشتری می‌شوند، می‌خواهند در مورد قوت و ضعف گزینه‌های ممکن با بیشترین جزئیات بدانند و در برابر تغییر نگرش‌های‌شان بیشتر مقاومت می‌کنند (ادگت و کولن، ۱۹۹۲).
تحقیقات نشان می‌دهد زمانی‌که درگیری با محصول بالاست، فرایند تصمیم خریدار از طریق تصمیم‌سازی توسعه یافته، مجموعه‌ای از مراحل منطقی شامل جست‌و‌جوی اطلاعات و ارزیابی معیارها را طی می کند (بییان و همکاران، ۲۰۱۱).
درگیری با محصول می‌تواند بر فرایند تصمیم‌گیری مرتبط با یک محصول، شدت جست‌و‌جوی اطلاعات، زمان اختصاص یافته به انطباق با محصول، رفتار مؤثر بر گرایش‌های مشتری و ترجیحات وی در رابطه با محصول، ادراک فرد از سایر گزینه‌ها در همان طبقه محصول و وفاداری به برند تأثیرگذار باشد. سطح درگیری محصول در میان افراد بوسیله دانش عینی محصول نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. مطالعات نشان می‌دهد دانش محصول مصرف‌کنندگان به همراه افزایش نرخ درگیری محصول، افزایش خواهد یافت (تئانی، هراتی و همکاران، ۲۰۱۰).بنابراین سطوح درگیری می‌توانند بر پردازش اطلاعات، تصمیم‌گیری و واکنش به تبلیغات تاثیر بگذارد.
این مطلب به بازاریابان پیشنهاد می‌کند که سطح درگیری ذهنی مصرف‌کننده بر انتخاب انواع پیشنهادهای بازاریابی به وسیله شرکت‌ها و بنگاه‌ها تاثیر می‌گذارد (ادگت و کولن، ۱۹۹۲).
۲-۱-۲-۴-۱-۳-۷-تصویر ذهنی
سطح درگیری مصرف‌کننده در فرایند‌های تصمیم‌گیری خرید، مورد توجه بازاریابی عمومی در دو مورد تشویق‌کننده بودن و تاثیر‌گذار بودن آن بر نگرش و رفتار مصرف‌کننده قرار گرفته است. همچنین درگیری ذهنی مصرف‌کننده خودش را به صورت یک متغیر کلیدی برای توضیح بعضی از واکنش‌های مصرف‌کنندگان به محرک‌های بازاریابی نشان داده‌است. مشتریان از تداعیات برند برای کمک به پردازش، سازماندهی و بازیابی اطلاعات در ذهن و اتخاذ تصمیم خرید استفاده می‌کنند (یون و فابر، ۲۰۰۰).
تداعیات ذهنی از برند می‌توانند در اثر ارتباط میان آن برند و سایر موجودیت‌ها و هویت‌ها، تداعیات ذهنی فرعی را در ذهن مشتری ایجاد کنند (کلر، ۲۰۰۳). برند یا نام تجاری به گونه‌ای انتخاب می‌شود تا در ذهن مشتری باقی بماند، با این برند زندگی کند و همواره آن را به خاطر بیاورد (کاتلر، ۱۳۸۴). برندسازی با ایجاد یک ساختار ذهنی به مصرف‌کنندگان کمک می‌کند تا دانش خود را در مورد محصولات و خدمات سازماندهی کنند و در نتیجه تصمیم‌گیری برای آنها ساده‌تر می‌شود (کلر، ۲۰۰۳).
تصویر برند، نحوه ادراک برند توسط مشتریان و مجموعه‌ای‌ از تداعیات برند در ذهن مشتری را نشان می‌دهد (بییان و همکاران، ۲۰۱۱). کلر (۱۹۹۳) و لانزا (۲۰۰۱) تصویر برند را ادراک کلی مصرف‌کننده در اثر شناسایی محصول، خصوصیات آن و سایر برندهای مرتبط تعریف می‌کنند (لین، ۲۰۰۸). به عقیده فلدویک، افراد از کوچک‌ترین تعاملات و خاطره‌هایشان از یک نام تجاری تصویری در ذهن خود می‌سازند (میلر و همکاران، ۲۰۰۸). اسلائر و آلبا معتقدند که تداعیات برند ممکن است جست‌و‌جوی مصرف‌کنندگان برای سایر انواع اطلاعات لازم برای تصمیم خرید را مسدود نماید (گیل و.همکاران، ۲۰۰۷). رینولدز معتقد است تصویر، یک سازه ذهنی است که توسط مصرف‌کننده و براساس برخی برداشت‌های انتخابی در میان انبوهی از برداشت‌ها توسعه می‌یابند، این امر از طریق یک فرایند خلاقانه رخ می‌دهد که در آن این برداشت‌های انتخابی شفاف، مزین و مرتب می‌شوند (سونداه جونیور و همکاران، ۲۰۰۷) همسوسازی این تصاویر خلاقانه با یکدیگر و تشکیل یک تصویر برند واحد می‌تواند تصویر برند مطلوب و آنچه در اذهان مشتریان می‌گذرد، را بر یکدیگر منطبق سازد (دداوگلو و همکاران، ۲۰۰۹).

 

1400/03/21

پژوهش دانشگاهی – ادراک دانش‌آموزان از تخطی معلمان در‌رفتارهای صمیمی‌کلامی‌و‌غیرکلامی‌مورد‌انتظاردردانش‌آموزان سال‌سوم‌‌دبیرستان‌های‌شهرستان‌لنگرود ۶

حسن نیت۱۸۳/۱۴۹۰۸۵/۴۹۰۰۰۵/۰۳۳/۰۰۰/۱قابلیت اعتماد۱۲۵/۸۰۸۱۰/۲۰۰۰۰۵/۰۱۶/۰۹۹/۰

*. متغیر وابسته: اعتبار معلم.
مطابق با نتایج جدول ۴-۷، صمیمیت معلمان تاثیر معناداری بر ارزیابی دانش آموزان از شایستگی علمی انها داشته است: ۰۰۰۵/۰=p؛ ۴۹/۰=اندازه اثر؛ ۱۵/۱۶۸=F. بدین گونه که دانش آموزان معلمان صمیمی را از نظر علمی شایسته تر ارزیابی کرده اند (نگاه کنید شکل ۴-۱).
صمیمیت معلم بر ارزیابی حسن نیت آنها موثر بوده است: ۰۰۰۵/۰=p؛ ۵۰/۰=اندازه اثر؛ ۱۵/۱۷۷=F. بدین گونه که دانش آموزان معلمان صمیمی را باحسن نیت تر ارزیابی کرده اند (نگاه کنید شکل ۴-۱).
همچنین، صمیمیت معلم بر ارزیابی قابلیت اعتماد آنها نیز موثر بوده است: ۰۰۰۵/۰=p؛ ۴۹/۰=اندازه اثر؛ ۱۵/۱۶۸=F. بدین گونه که دانش اموزان معلمان صمیمی را نسبت به معلمان غیر صمیمی قابل اعتماد تر ارزیابی کرده اند (نگاه کنید شکل ۴-۱).
به عبارتی، ۵۰ درصد تغییرات در ارزیابی حسن نیت،و ۴۹ درصد تغییرات در ارزیابی شایستگی معلمان تحت تاثیر صمیمت آنها در کلاس درس بوده است. این درحالی است که در ارزیابی اعتماد پذیری این تاثیر پذیری تنها اندکی بیشتر از نصف تاثیرپذیری ارزیابی حسن نیت و اعتماد پذیری بوده است (۲۹/۰=اندازه اثر).

نکته بعدی در ارتباط با نتایج جدول ۴-۷ این است که، تاثیر صمیمت معلم بر ارزیابی هر سه شاخص اعتبار او موثر بوده است (۰۵/۰>p). بدین صورت که ارزیابی پسران از شایستگی علمی ۶۱ درصد (۰۰۰۵/۰=p؛ ۱۵/۱۱۳=F)، تحت تاثیر صمیمیت معلم در کلاس درس بوده در حالی که در دختران این تاثیرپذیری تنها ۳۴ درصد (۰۰۰۵/۰=p؛ ۵۸/۵۲=F) بوده است. ارزیابی حسن نیت معلمان در پسران ۶۴ درصد (۰۰۰۵/۰=p؛ ۲۰/۱۳۲=F) و در دختران تنها ۳۳ درصد (۰۰۰۵/۰=p؛ ۸۵/۴۹=F) تحت تاثیر صمیمیت معلم در کلاس درس بوده است. در ارزیابی قابلیت اعتماد معلمان نیز این تاثیرپذیری در پسران ۴۳ درصد (۰۰۰۵/۰=p؛ ۸۵/۵۴=F) و در دختران تنها ۱۶ درصد (۰۰۰۵/۰=p؛ ۱۰/۲۰=F) بوده است. بدین ترتیب ارزیابی دانش آموزان پسر نسبت به دانش آموزان دختر تقریباً دو برابر بیشتر تحت تاثیر سطح صمیمیت معلمشان در کلاس درس بوده است و یا به عبارتی، دانش آموزان دختر به طور معناداری نسبت به دانش آموزان پسر در ارزیابی اعتبار معلمشان تاثیرپذیری کمتری از سطح صمیمیت معلم در کلاس درس داشته اند.
۴-۲-۴- فرضیه چهارم: بدرفتار تلقی شده معلم موجب می شود که اعتبار معلم کاهش پیدا کند.برای آزمون این فرضیه، نمرات پرسشنامه اعتبار دانش آموزان سناریوی اول (معلم صمیمی با بدرفتار بالا) و سناریوی دوم (معلم صمیمی با بدرفتاری پایین) با یکدیگر مقایسه می شوند. چون در این تاثیر صمیمت معلم کنترل شده است.
جدول ۴-۸، خلاصه نتایج آماره های توصیفی دانش آموزان دو سناریو را در نمرات پرسشنامه اعتبار نشان می دهد.
جدول ۴-۸٫ نتایج اماره های توصیفی شاخص های ارزیابی اعتبار معلم در دانش آموزان سناریوی ۲ و ۱.

 

1400/03/21

سامانه پژوهشی – توسعه سیاسی و عدالت محوری و تاثیر آن بر ثبات سیاسی ایران…

سیاست های رفسنجانی به تدریج و با گذشت زمان هم از سوی نیروهای راست گرا و هم چپ گرا در درون هیئت حاکمه با انتقاد و مخالفت مواجه شد.گروه های چپ گرا که قدرت چندانی نداشتند صرفاً به طرح انتقاد علیه سیاستهای وی و فشار ناشی از سیاست های اقتصادی او بر طبقات متوسط و پایین می پرداختند.این کار نیز توسط معدود روزنامه ها و نشریات مربوط به این جناح خصوصاً روزنامه سلام و هفته نامه عصر ما صورت می گرفت.اما انتقادات و حملات نیروهای راست گرا به رفسنجانی وسیع تر و تاثیرگذارتر بود.نیروهای راست گرا افزون بر ناخرسندی از برخی سیاست های اقتصادی دولت رفسنجانی،از آزادی های نسبی سیاسی و فرهنگی اجرا شده توسط این دولت ،ناراضی بودند.این مخالفتها پس از آغاز کار مجلس چهارم تشدید شد.این مجلس به ویژه سیاست های وزارت خانه های کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی را که از مجریان این سیاست های آزاد سازی بودند،مورد حملات تندی قرار دادند و سرانجام رفسنجانی را وادار به تغییر وزرای این دو وزارت خانه و انتخاب افراد نزدیک به راست گرایان در این وزارت خانه ها نمودند.

علاوه بر این،تبلیغات وسیعی از سوی محافظه کاران نسبت به تحولات فرهنگی تحت عنوان خطر تهاجم فرهنگی غرب آغاز شد که غالباً از سوی راست گرایان و محافل سنتی به سیاست های دولت رفسنجانی و به ویژه کارگزاران فرهنگی و شهری(بیش از همه به شهرداری ها و فرهنگ سراهای ایجاد شده توسط شهرداری ها)نسبت داده می شد.سرانجام حملات شدیدی نیز از سوی محافل مذبور به آنچه آن را"فساد مالی و اداری” و “ثروت های باد آورده” می خواندند،آغاز گردید و بانکها،شهرداری ها و وزارت خانه های اقتصادی دولت رفسنجانی آماج انتقادات و اقدامات سیاسی و قضایی قرار گرفتند(خواجه سروی،۴۶۰:۱۳۸۲)
عکس مرتبط با اقتصاد
دولت رفسنجانی به ویژه در دوره دوم زمام داری خود بیش از هر چیز متکی به گروهی از مدیران و فن سالارانی بود که دستگاه های اداری و اجرایی کشور را در دست داشتند.این گروه گرچه اصولاً فاقد تشکل و موقعیت سیاسی آشکار و مشخص بود،امادر اواخر دوره چهارم مجلس،بخشی از همین گروه شامل تعدادی از وزرا،معاونین آنها و … یک تشکل سیاسی به نام"کارگزاران سازندگی” ایجاد کردند و با جدیت وارد کارزار رقابت انتخاباتی با محافظه کاران شدند.البته ضعف پایگاه اجتماعی این گروه،آنها را واداشت که که به دنبال ائتلاف با دیگر گروه های سیاسی باشند.از سوی دیگر،در همان زمان گروه های چپ گرایی حامی نظام اسلامی نیز به طور جدی در تلاش برای بیرون آمدن از انزوای سیاسی بودند.در چنین شرایطی ائتلاف این دو نیرو،یعنی کارگزاران سازندگی و نیروهای چپ گرای موسوم به"خط امام"(شامل مجمع روحانیون مبارز،مجاهدین انقلاب اسلامی،انجمن اسلامی دانشجویان و خانه کارگر)در آستانه انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی تحقق یافت.انتخابات مجلس پنجم بعد از انتخابات دوره اول نخستین انتخاباتی بود که با رقابت های جدی میان نیروهای سیاسی رقیب و همچنین حساسیت های قابل ملاحظه ای از سوی گره های مختلف اجتماعی همراه بود.بارزتر شدن مرز بندی ها،دست کم از لحاظ مواضع و جهت گیری های سیاسی و فرهنگی در میان نیروهای سیاسی درگیر،وجود یک فضای نسبتاً باز مطبوعاتی و برخورداری هریک از نیروهای درگیر از نشریات متعدد،از جمله عواملی بودند که به این انتخابات اهمیت و گرمی قابل ملاحظه ای بخشیدند.در این رقابت انتخاباتی جناح محافظه کار در تبلیغات انتخاباتی خود بر مسائلی از قبیل مقابله با تهاجم فرهنگی و جلوگیری از نفوذ لیبرال ها و"نامحرمان” به درون نظام و مجلس سخن می گفتند که این مفاهیم غالبا متوجه جناح رقیب بود.جناح مقابل (ائتلاف کارگزاران و گروه های خط امام)که در روزنامه های پر نفوزی همچون سلام و همشهری را در دست داشتند در تبلیغات خود جناح رقیب را به"انحصار طلبی” و” سوء استفاده از نهادهای قانونی برای اهداف گروهی"،"احتمال دست زدن به تقلب های انتخابی” و … متهم می کرد.کاندید های این جناح به ویژه کاندیدهای زن که تعداد آنها نسبت به دوره های پیش افزایش قابل ملاحظه ای یافته بود در تبلیغات خود معمولاً بر احقاق"حقوق زنان"،"کاهش محدودیت های سیاسی و فرهنگی"و … تکیه می کردند .به هر حال رقابت نزدیک جناح های درگیر،انتخابات را در بیشتر حوزه ها به دور دوم کشاند.سرانجام پس از کشمکشهای زیادی که با ابطال نتایج انتخابات در چند حوزه همراه بود،اکثریت مجلس به دست جناح راست افتاد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
جناح راست که اکثریت مجلس و چند وزارت خانه را در اختیار داشت در سطح جامعه نیز روزنامه رسالت،عمده ترین سخنگوی آن،خط مشی آن را ارئه می نمود.در دانشگاه نیز جامعه اسلامی دانشجویان را که در مقابل انجمن اسلامی تشکیل شد،به عنوان حامی خود داشت.در عرصه سیاسی از حمایت جامعه روحانیت و ۱۲ تشکل همسو با آن برخوردار بود.این جناح از یک سو دولت را تحت مراقبت خود گرفت و از سوی دیگر برای حفظ و گسترش قدرت،صفوف تشکلهای خود را تحکیم و تلاش نمود از مجموع آنهاحزبی فراگیر تشکیل دهد.طیف اکثریت مجلس،جهت مراقبت از عملکرد دولت،دیوان محاسبات را فعال ساخت تا بر هزینه های دستگاه های اجرایی نظارت کند؛همچنین مرکز پژوهش های مجلس را به وجود آورد تا به مثابه بازوی فکری مجلس از دستگاه های اجرایی،تحقیق و تفحص به عمل آورد.مهمتر از همه،انجام تحقیق و تفحص صدا و سیما بود که در آن زمان ریاست آن را یکی از تکنوکرات ها یعنی محمد هاشمی به مدت ۱۳ سال برعهده داشت.نتیجه تحقیق و تفحص،برکناری رئیس سازمان صدا و سیما و انتخاب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،علی لاریجانی به جای وی بود.مجلس همچنین با دولت بر سر محتوای برنامه دوم توسعه،اختلاف نظر پیدا کرد.بررسی دقیق لایحه ی برنامه دوم از سوی مجلس که دولت تلاش داشت ؟آن را از سال ۱۳۷۳ اجرا کند،موجب تاخیر یکساله در اجرای آن شد.همچنین اکثریت مجلس در ۲۳ آذر ماه ۱۳۷۳ وزیر معادن و فلزات را استیضاح کرد.اگر چه وزیر توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد،ولی دولت دوم هاشمی در دومین سال فعالیت خود از اکثریت مجلس اخطار دریافت کرد.
انتخابات مجلس پنجم و تحولاتی که با روی کار آمدن این مجلس به وقوع پیوست همانگونه که پیشتر ملاحظه شد،پیش درآمدی بر رخدادهای انتخابات هفتم ریاست جمهوری بود.
فصل دوم
دولت اصلاحات
وقایع مهم دوران سید محمد خاتمی
سید محمد خاتمی پس از پیروزی در انتخابات،کابینه خود را به مجلس معرفی کرد.طیف وسیع و نامتجانس متحدان و حامیان خاتمی،او را در انتخاب کابینه با محدودیت ها و مشکلات بسیاری مواجه کرده بود و خاتمی در این مورد ناچار بود هم حساسیت های شدید جناح مقابل خود،هم ملاحظات مربوط به گروه های سیاسی متحد خود و هم وعده های خود به مردم را با یکدیگر جمع کند.از همان ابتدا،با توجه به نقطه تمرکز برنامه ها و شعارهای خاتمی،وزارت خانه های مرتبط با امور سیاسی و فرهنگی از اهمیت خاصی برخوردار بودند.خاتمی در مورد وزارت خانه ها و سازمانهای مرتبط با امور اقتصادی ترکیبی از افراد میانه رو و یا مرتبط با کارگزاران را در کابینه خود گنجاند.تمام اعضای کابینه وی رای لازم را از مجلس گرفتند.اما مجلس در هنگام بررسی اعضای کابینه نشان داد که به ویژه در مورد وزارت خانه های سیاسی و فرهنگی نگرانی شدیدی دارد؛به طوری که آرای وزارت کشور،فرهنگ و ارشاد و آموزش عالی نسبت به دیگر وزرا بسیار کمتر بود.(فوزی،۱۳۸۴:۱۰۶۳).
با شروع کار کابینه ی خاتمی به زودی دگرگونی های قابل ملاحظه ای در فضای سیاسی و فرهنگی کشور پدید آمد.گسترش و تنوع سریع مطبوعات و بازتاب دیدگاه ها و مسائل گوناگون در روزنامه ها و نشریات و ابراز وجود گروه ها و شخصیت های گوناگون سیاسی در صحنه ی اجتماع از طریق تشکل ها و گروههایی که وزارت کشور کابینه ی خاتمی آنها را مجاز اعلام کرده بود،از جمله دگرگونی های آشکار در این زمینه بود.فضای سیاسی کشور از انبساط،تحرک و تنوع قابل ملاحظه ای برخوردار بود و طرح مسائل و خواسته ها و انتقادات گوناگون از سوی گروه های مختلف،چه در مطبوعات و چه در گروه های سیاسی،نشانه های یک جنبش سیاسی اصلاح طلبانه را با خود داشت.این انتظارات و درخواست ها که روز به روز گسترش و عمق بیشتری پیدا می کردند،از تنوع خاص برخوردار برخوردار بود و از تحقق آزادی های فکری و سیاسی تا ضرورت بازنگری در تفسیرهای محافظه کارانه،از حقوق و آزادی های گروه های مختلف به ویژه زنان و جوانان و نحوه ی روابط و معاشرت های اجتماعی تا ضرورت بهبود اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم و حتی برخی خواسته های قومی_زبانی را شامل می شدند.در مجموع یکی از مهمترین آثار روی کار آمدن دولت خاتمی را می توان فراهم شدن شرایط برای طرح خواسته های بی شمار گرو های مختلف و مهم تر از آن،ارائه ی یک تلقی جدید از حقوق و آزادی های مردم توسط دولت دانست.(فوزی،۱۰۶۵:۱۳۸۴)
در مقابل،جریان مخالف دولت که از مدت ها پیش از شروع به کار دولت خاتمی،ناخرسندی عمیق خود را از وعده ها و برنامه ی آزاد سازی سیاسی و فرهنگی او ابراز کرده بود،انتقادات و حملات خود را علیه اجرای این برنامه آغاز کرد.آنها با استناد به برخی مطالب مندرج در مطبوعات،گسترش(این نوع) آزادی را باعث"تسلط لیبرالیسم” و “رواج اباهه گری” و “تهدید ارزشهای مذهبی” و “تسلط دگر اندیشان” دانسته و همه ی اینها را تهدیدی علیه نظام تلقی کردند.از سوی دیگر با گسترش تجمعات سیاسی دانشجویی در کشور،زمینه برای درگیر شدن گروه های موافق و مخالف اصلاحات دولت فراهم آمد و در موارد متعددی این تجمعات به درگیری انجامید که مخالفان خاتمی این ناآرامی ها را به سیاست های آزاد سازی و برنامه توسعه سیاسی دولت و عملکرد وزارت کشور نسبت می دادند.(فوزی،۱۰۶۶:۱۳۸۴)
شاید بتوان اولین رویارویی جناح مخالف با دولت خاتمی را محاکمه شهردار تهران،غلامحسین کرباسچی دانست.وی که در انتخابات مجلس پنجم به حمایت از نامزدهای کارگزاران سازندگی مشهور شده و برخی سیاست های خاص را در حوزه های فرهنگی دنبال می کرد،در اواخر سال ۱۳۷۶ توسط دادگستری تهران دستگیر و محاکمه گردید.محاکمه وی که به بروز مخالفتها و اعتراضات حامیان دولت منجر شد،به صورت علنی از طریق صدا و سیما پخش گردید.این محاکمه که در زمان ریاست آیت الله محمد یزدی بر قوه قضاییه ،از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران،انجام گرفت(و ریاست دادگستری را حجت الاسلام علی رازینی بر عهده داشت) از سوی دولت و حامیان او به معنای سنگ اندازی جناح مخالف در راه دولت و مقابله با آن تعبیر گردید.
روزنامه های طرفدار جناح راست از این اقدام دادگستری،حمایت کرده و محاکمه شهردار تهران را اقدامی شایسته دانسته و در مقابل روزنامه های دوم خردادی به آن اعتراض می کردند.دولت خاتمی نیز از شهردار تهران حمایت کرد و در حمایت از وی نمایشگاهی از خدمات و دستاوردهای شهردار تهران را در وزارت کشور تشکیل داد.نتیجه ی این محاکمه با زندانی شدن و انفصال شهردار تهران از خدمات دولتی،به نفع جناح راست تمام شد.استیضاح وزیر کشور،عبدالله نوری،در خرداد ۱۳۷۷ به رهبری عناصر شاخص جناح راست(محمد رضا باهنر،مرضیه وحید دستجردی،مهدی رضا درویش زاده،سید رضا طاهر طاهریو عباسعلی نورا) از طریق طرح اعتراض به وجود تشنج و ناآرامی در کشور توانستند با ۱۳۷ رای عدم اعتماد،به وزارت چند ماهه ی عبدالله نوری پایان دهند.
در پاییز و زمستان ۱۳۷۷ واقعه ای رخ داد که فضای داخلی ایران را ملتهب و حکومت را با چالش جدی مواجه کرد.این واقعه که از آن به عنوان"قتل های زنجیره ای"تعبیر می شود،تا مدت ها هم در داخل و هم در سطح بین المللی ثبات سیاسی حکومت را تحت تاثیر قرار داد.در ابتدای آذر ماه ۱۳۷۷ مشخص شد که یک سلسله قتل های سازمان یافته علیه نویسندگان و فعالان سیاسی منتقد یا مخالف نظام صورت گرفته است.شبکه اجرایی این قتلها که با پیگیری خاتمی و حمایت آیت الله خامنه ای نیز همراه بود شناسایی گردید.وزارت اطلاعات اعلام کرد که بعضی از کارکنانش در این قتلها دخالت داشته اند.به دنبال این موضوع فشار برای کنار گذاشتن وزیر اطلاعات از سوی مطبوعات و گروه های طرفدار خاتمی آغاز شد و سرانجام به استعفای وزیر منجر گردید.
در این زمان وزارت اطلاعات در تصدی حجت الاسلام دری نجف آبادی بود که از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت محسوب می گردید.بنابراین با توجه به فضای عمومی جامعه که جناح راست را به خشونت طلبی،مخالفت با آزادی بیان و مطبوعات متهم می کرد،انتساب این واقعه به این جناح در سطح جامعه موثر افتاد.بر این اساس موجی از شایعات واتهامات شروع شد و مطبوعات جناح دوم خرداد،جناح رقیب را به دست داشتن در این قتل ها متهم نمود و یا حداقل این فکر را القا نمودند جناح رقیب و خصوصاً برخی از عناصر آن با “تئوریزه کردن خشونت” در زمینه سازی این قتلها موثر بوده است.نتیجه این وقایع در سطح داخلی استعفای وزیر اطلاعات،رواج اتهامات و فضای ملتهب سیاسی بود و در سطح بین المللی نیز مشکلاتی را برای کشور به وجود آورد.اصول گرایان نیز ناگهان جناح حاکم را متهم به دست داشتن در این قتل ها کردند.آنها استدلال کردند که مسئول اصلی قتلها،مصطفی کاظمی است که وی از هواداران جدی خاتمی است.هرچند رسانه های دوم خردادی با انسجام و هماهنگی کامل حملات منظم شده ای را علیه اینان به راه انداختند و جناح اصول گرا به دلیل ناهماهنگی،نداشتن جراید مناسب و رعب منتج از شکست در انتخابات نتوانستند به خوبی از ادعای خود دفاع کنند،ولی استدلال آنها توانست جناح حاکم را در موضع تدافعی قرار دهد و تا حدی از تهاجم آن ها جلوگیری کند.
به علاوه تاخیر و ضعف مدیریتی که مرجع رسیدگی به پرونده از خود نشان داد،از یک سو زمینه را هر چه بیشتر برای بهره برداری سیاس از اطلاعات ناقص پرونده فراهم کرد و از سوی دیگر دست به دست شدن پرونده در دست چند گروه امنیتی و قضایی وبه درازا کشیدن بررسی آن،در حدود چهار سال و مرگ مشکوک یکی از متهمان پرونده(سعید امامی) در بازداشتگاه،از اعتبار دستگاه قضایی نزد افکار عمومی به شدت کاست و نوع سردر گمی در بخش قضایی و امنیتی نظام را به نمایش گذاشت.
در سال ۱۳۷۷ برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی،انتخابات شوراها برگزار گردید و در اکثر نقاط کشور خصوصاً شهر تهران،نمایندگان و کاندیدهای جناح دوم خرداد به پیروزی رسیدند.این پیروزی همانند سایر پیروزی ها ی جناح مذکور عمدتاً مدیون روزنامه های پر تیراژ وابسته به این جناح بود که در زمان وزارت عطاءالله مهاجرانی از جهات مختلف رشد کرده بودند.اما طولی نکشید که این سیر رشد با روی دادن دو اتفاق متوقف شد.این دو رویداد،یکی استیضاح وزیر فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی،سید عطاءالله مهاجرانی و دیگری تصویب اصلاح قانون مطبوعات و در پی آن کاهش اختیارات هیئت منصفه بود.
طرح اصلاح قانون مطبوعات که کلیات آن در ۱۶ تیرماه ۱۳۷۸ به تصویب اکثریت مجلس پنجم رسید موجب بروز کشمکش ها و اختلافات شدیدی بین دو جناح اصلی کشور و دولت و مجلس گردید.همزمان با تصویب این طرح در روزنامه سلام،به مدیریت حجت الاسلام موسوی خوئینی ها عضور مجمع روحانیون مبارز تهران،در ۱۶ تیر ماه ۱۳۷۸ نامه محرمانه از وزارت اطلاعات چاپ شد که به استناد محتوای آن ادعا شده بود که طرح اصلاح قانون مطبوعات از طرف سعید امامی تهیه شده است.بلافاصله وزارت اطلاعات از روزنامه سلام به دلیل چاپ سند محرمانه آن وزارتخانه،به دادگاه ویژه ی روحانیت شکایت کرد.دادگاه ویژه روحانیت نیز روزنامه سلام را توقیف کرد.در شامگاه ۱۷ تیر ۱۳۷۸ عده ای از دانشجویان در کوی دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام تجمع اعتراض آمیز برپا کردند؛این تجمع نقطه ی آغاز بحرانی بود که به کوی دانشگاه معروف شد.(فوزی،۴۰۸:۱۳۸۴)
نیروی انتظامی در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به تجمع دانشجویان خوابگاه دانشگاه تهران حمله برد.عناصر سیاسی وزارت کشور وابسته به حزب مشارکت از این واقعه استفاده کردند و بر تشنج دامن زدند که به دنبال آن تشنج در برخی دانشگاهها و شهرهای کشور آغاز شد.در خیابانهای منتهی به دانشگاه تهران،طی چند روز آشوب و بلوا به پا گردید.در دانشگاه تبریز اعتراضات دانشجویی اوج گرفت و درنهایت در اثر هجوم پلیس و کشته شدن یک نفر تا حدودی آرام شد.
این حادثه یا به عبارت دقیق تر این بحران کاملاً در ارتباط با منازعه جناح های سیاسی کشور و رقابتهای نخبگان درون مجلس و دولت قرار داشت؛به گونه ای که با بیانیه ها و سخنرانی ها اوج میگرفت وآرام می شد.
جبهه ی دوم خرداد در تبلیغات وسیع خود مدعی شد که بحران کوی دانشگاه دنباله ی قتلهای زنجیره ای بوده و برای مقابله با دولت خاتمی طراحی شده است.پیگیری بحران در شورای عالی امنیت ملی به عزل فرمانده ی نیروی انتظامی تهران بزرگ(سردار نظری)منجر شد.وی در دادگاه نظامی محاکمه ولی تبرئه شد.به علاوه وزیر فرهنگ و آموزش عالی وقت،رئیس وقت دانشگاه تهران و برخی مدیران دیگر به طور موقت از سمت خود استعفا کردند.همه ی این تحولات،به اضافه پیگیری های اطلاعاتی و قضایی،خوراک مطبوعات انتقادی دوم خرداد شد و آنها توانستند با بهره گیری از این موقعیت،رقیب را به شدت تحت فشار قرار دهند؛به طوری که جناح راست در این حادثه موضع کاملاً انفعالی به خود گرفت.(فوزی،۴۰۹:۱۳۸۴)
مقدمات انتخابات مجلس ششم در شرایطی برگزار گردید که گروه ها و جریان های سیاسی در کشور و به ویژه نیروهای برنده در انتخابات ریاست جمهوری که تحت عنوان"جبهه دوم خرداد"ائتلاف گسترده ای را تشکیل داده بودند،به شدتت فعالیت می کردند.صف بندی جناح ها و گروه های سیاسی فعال در کشور در این مقطع به شرح زیر بود.
در یک سو،جبهه دوم خرداد و در سوی دیگر منتقدین آنها قرار داشتند.دوم خردادی ها طیف وسیعی از نیروهای مختلف جپ و میانه روی داخل نظام شامل مجمع روحانیون مبارز،سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی،کارگزاران سازندگی،جبهه ی مشارکت ایران اسلامی،دفتر انجمن ها ی اسلامی دانشجویی و برخی گروه های دیگر که خود را گروه های دوم خردادی می نامیدند،می شد که عمدتاً گروه های داخل حاکمیت بودند؛هر چند برخی جریانات دیگر مثل نهضت آزادی و ملی مذهبی ها در این فضا وارد عرصه ی رقابتها در حمایت از جبهه ی دوم خرداد گردیدند.در مقابل این جریان،طیف دیگری از منتقدان برنامه های دولت شامل جامعه ی روحانیت مبارز،جمعیت موتلفه و گروه های همسو با آنان قرار داشتند.
طیف اول در آستانه ی انتخابات ائتلاف بزرگی با نام"جبهه ی دوم خرداد” تشکیل داده و به صورت فعال و منسجم در انتخابات شرکت کردند.در این انتخابات همچنین گروه های ملی مذهبی و نهضت آزادی که بعد از تحولات دوم خرداد فعالیت های خود را گسترش داده بودند،به فعالیت پرداخته و با معرفی یک لیست سی نفره وارد انتخابات شدند.در بررسی صلاحیت کاندیداهای این دوره،شورای نگهبان برخلاف انتظار،صلاحیت اکثر کاندیداهای نیروهای دوم خردادی درون نظام را مورد تایید قرار داد.هرچند صلاحیت عده ای از کاندیداهای آنها مورد تایید واقع نشد اما به هر حال این برخورد باعث فعال شدن رقابت انتخاباتی بین طرفداران دوم خردادی و منتقدین آنها شد.
در نهایت ائتلاف گروه های دوم خرداد،در این انتخابات به پیروزی دست یافت.در حوزه ی انتخابیه تهران ۲۰ نفر(از ۳۰ نفر نمایده تهران)از لیست مجمع روحانیون مبارز بودند و در مجموع ائتلاف نیروهای چپ و دوم خردادی حدود ۷۰% کرسی های مجلس را تصاحب و نیروهای منتسب به جناح راست بین ۲۰-۲۵ درصد کرسی های مجلس را به دست آوردند.به طور مثال در حوزه ی انتخابیه ی تهران تنها یک نفر از لیست جناح راست و جامعه روحانیت مبارز(دکتر غلامعلی حداد عادل) به مجلس راه یافت و بقیه حدنصاب لازم را به دست نیاوردند(فوزی،۱۰۷۴:۱۳۸۴)
در هنگام اعلام نتایج نهاد ناظر برانتخابات با اعلام خدشه دار بودن و ابطال انتخابات،برخی حوزه های انتخابیه ی موجب بروز پاره ای تنش ها و اغتشاشات در سطح جامعه شد.بروز اغتشاشات که شاهدی بر بی ثباتی سیاسی است،دردوم اسفند ۱۳۷۸ و در شهرهای شادگان،بروجن و شوش درگیری هایی رخ داد.در شادگان علاوه بر تخریب برخی سازمانهای دولتی بسیاری از اموال مردم به سرقت رفت و دهها دستگاه خودروی متعلق به نهادها و ادارات دولتی به آتش کشیده شد.در شوش به ساختمان فرمانداری تعرض و یک بانک و کتابخانه امور تربیتی به آتش کشیده شد.همچنین شیشه های ساختمان فرمانداری،اداره پست،آب و فاضلاب،دو بانک و تعدادی مغازه شکسته و ۱۵ تا ۲۰ نفر در ناآرامی ها زخمی شدند و در شهر بروجن نیز به فرماندهی حمله و شیشه های تعدادی از مدارس شکسته شد.همچنین عده ای از مردم میناب،جاسک و رودان در اعتراض به ابطال انتخابات شهرستان خود در مقابل وزارت کشور تجمع کردند و در شهرستان های باشت و گچساران نیز در اعتراض به ابطال انتخابات توسط شورای نگهبان تجمع اعتراض آمیزی شکل گرفت و شیشه برخی ادارات و بانکها شکسته شد.(خواجه سروی،۲۱۵:۱۳۸۳)
بزرگترین چالش در خصوص انتخابات مجلس ششم در شهر تهران به وجود آمد.شورای نگهبان با اعلام بروز پاره ای تقلب ها در حوزه ی انتخابیه شهر تهران،اعلام نتایج انتخابات و تایید و صحت آن را به تعویق انداخت.این موضوع باعث بروز نگرانی هایی در خصوص تقلب در انتخابات این شهر شد که در نهایت با دخالت مقام معظم رهبری صحت انتخابات شهر تهران،تایید و به نگرانی ها پایان داده شد.
وضعیت مشارکت و رقابت سیاسی در دوره های مختلف انتخاباتی
در اینجا لازم است به وضعیت مشارکت و رقابت در دوره های مختلف مجلس شورای اسلامی اشاره ای نماییم.
به عقیده ی برخی محققین الگوی حاکم بر مناسبات نخبگان و کنشگران سیاسی در برخی از انتخابات مجلس و ریاست جمهوری پس از انقلاب اسلامی کاملاً به شیوه ی دموکراتیک و رقابت جویانه و در پاره ای موارد نیز حالت غیر مسالمت آمیز و غیر رقابت جوبانه داشته است.به عقیده ساعی در اولین انتخابات مجلس و خصوصاً انتخابات ریاست جمهوری شیوه ی دموکراتیک و آزاد حاکم بوده است.احزاب و گروه های عمده در این دوره از انتخابات عبارت بودنداز:۱-نهضت آزادی ایران۲-جامعه روحانیت مبارز۳- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی۴-سازمان مجاهدین خلق ایران۵-حزب توده۶-حزب جمهوری اسلامی۷-جبهه ی ملی چهارم.
شواهد نشان می دهد که در اولین انتخابات مجلس،مبارزه انتخابات میان سه گروه سیاسی زیر بوده است که این جناح ها در مبارزات انقلابی قبل از سال ۱۳۵۸ حضور داشتند:۱-اسلامی ۲- ملی۳- چپ.گروه های جناح اسلامی مثل حزب جمهوری اسلامی،سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی،جامعه روحانیت مبارز و گروه های جناح چپ مثل سازمان مجاهدین خلق،حزب توده و سازمان چریک های خلق و گروه های جناح ملی مثل جبهه ملی و نهضت آزادی بوده اند.کل کاندیداها ۳۶۹۰ نفر بوده اند که از این تعداد۵۴۰ نفر مربوط به تهران بود.از تهران اسامی ۸۰ نفر به دلیل نقص پرونده حذف گردید.بدین ترتیب کل کاندیداها به ۳۶۱۰ نفر کاهش یافت.در انتخابات ریاست جمهوری نیز کاندیداهای احزاب و گروه های اسلامی،ملی و چپ حضور داشتند.در این انتخابات تنها یک نفر(مسعود رجوی،کاندیدای سازمان مجاهدین خلق)چون به قانون اساسی رای نداده بودند از کاندیداتوری رد صلاحیت شد.به باور ساعی،مناسبات کنشگران بعد از عزل اولین رئیس جمهور تا خرداد ۱۳۷۶ تحت تاثیر عوامل زیر تغییر یافت:
وقوع تضاد و گسست میان گروه موسوم به حزب الله با گروه های ملی و مارکسیستی؛
وقوع جنگ ایران و عراق؛
عزل اولین ریاست جمهوری؛
آغاز مبارزه ی مسلحانه از سوی گروه های مخالف(مثل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و انفجار دفتر ریاست جمهوری)؛
سازمانها و گروه های غیر حزب الله(حذف نهضت آزادی ،سازمان مجاهدین خلق،جبهه ملی و…)
حاکمیت نیروهای موسوم به گروه حزب الله؛

 

1 2 3 ...4 ... 6 ...8 ...9 10 11 12 ... 678